خبرگزاری فارس در یادداشتی تحلیلی با اشاره به تحرکات اخیر دولت دونالد ترامپ در قبال ونزوئلا، این پرونده را «پروژه‌ای انتخاباتی» توصیف کرده و معتقد است کاخ سفید از تشدید فشار بر کاراکاس بیش از آنکه به دنبال تغییر پایدار در موازنه سیاسی آمریکای لاتین باشد، به دنبال بهره‌برداری تبلیغاتی در رقابت‌های داخلی آمریکاست.

بر اساس این گزارش، رویکرد واشنگتن در قبال ونزوئلا در دوره ترامپ، از تحریم‌های گسترده اقتصادی تا حمایت علنی از جریان مخالف دولت نیکلاس مادورو، در چارچوب یک نمایش سیاسی برای جلب آرای بخشی از جامعه رأی‌دهندگان به‌ویژه در ایالت‌های کلیدی و در میان جوامع لاتین‌تبار مخالف دولت کاراکاس طراحی و اجرا شده است.

روایت فارس از انگیزه انتخاباتی کاخ سفید

در گزارش فارس آمده است که دولت ترامپ تلاش کرده با برجسته‌سازی پرونده ونزوئلا، خود را به‌عنوان مدافع «دموکراسی و مبارزه با اقتدارگرایی» در نیمکره غربی معرفی کند. این تصویرسازی به نوشته این رسانه، به ترامپ کمک می‌کند تا در فضای دوقطبی سیاست آمریکا، رقیب دموکرات خود را به انفعال در برابر دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین متهم کرده و وجهه‌ای قاطع از خود به نمایش بگذارد.

نویسنده گزارش تأکید می‌کند که انتخاب زمان و لحن موضع‌گیری‌های تند علیه کاراکاس، هم‌زمانی آن با نزدیک شدن به موعد انتخابات و تمرکز پیام‌ها بر مخاطب داخلی آمریکا، نشان می‌دهد که هدف اصلی، اثرگذاری بر افکار عمومی داخل ایالات متحده است و نه لزوماً ایجاد تحول عمیق و پایدار در ونزوئلا.

به باور این تحلیل، حتی ادبیات تهدیدآمیز و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای درباره گزینه‌های فراتر از تحریم نیز بخشی از همین راهبرد رسانه‌ای است؛ ادبیاتی که می‌تواند در کوتاه‌مدت توجه رسانه‌ها را جلب کند و در نظرسنجی‌ها انعکاس یابد، اما در عمل به تغییر فوری در ساختار قدرت کاراکاس منجر نشده است.

زمینه پرتنش روابط واشنگتن و کاراکاس

روابط ایالات متحده و ونزوئلا در بیش از دو دهه گذشته همواره پرتنش بوده است. از دوران هوگو چاوز تا نیکلاس مادورو، کاراکاس همواره واشنگتن را به دخالت در امور داخلی و تلاش برای تغییر حکومت متهم کرده و در مقابل، آمریکا دولت ونزوئلا را به نقض دموکراسی، فساد گسترده و سوءمدیریت اقتصادی متهم ساخته است.

در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، این تنش به اوج خود رسید؛ واشنگتن با اعمال بسته‌های تحریمی علیه صنعت نفت ونزوئلا، مسدودسازی دارایی‌ها و حمایت رسمی از خوان گوایدو به‌عنوان رئیس‌جمهور خودخوانده، کوشید فشار حداکثری بر دولت مادورو وارد کند. با این حال، دولت کاراکاس با تکیه بر حمایت برخی قدرت‌های خارجی و کنترل نهادهای امنیتی و نظامی، در قدرت باقی ماند.

فارس در ادامه گزارش خود می‌نویسد که تکرار همین الگوی فشار بدون دستیابی به نتیجه نهایی، این پرسش را در میان تحلیلگران ایجاد کرده که آیا اساساً هدف، تغییر واقعی در ونزوئلا بوده یا حفظ یک پرونده فعال برای مصرف سیاسی در داخل آمریکا.

کارکرد داخلی پرونده ونزوئلا برای ترامپ

به نوشته این رسانه، پرونده ونزوئلا برای ترامپ سه کارکرد انتخاباتی مشخص دارد:

  • جذب آرای لاتین‌تبارهای مخالف مادورو: به‌ویژه در ایالت تعیین‌کننده فلوریدا که جامعه بزرگ ونزوئلایی و کوبایی‌تبار در آن حضور دارد و مواضع تند علیه کاراکاس و هاوانا می‌تواند مشارکت و گرایش آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
  • ساخت تصویر رهبری مقتدر: تأکید بر سیاست خارجی تهاجمی و شعار «مقابله با سوسیالیسم» در آمریکای لاتین، بخشی از برند سیاسی ترامپ برای تمایز از دموکرات‌ها است.
  • انحراف توجه از چالش‌های داخلی: برجسته‌سازی یک پرونده خارجی پرهیجان می‌تواند توجه افکار عمومی و رسانه‌ها را از موضوعات چالش‌برانگیز داخلی مانند اقتصاد، مهاجرت و پرونده‌های قضایی منحرف کند.

این گزارش می‌افزاید که همین کارکردها باعث شده پرونده ونزوئلا هر بار در آستانه انتخابات‌های میان‌دوره‌ای یا ریاست‌جمهوری دوباره به صدر اخبار بازگردد و پس از فروکش کردن تب انتخاباتی، در عمل به حاشیه برود.

چشم‌انداز پیش رو؛ از هیاهوی تبلیغاتی تا واقعیت میدانی

تحلیل فارس در پایان نتیجه می‌گیرد که بدون یک راهبرد منسجم، واقع‌بینانه و مبتنی بر دیپلماسی چندجانبه، تشدید لفاظی‌ها علیه ونزوئلا نمی‌تواند به ثبات یا بهبود معیشت مردم این کشور منجر شود و تنها به تعمیق بحران اقتصادی و انسانی دامن می‌زند؛ بحرانی که خود به موج مهاجرت و بی‌ثباتی منطقه‌ای انجامیده است.

از نگاه نویسنده، اگر هدف ادعایی واشنگتن کمک به گذار دموکراتیک در ونزوئلا باشد، مسیر آن از انتخابات نمایشی و فشار مقطعی نمی‌گذرد، بلکه نیازمند گفت‌وگوی فراگیر داخلی در ونزوئلا، کاهش تحریم‌های اثرگذار بر زندگی مردم عادی و پرهیز از سیاسی‌سازی افراطی پرونده در رقابت‌های حزبی آمریکاست.

در مقابل، تداوم نگاه ابزاری به ونزوئلا به‌عنوان برگ انتخاباتی، به اعتقاد این گزارش، نه‌تنها چشم‌انداز حل مسالمت‌آمیز بحران را تیره‌تر می‌کند، بلکه اعتبار ادعاهای حقوق بشری و دموکراسی‌خواهانه واشنگتن را نیز در نگاه افکار عمومی آمریکای لاتین و جهان تضعیف خواهد کرد.

با این حال، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که سرنوشت ونزوئلا بیش از هر عامل خارجی، به توازن قوا در داخل این کشور، توان مخالفان برای اجماع و میزان تاب‌آوری دولت در برابر فشارهای اقتصادی گره خورده است؛ عواملی که با یک پروژه کوتاه‌مدت و تبلیغاتی قابل تغییر بنیادین نیست.