تحلیلگر شبکه سیانان ترک در اظهاراتی که بازتاب گستردهای در رسانههای منطقه داشته، از شکست ائتلافی سخن گفت که در سالهای اخیر با عنوان «ناتوی عربی» و با محوریت و فرماندهی اسرائیل در برابر ایران شکل گرفته بود. به گفته او، نتیجه این رویارویی نشان داد که نهتنها این ائتلاف نتوانسته به اهداف خود دست یابد، بلکه جنگ و تقابل با ایران بیش از هر موضوع دیگری، نشانههای افول قدرت غرب و تغییر توازن در خاورمیانه را نمایان کرده است.
این تحلیلگر تأکید کرد که برخلاف تصور رایج در پایتختهای غربی، معادلات منطقه دیگر بهصورت خودکار به سود ایالات متحده و متحدانش پیش نمیرود و بازیگران منطقهای از جمله ایران، نقشآفرینی مستقلی دارند که نمیتوان آن را با اتکا به ائتلافهای نظامی و امنیتی نادیده گرفت.
روایت سیانان ترک از ناکامی ائتلاف عربی-اسرائیلی
بر اساس گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از تحلیل ارائهشده در سیانان ترک، ائتلاف موسوم به ناتوی عربی که با هدف ایجاد یک جبهه متحد عربی-اسرائیلی علیه ایران طراحی شده بود، در عمل نتوانسته به یک نیروی بازدارنده و منسجم تبدیل شود. این تحلیلگر معتقد است فرماندهی غیررسمی این ائتلاف بر عهده اسرائیل بوده و کشورهای عضو نیز با تکیه بر حمایت آمریکا تلاش داشتند یک چتر امنیتی مشترک در برابر آنچه «تهدید ایران» مینامند، ایجاد کنند.
با این حال، به باور او، تجربه میدانی و سیاسی ماههای اخیر ثابت کرده که این ساختار نه از انسجام کافی برخوردار بوده و نه توانسته در برابر قدرت منطقهای ایران، دستاوردی ملموس کسب کند. شکست این پروژه، بهویژه زمانی برجسته شد که تنشها در منطقه افزایش یافت و ائتلاف مورد نظر نتوانست واکنش هماهنگ و مؤثری از خود نشان دهد.
«ناتوی عربی» چه بود و چرا مطرح شد؟
ایده تشکیل «ناتوی عربی» یا «ناتوی خاورمیانهای» طی سالهای گذشته بارها از سوی مقامهای آمریکایی و اسرائیلی مطرح شده است. هدف اعلامی این طرح، ایجاد یک ائتلاف نظامی و امنیتی مشابه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در خاورمیانه با مشارکت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، مصر، اردن و با محوریت اسرائیل عنوان میشد.
این ایده بهویژه پس از توافقات موسوم به «ابراهیم» و عادیسازی روابط برخی دولتهای عربی با اسرائیل، جان تازهای گرفت. در آن مقطع، تلآویو و واشنگتن تلاش کردند با امنیتیسازی پرونده ایران و برجسته کردن برنامه هستهای و نفوذ منطقهای تهران، کشورهای عربی را به یک صفبندی مشترک بکشانند و یک سامانه دفاعی و اطلاعاتی یکپارچه ایجاد کنند.
اما از همان ابتدا، اختلافات عمیق میان کشورهای عربی، تردید نسبت به نیات اسرائیل، نگرانی از وابستگی بیش از حد به آمریکا و همچنین واقعیتهای میدانی قدرت ایران، این پروژه را با چالشهای جدی مواجه کرد. بسیاری از ناظران همان زمان هشدار داده بودند که بدون حل بحران فلسطین و بدون درک درست از جایگاه ایران بهعنوان یک قدرت بومی منطقه، چنین ائتلافی محکوم به ناکامی است.
چرا ائتلاف به فرماندهی اسرائیل شکست خورد؟
تحلیلگر سیانان ترک در تشریح دلایل شکست این ائتلاف، به چند محور کلیدی اشاره کرده است:
- نبود اعتماد متقابل: کشورهای عربی هرچند در ظاهر به همکاری امنیتی با اسرائیل تمایل نشان دادند، اما در عمل نسبت به بلندپروازیهای تلآویو و تلاش آن برای تبدیل شدن به قدرت مسلط منطقه بیاعتماد بودند.
