جفری ساکس، اقتصاددان برجسته آمریکایی و استاد دانشگاه کلمبیا، در تازهترین اظهارنظر خود درباره روابط تهران و واشنگتن، از شکست قریبالوقوع کارزار اقتصادی ایالات متحده علیه ایران سخن گفته است. او معتقد است مجموعه فشارهای تحریمی، مالی و تجاری که طی سالهای گذشته با هدف منزویسازی اقتصاد ایران طراحی شده بود، اکنون در برابر واقعیتهای جدید اقتصاد جهانی رنگ باخته است.
به گزارش فارس، ساکس که سالها به عنوان مشاور سازمان ملل و منتقد سیاستهای یکجانبه آمریکا شناخته میشود، تاکید کرده که تداوم سیاست تحریم حداکثری نه تنها ایران را به زانو در نیاورده، بلکه اعتبار ابزارهای اقتصادی واشنگتن را نیز تضعیف کرده است.
ساکس چه گفت؟
بر اساس روایت منتشرشده، جفری ساکس در تحلیل خود تصریح کرده که کارزار اقتصادی آمریکا علیه ایران که بر پایه تحریمهای نفتی، محدودیتهای بانکی و فشار به شرکای تجاری تهران بنا شده بود، دیگر نمیتواند اهداف اعلامی خود را محقق کند. به باور او، ایالات متحده تصور میکرد با قطع دسترسی ایران به نظام مالی مبتنی بر دلار و ایجاد اختلال در صادرات نفت، اقتصاد این کشور را فلج خواهد کرد، اما نتیجه برعکس بوده است.
ساکس با اشاره به تجربه دهه گذشته گفته است: «تحریمها در کوتاهمدت هزینه ایجاد میکنند، اما در بلندمدت کشور هدف را به سمت متنوعسازی شرکا، خودکفایی و ایجاد مسیرهای جایگزین سوق میدهند». او ایران را نمونه روشنی از این قاعده دانسته که توانسته با وجود فشارهای بیسابقه، شبکه تولید، توزیع و تجارت خود را بازتنظیم کند.
چرا کارزار اقتصادی آمریکا به بنبست رسیده است؟
این اقتصاددان آمریکایی برای ادعای خود چند دلیل اصلی برشمرده است که فراتر از مورد ایران، به تحولات کلان اقتصاد جهانی مربوط میشود:
- تابآوری و تطبیقپذیری اقتصاد ایران: به گفته ساکس، ایران در سالهای تحریم، با توسعه روابط منطقهای، تقویت تولید داخل و استفاده از ظرفیتهای بخش غیرنفتی، وابستگی صرف به یک مسیر درآمدی را کاهش داده است.
- همکاری با قدرتهای نوظهور: تداوم خرید نفت و گسترش مبادلات با چین، هند، روسیه و برخی کشورهای منطقه باعث شده حلقه تحریمها ناقص بماند. بسیاری از این کشورها به دلیل منافع اقتصادی خود، از اجرای کامل دستورالعملهای واشنگتن سر باز زدهاند.
- تضعیف جایگاه دلار به عنوان سلاح تحریم: ساکس هشدار داده که استفاده مکرر از دلار به عنوان ابزار فشار، انگیزه کشورها برای «دلارزدایی» و تسویه با ارزهای ملی را افزایش داده است. سازوکارهایی مانند اتحادیه پایاپای، تهاتر و پیمانهای پولی دوجانبه، اثر تحریمهای دلاری را کم کرده است.
- ظهور نظم چندقطبی: شکلگیری بلوکهای جدید اقتصادی مانند بریکس و گسترش کریدورهای تجاری شرقی ـ غربی، فضای مانور آمریکا برای تحمیل اجماع جهانی علیه یک کشور را به شدت محدود کرده است.
افول سیاست فشار حداکثری
کارزار فشار حداکثری علیه ایران از اواخر دهه گذشته با خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای و بازگرداندن تحریمهای تعلیقشده اوج گرفت. واشنگتن در آن مقطع اعلام کرد با به صفر رساندن صادرات نفت ایران و قطع ارتباط بانکی، تهران را وادار به پذیرش شروط جدید خواهد کرد.
