وزارت انرژی آمریکا اعلام کرد که ایالات متحده و عربستان سعودی دو توافقنامه مهم همکاری هستهای و تضمینهای دوجانبه امضا کردهاند. این توافقها که ارزش آنها به میلیاردها دلار میرسد، زمینه را برای یک مشارکت بلندمدت چنددههای میان دو کشور فراهم میکند. اما آنچه این توافق را از نمونههای پیشین متمایز میکند، فقدان الزام عربستان به پذیرش پروتکل الحاقی آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اعطای حق ضمنی غنیسازی بومی اورانیوم به ریاض است.
شکستن استاندارد طلایی
در سال ۲۰۰۹، آمریکا و امارات متحده عربی توافقنامه همکاری هستهای امضا کردند که به «استاندارد طلایی» شهرت یافت. بر اساس آن توافق، ابوظبی داوطلبانه از غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتونیوم صرفنظر کرد تا الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد. اکنون اما واشنگتن با اعطای حقوق مشابه به عربستان، عملاً آن استاندارد را کنار گذاشته است.
پروفسور فرانک فون هیپل، مدیر اسبق اداره علم و فناوری کاخ سفید، میگوید: «این اقدام سیاست نیمقرنی آمریکا در منع گسترش سلاحهای هستهای را تضعیف میکند. ما دهها سال تلاش کردیم کشورها را از ایجاد برنامههای غنیسازی ملی کوچک و غیراقتصادی بازداریم، اما اکنون خودمان در حال انجام عکس آن هستیم.»
ثروت شرکتهای آمریکایی در برابر امنیت جهانی
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این توافق ۳۰ ساله دهها میلیارد دلار به شرکتهای پیمانکار آمریکایی در بخش انرژی هستهای پرداخت خواهد کرد. منتقدان معتقدند انگیزههای اقتصادی و منافع شخصی مرتبط با خانواده ترامپ نقش مهمی در شکلگیری این توافق داشته است. فون هیپل در این زمینه تصریح میکند: «به نظر میرسد معاملات ترامپ با رهبران عربستان سعودی به شدت تحت تأثیر میلیاردها دلاری است که به خانوادهاش پرداخت میشود.»
معمای امنیتی خاورمیانه
ایجاد یک برنامه غنیسازی اورانیوم در عربستان سعودی، زنجیرهای از نگرانیهای امنیتی را در منطقه برمیانگیزد. از یک سو، کشورهای همسایه ممکن است برای دستیابی به توانمندی مشابه تلاش کنند و از سوی دیگر، اسرائیل که تاکنون تنها قدرت هستهای منطقه محسوب میشد، از ظهور یک رقیب هستهای استقبال نخواهد کرد.
نکته قابل تأمل دیگر، پیوند این توافق با عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل است. در حالی که دولت بایدن همکاری هستهای با ریاض را منوط به عادیسازی روابط با تلآویو کرده بود، دولت ترامپ ابتدا این شرط را کنار گذاشت و سپس دوباره مطرح کرد. عربستان نیز همواره بر ایجاد دولت مستقل فلسطینی به عنوان پیششرط عادیسازی روابط تأکید داشته است.
جنگ با ایران به بهانه غنیسازی
شاید مهمترین تناقض در رویکرد آمریکا، نحوه برخورد با برنامه هستهای ایران باشد. ترامپ در دو جنگ علیه ایران، برنامه غنیسازی اورانیوم تهران را تهدیدی مرگبار توصیف کرد و ادعا داشت ایران به دنبال سلاح اتمی است. اکنون اما همان دولت با عربستانی توافق میکند که برخلاف ایران، حتی پروتکل الحاقی را نیز نپذیرفته است.
فون هیپل در این باره میگوید: «ترامپ به حقایق یا حقیقت احترامی نمیگذارد. او هر آنچه را که برای رسیدن به اهداف سیاسی یا شخصیاش نیاز داشته باشد بر زبان میآورد. توجیه جنگ با ایران بر اساس برنامه غنیسازی آن، در حالی که به عربستان برنامهای با نظارتهای کمتر ارائه میشود، بزرگترین تناقض ممکن است.»
چشمانداز آینده
کارشناسان بر این باورند که این توافق میتواند به فروپاشی تدریجی رژیم منع گسترش سلاحهای هستهای در خاورمیانه منجر شود. اگر کشوری مانند عربستان بتواند بدون پذیرش کامل تعهدات شفافساز، به فناوری غنیسازی دست یابد، دیگر کشورها نیز برای پیروی از این الگو ترغیب خواهند شد. این روند، منطقه را به سمت یک مسابقه تسلیحات هستهای سوق خواهد داد که پیامدهای آن برای صلح و امنیت جهانی ویرانگر خواهد بود.
نظرات (0)