نزدیک به پنج ماه از آغاز درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا میگذرد و اکنون پرسش اساسی در محافل راهبردی واشنگتن این است که آیا راهی برای خروج از این وضعیت وجود دارد؟ جاشوا شوارتز، تحلیلگر مسائل امنیتی در نشریه نشنال اینترست، در تحلیلی تاملبرانگیز به این موضوع پرداخته و استدلال میکند که ادامه جنگ نه تنها به نفع آمریکا نیست، بلکه میتواند هزینههای بسیار سنگینتری به همراه داشته باشد.
اهداف محققنشده جنگ
به نوشته این تحلیلگر، تصمیم دولت ترامپ برای ورود به جنگ با ایران با دو هدف اصلی اتخاذ شد: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و تضعیف قدرت منطقهای جمهوری اسلامی. اما شواهد میدانی نشان میدهد که هیچیک از این اهداف به طور کامل محقق نشده است. ایران همچنان حدود ۷۰ درصد از توان موشکی خود را حفظ کرده و در مقابل، آمریکا با کاهش چشمگیر ذخایر مهمات پیشرفته خود از جمله موشکهای تاماهاوک و پاتریوت مواجه شده است.
همزمان، ایران توانسته است با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز، اهرم فشار قابل توجهی بر بازارهای انرژی جهانی اعمال کند. این وضعیت باعث افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی در داخل آمریکا شده است.
چرا تشدید تنش راه به جایی نمیبرد؟
شوارتز با نقد دیدگاه رئیسجمهور آمریکا که معتقد است «قدرتمندان همواره ضعیفان را شکست میدهند»، به نمونههای تاریخی متعددی اشاره میکند که خلاف این ادعا را نشان میدهد. در جنگ ویتنام، آمریکا پس از سالها درگیری و تلفات سنگین مجبور به عقبنشینی شد. در افغانستان نیز طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا با خروج شکستآمیز نیروهای این کشور به پایان رسید. حتی انقلاب آمریکا علیه بریتانیا نیز نمونهای از پیروزی طرف ضعیفتر بر یک ابرقدرت بود.
نکته کلیدی در این تحلیل، تفاوت سطح «انگیزه» میان دو طرف است. به گفته این کارشناس، از آنجا که بقای نظام جمهوری اسلامی در گرو نتیجه این جنگ است، ایران عزم و اراده بسیار بیشتری برای ادامه مبارزه دارد. در مقابل، افکار عمومی آمریکا تمایلی به پرداخت هزینههای سنگین مالی و جانی برای جنگی که در تامین منافع ملی آن موفق نبوده، نشان نمیدهد.
مزایای شکست سریع
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای این تحلیل، تاکید بر مزایای «شکست سریع» برای آمریکا است. شوارتز سه مزیت اصلی برای این گزینه برمیشمارد:
نجات جان و منابع مالی: او به تجربه ویتنام اشاره میکند که در آن، ادامه جنگ پس از ۱۹۶۹ میلادی بیش از ۲۱ هزار سرباز آمریکایی را به کام مرگ کشاند بدون آنکه تغییری در نتیجه نهایی ایجاد کند.
حفظ تواناییهای نظامی: آمریکا تا نیمی از مهمات پیشرفته خود را در این مدت مصرف کرده و بازسازی این ذخایر سالها زمان نیاز دارد. ادامه جنگ این بحران را تشدید خواهد کرد.
حفظ اعتبار راهبردی: برخلاف تصور عمومی، شکست سریع میتواند به حفظ اعتبار یک قدرت کمک کند. شوارتز به خروج آمریکا از لبنان در سال ۱۹۸۴ اشاره میکند که برخلاف جنگهای طولانی ویتنام و عراق، به «سندرم» فرسایشی منجر نشد. به اعتقاد او، صدام حسین در آستانه جنگ خلیج فارس دقیقاً به این دلیل تصور کرد که آمریکا تحمل تلفات سنگین را ندارد که سندرم ویتنام در اذهان باقی مانده بود.
صلح واقعگرایانه؛ تنها راه پیش رو
نویسنده این تحلیل در جمعبندی خود از دولت ترامپ میخواهد که اشتباه راهبردی خود را بپذیرد و با اعطای امتیازاتی نظیر پذیرش ادامه غنیسازی ایران تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به رسمیت شناختن توان موشکی ایران و واگذاری کنترل نسبی تنگه هرمز، از این باتلاق خارج شود. او به تفاهمنامه ۱۷ ژوئن اشاره میکند که از سوی برخی «تسلیم آمریکا» خوانده شد، اما به اعتقاد او بازتابی از واقعیت ژئوپلیتیک جدید در منطقه است.
شوارتز در پایان از رئیسجمهور آمریکا میخواهد که به وعده خود در مراسم تحلیف دومین دوره ریاستجمهوریاش عمل کند؛ جایی که گفته بود «موفقیت را با پایان دادن به جنگها میسنجم، نه با پیروزی در نبردها». به نوشته او، اکنون زمان آن رسیده که این شجاعت به خرج داده شود و صلحی واقعگرایانه جایگزین جنگ فرسایشی فعلی گردد.
نظرات (0)