اما به باور جفری ساکس، این راهبرد از همان ابتدا بر پیشفرضهای نادرستی استوار بود. نخست آنکه اقتصاد ایران برخلاف تصور، اقتصادی بسته و تکمحصولی نیست و دوم آنکه جهان امروز مانند دهه ۱۹۹۰ تکقطبی نیست که آمریکا بتواند همه کشورها را با خود همراه کند. او میگوید حتی متحدان نزدیک واشنگتن نیز در عمل به دنبال راههایی برای حفظ منافع خود و ادامه تعامل محدود با تهران بودهاند.
ساکس همچنین به هزینههای داخلی این سیاست برای آمریکا اشاره کرده است. به گفته او، تحریمهای گسترده نه تنها به افزایش بیثباتی در بازار انرژی منجر شده، بلکه با ایجاد اختلال در زنجیره تامین و افزایش قیمتها، به مصرفکننده آمریکایی نیز فشار وارد کرده است.
پیامدهای جهانی؛ از دلارزدایی تا کاهش اعتبار تحریم
نکته محوری در تحلیل جفری ساکس، پیوند سرنوشت کارزار ضدایرانی با روندهای بزرگتر اقتصاد سیاسی بینالملل است. او معتقد است جهان در حال گذار از نظام مالی تحت سلطه دلار به نظامی متنوعتر است که در آن کشورها برای مصون ماندن از تحریم، به طور فعال به دنبال جایگزین هستند.
در چنین شرایطی، هر دور جدید تحریم، به جای تقویت اهرم فشار آمریکا، انگیزه بیشتری برای ایجاد نظامهای موازی ایجاد میکند. ساکس این چرخه را «خودتخریبی تحریم» توصیف کرده و هشدار داده که ادامه این مسیر، در نهایت به کاهش نفوذ واشنگتن در نهادهای مالی بینالمللی خواهد انجامید.
این تحلیل در حالی مطرح میشود که گزارشهای متعدد بینالمللی نیز از رشد تجارت ایران با همسایگان، افزایش صادرات غیرنفتی و احیای مسیرهای مالی جایگزین حکایت دارند؛ موضوعی که به گفته ناظران، نشان میدهد اقتصاد ایران راه خود را برای تنفس در میان فشارها پیدا کرده است.
چه چشماندازی پیش روست؟
جفری ساکس در جمعبندی خود تاکید کرده که آمریکا ناگزیر خواهد بود به جای اصرار بر کارزار اقتصادی فرساینده، به سمت دیپلماسی و توافق متوازن حرکت کند. به باور او، تجربه نشان داده که تحریم جامع و بلندمدت، به جای تغییر رفتار پایدار، به بیاعتمادی عمیق، تشدید تنش و واگرایی بیشتر منجر میشود.
او پیشنهاد کرده که واشنگتن به جای تلاش برای فروپاشی اقتصادی طرف مقابل، منافع مشترک در حوزه انرژی، امنیت منطقهای و ثبات بازارهای جهانی را مبنا قرار دهد. از نگاه ساکس، شکست کارزار اقتصادی علیه ایران میتواند هشداری برای کل سیاست خارجی آمریکا باشد تا ابزار تحریم را نه به عنوان گزینه اول، بلکه به عنوان آخرین راهحل و در چارچوب چندجانبه به کار گیرد.
اظهارات این اقتصاددان آمریکایی بار دیگر این گزاره را برجسته کرده که در جهانی به هم پیوسته و چندقطبی، هیچ کشوری را نمیتوان برای همیشه با دیوار تحریم محصور کرد و پایداری اقتصادی در نهایت حاصل تنوع شرکا، نوآوری و انعطافپذیری در برابر شوکهاست؛ مسیری که به گفته ساکس، ایران آن را با هزینهای سنگین اما با دستاوردی قابل توجه پیموده است.
نظرات (0)