عنوان «ترامپ از کجا به کجا» بیش از یک پرسش ساده، خلاصهای از تحولی پرشتاب در سپهر سیاست آمریکاست؛ تحولی که نام دونالد ترامپ را از تابلوهای طلایی برجهای نیویورک به سرخط خبرهای جهان پیوند داد. او که سالها بهعنوان یک تاجر، ستاره تلویزیون و چهرهای خبرساز شناخته میشد، در میانه دهه گذشته وارد عرصهای شد که بسیاری آن را خارج از قواعد کلاسیک سیاست آمریکا میدانستند و همین متفاوتبودن، برگ برنده او شد.
از دنیای تجارت تا دروازه سیاست
ترامپ پیش از ورود به سیاست، بیش از چهار دهه در بازار املاک، هتلداری و صنعت سرگرمی آمریکا فعال بود. برند شخصی او با سبک زندگی لوکس، مذاکرات سخت و حضور پررنگ رسانهای گره خورده بود و برنامه تلویزیونی «کارآموز» چهره او را به میلیونها خانه آمریکایی آورد. همین سرمایه رسانهای و مهارت در جلب توجه، در سال ۲۰۱۵ زمانی که او نامزدی خود را برای انتخابات ریاستجمهوری اعلام کرد، به ابزاری سیاسی تبدیل شد.
در آن زمان بسیاری از تحلیلگران، حضور او را موقتی و تبلیغاتی ارزیابی میکردند، اما ترامپ با تکیه بر نارضایتی بخشی از جامعه آمریکا از جهانیسازی، مهاجرت بیضابطه و توافقهای تجاری، توانست پایگاه رای جدیدی بسازد. شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» نهتنها یک شعار انتخاباتی، بلکه روایتی از بازگشت به هویت صنعتی و قدرت بلامنازع آمریکا بود که در ایالتهای کلیدی موسوم به کمربند زنگار، طنین گستردهای یافت.
دوره نخست ریاستجمهوری؛ آزمون قدرت
پیروزی غیرمنتظره ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ برابر هیلاری کلینتون، نقطه عطفی در تاریخ معاصر آمریکا بود. او در چهار سال نخست حضورش در کاخ سفید، سیاست خارجی و داخلی متفاوتی را در پیش گرفت؛ خروج از توافق آبوهوایی پاریس، بازنگری در توافق هستهای ایران، جنگ تعرفهای با چین، انتقال سفارت آمریکا به قدس و تلاش برای محدود کردن مهاجرت، تنها بخشی از تصمیمهای جنجالی او بودند.
در داخل نیز کاهش مالیاتها، مقرراتزدایی و انتصاب سه قاضی محافظهکار به دیوان عالی، مهمترین میراث نهادی ترامپ محسوب میشود؛ میراثی که حتی پس از ترک کاخ سفید نیز بر ساختار قضایی و سیاسی آمریکا سایه انداخت. با این حال، سبک مدیریتی تهاجمی، استفاده بیسابقه از شبکههای اجتماعی برای اعلام مواضع و تقابل مداوم با رسانههای جریان اصلی، دولت او را به یکی از قطبیترین دولتهای تاریخ آمریکا تبدیل کرد.
شکست در ۲۰۲۰ و دوران حاشیهنشینی
انتخابات ۲۰۲۰ و شکست در برابر جو بایدن، به معنای پایان کار سیاسی ترامپ تلقی میشد. حوادث پس از انتخابات، بهویژه هجوم ششم ژانویه ۲۰۲۱ به کنگره، پروندههای قضایی متعدد و تلاش حزب جمهوریخواه برای فاصلهگذاری از او، این تصور را تقویت کرد که دوران ترامپ به پایان رسیده است.
اما ترامپ برخلاف سنت روسایجمهور شکستخورده، هرگز از صحنه کنار نرفت. او با حفظ ارتباط مستقیم با پایگاه هواداران از طریق تجمعهای انتخاباتی، شبکه اجتماعی اختصاصی و حمایت از نامزدهای همسو در انتخابات میاندورهای، نفوذ خود را در حزب جمهوریخواه حفظ کرد. در همین دوره، روایت او از «تقلب انتخاباتی» و تأکید بر لزوم بازگرداندن قدرت به مردم، به عامل انسجام حامیانش تبدیل شد.
بازگشت دوباره؛ از کجا به کجا؟
بازگشت ترامپ به رقابتهای انتخاباتی و پیروزی دوباره او در انتخابات ۲۰۲۴، پرسش «از کجا به کجا» را معنایی تازه بخشید. او از یک نامزد حاشیهای که جدی گرفته نمیشد، به تنها رئیسجمهور آمریکا در بیش از یک قرن اخیر تبدیل شد که پس از یک دوره وقفه، دوباره به کاخ سفید راه یافت. این بازگشت نهتنها معادلات داخلی حزب جمهوریخواه را دگرگون کرد، بلکه نشان داد که بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا همچنان به گفتمان ضدتشکیلاتی و ملیگرایانه او وفادار مانده است.
امروز ترامپ در دومین دوره حضور خود، با پروندههایی متفاوت از گذشته روبهروست؛ از مدیریت رقابت راهبردی با چین و جنگ اوکراین تا مهار تورم، بحران مهاجرت در مرزهای جنوبی و بازتعریف جایگاه آمریکا در ناتو. تفاوت ترامپ امروز با ترامپ سال ۲۰۱۶ در تجربه حکمرانی، شناخت عمیقتر از سازوکارهای واشنگتن و تکیه بر تیمی هماهنگتر است، هرچند سبک جنجالی و تصمیمهای غافلگیرکننده او همچنان پابرجاست.
پاسخ به این پرسش که ترامپ از کجا به کجا رسیده، تنها مرور یک زندگینامه شخصی نیست؛ بلکه روایتی از تحول جامعه آمریکا، تغییر ذائقه سیاسی رایدهندگان و ظهور نوع جدیدی از رهبری پوپولیستی در جهان غرب است. مسیری که از برج ترامپ در منهتن آغاز شد، از راهروهای کنگره و دادگاهها گذشت و بار دیگر به اتاق بیضی کاخ سفید رسید؛ مسیری که همچنان ادامه دارد و آینده آن، نهتنها برای آمریکا، بلکه برای نظم جهانی تعیینکننده خواهد بود.
نظرات (0)