- وابستگی به قدرت خارجی: این ائتلاف بیش از آنکه بر ظرفیتهای درونی اعضا متکی باشد، به حمایت سیاسی، نظامی و مالی آمریکا وابسته بود؛ عاملی که پایداری آن را شکننده میکرد.
- قدرت بازدارندگی ایران: به گفته این کارشناس، ایران با تکیه بر توان دفاعی، نفوذ منطقهای و راهبرد مقاومت، نشان داد که با فشار ائتلافهای بیرونی عقبنشینی نمیکند و معادله بازدارندگی را به زیان طراحان ائتلاف تغییر داده است.
- تغییر اولویتهای منطقه: بسیاری از پایتختهای عربی بهتدریج به این نتیجه رسیدهاند که تنش دائمی با تهران به سود منافع ملی آنها نیست و مسیر دیپلماسی و تنشزدایی کمهزینهتر است.
جنگ با ایران و آشکار شدن افول هژمونی غرب
نکته مهم دیگری که این تحلیلگر بر آن تأکید کرده، پیوند مستقیم شکست ناتوی عربی با افول قدرت غرب است. به باور او، جنگ و تقابل با ایران بهنوعی صحنه آزمون هژمونی آمریکا و متحدان اروپاییاش بود؛ آزمونی که نتیجه آن، نمایان شدن محدودیتهای قدرت غرب در شکلدهی به نظم خاورمیانه بوده است.
از نگاه سیانان ترک، ایالات متحده دیگر نمیتواند مانند دهههای گذشته با تکیه بر ائتلافسازی نظامی، نظم مورد نظر خود را به منطقه تحمیل کند. تحولات اوکراین، رقابت با چین، بحرانهای داخلی در آمریکا و اروپا و همچنین افزایش نقش بازیگرانی چون ایران، ترکیه، روسیه و چین در خاورمیانه، باعث شده که غرب نفوذ بلامنازع گذشته را نداشته باشد.
در همین چارچوب، ناکامی ائتلاف عربی-اسرائیلی نه یک شکست تاکتیکی محدود، بلکه نشانهای از یک جابهجایی بزرگتر در موازنه قوا تلقی میشود؛ جابهجایی که در آن، قدرتهای منطقهای وزن بیشتری یافتهاند و معادلات دیگر صرفاً در واشنگتن و تلآویو نوشته نمیشود.
پیام منطقهای شکست پروژه ضد ایرانی
شکست پروژه ناتوی عربی پیامهای روشنی برای آینده خاورمیانه دارد. نخست آنکه سیاست امنیتیسازی ایران و تلاش برای منزوی کردن تهران از طریق ائتلافهای تحمیلی، در عمل به نتیجه نرسیده است. دوم آنکه کشورهای منطقه بهتدریج به سمت واقعگرایی و پذیرش اصل همزیستی و گفتوگو حرکت کردهاند؛ رویکردی که در از سرگیری روابط ایران و عربستان و کاهش تنشها در خلیج فارس نیز بازتاب یافته است.
از سوی دیگر، این تحول نشان میدهد که اسرائیل برخلاف تلاش برای معرفی خود بهعنوان محور امنیت منطقه، نتوانسته نقش فرماندهی مؤثر و مورد پذیرش را ایفا کند. تداوم بحران در غزه، بیثباتی داخلی در سرزمینهای اشغالی و انزوای فزاینده بینالمللی تلآویو، جایگاه آن را برای رهبری هرگونه ائتلاف منطقهای تضعیف کرده است.
در مجموع، ارزیابی مطرحشده در سیانان ترک این گزاره را تقویت میکند که خاورمیانه وارد دورهای جدید شده است؛ دورهای که در آن، ائتلافهای دستوری و ضد ایرانیِ برونزا جای خود را به معادلات پیچیدهتر، چندقطبی و مبتنی بر توازن واقعی قدرت میدهند و ایران بهعنوان یکی از ارکان اصلی این توازن، نقشی انکارناپذیر دارد.
نظرات (0)