در تاریخ سیره اهلبیت (ع) نمونههای فراوانی از برخورد کریمانه با جوانانی دیده میشود که در نگاه نخست، شاید در مسیر لغزش یا سرگرمیهای بیحاصل قرار داشتند؛ اما نگاه معصوم، ورای ظاهر رفتار، حقیقت وجودی و ظرفیت هدایت آنان را میدید. داستان «کفتربازهای عاشق امام صادق (ع)» یکی از همین نمونههای آموزنده است که از سوی نویسنده یادداشت اخیر خبرگزاری فارس مورد توجه قرار گرفته است.
کفتربازان مدینه؛ جوانانی در حاشیه نگاه اجتماعی
کبوتربازی یا «کفتربازی» در جامعه آن روز حجاز، سرگرمی رایج جوانان به شمار میرفت؛ سرگرمیای که گاه با اتلاف وقت، تجمعهای بیهدف بر پشتبامها و حتی برخی آسیبهای اجتماعی پیوند میخورد و در نگاه عرفی، جایگاهی چندان مثبت نداشت. بسیاری از بزرگان و متدینان، این جوانان را طرد میکردند و کمتر کسی حاضر بود با آنان همنشینی کند.
با این حال، نکته شگفت این بود که همین جوانانِ به ظاهر دور از مسجد و محفل علم، دل در گرو امام صادق (ع) داشتند. آنان با وجود سبک زندگی متفاوت خود، امام را دوست میداشتند، به خانهاش رفتوآمد میکردند و حرف او را با جان و دل میشنیدند. این ارادت دوطرفه نبودنِ طرد از سوی امام، ریشه اصلی پیوندی عاطفی و عمیق میان آنان و رئیس مذهب جعفری بود.
شیوه امام صادق (ع)؛ جذب به جای دفع
آنچه سیره امام صادق (ع) را متمایز میکند، پرهیز از برخورد تحقیرآمیز و قضاوت شتابزده است. روایتها و نقلهای تاریخی نشان میدهد که امام نه با زبان سرزنش و نهی مستقیم و تند، بلکه با احترام به شخصیت جوان، گفتوگو، پذیرش و ایجاد احساس ارزشمندی، زمینه تغییر را فراهم میکرد.
امام صادق (ع) به جای آنکه کفتربازی را دستاویزی برای راندن جوانان قرار دهد، آنان را به مجلس خود راه میداد، با آنان سخن میگفت، از احوالشان میپرسید و به تدریج، افق نگاهشان را وسعت میبخشید. همین رفتار کریمانه باعث میشد جوان احساس کند دیده شده و کرامت انسانیاش حفظ شده است؛ احساسی که خود، نخستین گام برای پذیرش نصیحت و تحول درونی است.
در آموزههای تربیتی اسلام، اصل «هدایت تدریجی» جایگاه ویژهای دارد. امام صادق (ع) نیز میدانست که تغییر یکباره رفتارهای نهادینهشده، نه ممکن است و نه پایدار. از این رو، با صبر، مدارا و تقویت نقاط مثبت جوانان، آنان را به سمت مسئولیتپذیری، معنویت و دانش سوق میداد.
چرا این جوانان عاشق امام بودند؟
راز محبوبیت امام صادق (ع) در میان این قشر، در چند ویژگی خلاصه میشود:
- صداقت و بیریایی: جوانان، رفتار تصنعی را به سرعت تشخیص میدهند. امام با آنان صادقانه و بدون تکلف برخورد میکرد.
- پرهیز از برچسبزنی: امام، هویت جوان را به یک رفتار تقلیل نمیداد. «کفترباز» عنوانی برای تحقیر نبود، بلکه بخشی از واقعیت زندگی او بود که قابل اصلاح است.
- گشودن درِ خانه و دل: برخلاف برخی که در را به روی این جوانان میبستند، امام درِ خانه علم و معرفت خود را به رویشان باز نگاه میداشت.
همین عوامل سبب شد که جوان کفترباز، خود را از اهل بیت جدا نبیند و با وجود لغزشها، رشته امید و ارتباطش با دین قطع نشود.
درسی برای امروز؛ چگونه با جوان امروز رفتار کنیم؟
یادداشت منتشرشده در فارس، این پرسش کلیدی را پیش میکشد که آیا امروز نیز نگاه ما به جوانانِ درگیر سرگرمیهای نوظهور، فضای مجازی، بازیهای رایانهای یا سبکهای متفاوت زندگی، همان نگاه امام صادق (ع) است؟
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به الگوی جذب حداکثری نیاز دارد. طرد، تمسخر و نسخهپیچیهای تحکمی، جوان را از مسجد، خانواده و نظام تربیتی دور میکند، در حالی که آغوش باز، شنیدن بدون پیشداوری و همراهی صبورانه، میتواند دل او را نرم و آماده پذیرش حقیقت کند.
مربی، معلم، پدر و مادر و فعال فرهنگی اگر بخواهد همچون امام صادق (ع) اثرگذار باشد، باید نخست «محبوب» شود، سپس «مربی». محبت، مقدمه تربیت است. جوانی که احساس کند دوست داشته میشود، حتی اگر رفتارش نقد شود، نصیحت را میپذیرد؛ اما جوانی که احساس تحقیر کند، حتی سخن حق را نیز پس میزند.
سیره امام صادق (ع) به ما میآموزد که هیچ جوانی را نباید از پیش باخته دانست. همان جوان کفترباز دیروز، با یک برخورد کریمانه، میتواند به راوی حدیث، حامل علم و مدافع مکتب تبدیل شود. تاریخ شاگردان امام صادق (ع) پر است از همین تحولها؛ انسانهایی که از حاشیه به متن آمدند، چون کسی به آنان فرصت رشد داد.
امروز نیز بازخوانی این سیره، چراغ راهی برای خانوادهها، مساجد، مدارس و مجموعههای فرهنگی است؛ اینکه به جای بستن در، در را باز کنیم، به جای انگ زدن، دست بگیریم و به جای فریاد، با زبان دل سخن بگوییم.
نظرات (0)