آمریکا امروز در وضعیتی گرفتار شده که بسیاری از ناظران آن را «تله چاقویی» توصیف میکنند؛ تلهای که دونالد ترامپ خود آن را کار گذاشت و اکنون هر حرکت برای رهایی، زخم عمیقتری بر دست واشنگتن وارد میکند. یادداشتی که در خبرگزاری فارس منتشر شده با همین استعاره، سیاست داخلی و خارجی دولت ترامپ را نقد میکند و نشان میدهد چگونه شعارهای قدرتنمایی به ضد خود تبدیل شده است.
استعاره چاقو؛ تلهای که صاحبش را زخمی میکند
تعبیر «تله چاقویی» در ادبیات سیاسی به وضعیتی اشاره دارد که بازیگر برای حریف تله میگذارد اما طراحی تله چنان ناشیانه و پرریسک است که خود طراح دچار جراحت میشود. نویسنده فارس با وامگیری از همین تصویر، معتقد است ترامپ با تکیه بر ابزارهای فشار حداکثری، از تعرفههای تجاری گرفته تا تحریم و تهدید متحدان، چاقویی را تیز کرده که لبه دوم آن اکنون به سوی اقتصاد و اعتبار آمریکا برگشته است.
در این نگاه، مسئله صرفاً یک تصمیم اشتباه نیست، بلکه الگویی تکرارشونده است: خلق بحران برای چانهزنی، تشدید بحران برای نمایش قدرت، و در نهایت گرفتار شدن در پیامدهای همان بحران.
اقتصاد؛ نخستین جایی که تیغ برگشت
مهمترین عرصهای که اثر بازگشتی این سیاستها در آن دیده میشود، اقتصاد آمریکا است. دولت ترامپ با شعار حمایت از تولید داخلی، جنگ تعرفهای گستردهای را علیه چین، اتحادیه اروپا و حتی همسایگان خود یعنی کانادا و مکزیک به راه انداخت. هدف اعلامشده، کاهش کسری تجاری و بازگرداندن کارخانهها به خاک آمریکا بود، اما نتیجه عملی چیز دیگری شد.
افزایش تعرفهها هزینه واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای را برای صنایع آمریکایی بالا برد، تورم را در بازار داخلی تشدید کرد و قدرت خرید خانوارها را کاهش داد. کشاورزان آمریکایی که بازار صادراتی خود را به دلیل اقدامات تلافیجویانه چین و دیگران از دست دادند، ناچار به دریافت یارانههای دولتی شدند؛ یارانههایی که خود بر کسری بودجه افزود. در همین حال، بدهی عمومی آمریکا از مرزهای هشدار عبور کرد و افزایش نرخ بهره برای مهار تورم، سرمایهگذاری و رشد را کندتر ساخت.
به این ترتیب، چاقوی تعرفه که قرار بود رقبا را مجازات کند، نخست دست تولیدکننده و مصرفکننده آمریکایی را برید.
سیاست خارجی؛ انزوای خودساخته
در حوزه سیاست خارجی نیز الگوی مشابهی تکرار شد. رویکرد «اول آمریکا» که در دولت ترامپ به معنای خروج از توافقها، تهدید متحدان به قطع حمایت و استفاده بیمحابا از تحریم تعبیر شد، در کوتاهمدت تصویری از اقتدار ساخت، اما در میانمدت شکاف میان واشنگتن و شرکای سنتیاش را عمیق کرد.
اروپا که خود را در برابر تعرفههای فولاد و آلومینیوم و فشار برای افزایش بودجه ناتو میدید، به سمت تنوعبخشی به شرکای تجاری و کاهش اتکا به آمریکا حرکت کرد. در آسیا، جنگ تجاری با چین نه تنها پکن را وادار به عقبنشینی نکرد، بلکه انگیزه این کشور برای خودکفایی فناوری و گسترش پیمانهای منطقهای را دوچندان ساخت. حتی در خاورمیانه، سیاست فشار حداکثری بدون چشمانداز دیپلماتیک روشن، آمریکا را در چرخهای از تنشهای پرهزینه گرفتار کرد که نه امنیت انرژی را تضمین کرد و نه ثبات سیاسی به ارمغان آورد.
نتیجه اینکه واشنگتن برای حفظ همان نظمی که خود مدعی رهبری آن بود، ناچار شد هزینه بیشتری بپردازد؛ آن هم در شرایطی که ابزارهای سنتی نفوذش کارایی پیشین را نداشتند.
پیامد داخلی؛ شکاف اجتماعی و فرسایش سرمایه سیاسی ترامپ
تله چاقویی تنها به عرصه خارجی محدود نماند. در داخل آمریکا نیز قطبیسازی سیاسی که ترامپ از آن به عنوان موتور بسیج هواداران بهره میبرد، به مرور سرمایه اجتماعی دولت را فرسود. حمله مداوم به نهادهای رسانهای، قضایی و اداری، اعتماد عمومی به این نهادها را کاهش داد و فضای سیاست داخلی را به صحنه نبرد دائمی تبدیل کرد.
هر پرونده قضایی، هر جنجال رسانهای و هر وعده محققنشده، به زخمی دیگر بر دستان ترامپ بدل شد؛ زخمهایی که حتی پایگاه رأی وفادار او را نیز در برابر پرسشهایی درباره معیشت، اشتغال و آینده قرار داد. به باور نویسنده یادداشت فارس، این فرسایش تدریجی همان چیزی است که چاقو را کند نمیکند، بلکه دست دارندهاش را خسته و خونین میسازد.
چرا خروج از تله دشوار است؟
دشواری تله چاقویی در این است که عقبنشینی نیز هزینه دارد. اگر ترامپ تعرفهها را لغو کند، به معنای پذیرش شکست راهبرد فشار حداکثری تلقی میشود؛ اگر بر آن اصرار ورزد، تورم و نارضایتی داخلی تشدید خواهد شد. اگر از تهدید متحدان دست بکشد، اهرم چانهزنیاش را از دست میدهد؛ اگر ادامه دهد، انزوای آمریکا عمیقتر میشود. این دوراهی، همان لبه دوم چاقو است که هر حرکت را پرخطر میکند.
کارشناسان اقتصادی و روابط بینالملل بارها هشدار دادهاند که سیاست مبتنی بر شوک درمانی بدون نقشه خروج، در نهایت طراح آن را در تنگنا قرار میدهد. تجربه مذاکرات تجاری ناتمام، توافقهای نیمهکاره و بحرانهای امنیتی بدون راهحل پایدار، گواه این هشدار است.
جمعبندی؛ چاقویی که باید غلاف شود
یادداشت فارس در نهایت این پرسش را پیش میکشد که آیا واشنگتن شهامت غلاف کردن چاقو را خواهد داشت یا همچنان بر چرخه تهدید و تلافی اصرار میورزد. آنچه روشن است، تلهای که امروز آمریکا در آن گرفتار شده، نه ساخته رقبای خارجی، بلکه محصول انتخابهای خود کاخ سفید است.
تا زمانی که راهبرد قدرت از مسیر اجماعسازی، احیای تولید از طریق سرمایهگذاری به جای تعرفه، و سیاست خارجی از مسیر ائتلافسازی به جای تهدید دنبال نشود، هر تقلای تازه، بریدگی تازهای بر دست ترامپ و به تبع آن، بر پیکر اقتصاد و اعتبار آمریکا خواهد افزود.
نظرات (0)