شش ماه از حمله مرگبار به مدرسه شجره طیبه در میناب می‌گذرد، اما وزارت دفاع آمریکا همچنان حاضر نیست به طور شفاف درباره آنچه رخ داده توضیح دهد. پنتاگون نه مسئولیت این حمله را پذیرفته و نه نتایج تحقیقات داخلی خود را منتشر کرده است؛ رویکردی که انتقادهای فزاینده‌ای را در داخل آمریکا و در سطح بین‌المللی برانگیخته و پرسش‌های مهمی درباره تعهد واشنگتن به حفاظت از جان غیرنظامیان ایجاد کرده است.

حمله‌ای مرگبار به یک مرکز آموزشی

بر اساس گزارش‌های مستقل، مدرسه شجره طیبه در میناب به طور مستقیم هدف سلاح‌های هدایت‌شونده قرار گرفته است. سازمان عفو بین‌الملل در بررسی‌های خود تأکید کرده که شواهد موجود از اصابت دقیق و عامدانه به ساختمان مدرسه حکایت دارد. در این حمله ۱۵۶ نفر جان باختند که ۱۲۰ تن از آنان کودک بودند.

برخی گزارش‌های تحقیقی نیز از احتمال اتکا به اطلاعات اطلاعاتی قدیمی و نادرست در فرآیند هدف‌گیری سخن گفته‌اند. حتی گزارش‌های منتشرشده از تحقیقات اولیه ارتش آمریکا نیز حاکی از آن است که احتمال نقش نیروهای آمریکایی در این حمله تأیید شده بود، اما روایت رسمی واشنگتن همچنان در عبارت مبهم «تحقیقات ادامه دارد» خلاصه شده است.

وقتی تحقیق به ابزاری برای تعویق پاسخگویی تبدیل می‌شود

تداوم این وضعیت، کارکرد خودِ فرآیند تحقیق را زیر سؤال برده است. وقتی پس از گذشت نیم سال، نه جزئیاتی منتشر می‌شود و نه مسئولیتی پذیرفته می‌شود، این نگرانی تقویت می‌شود که سازوکار تحقیق به جای کشف حقیقت، به پوششی برای به تأخیر انداختن پاسخگویی بدل شده باشد.

منتقدان می‌گویند مسئله میناب را نمی‌توان صرفاً یک خطای عملیاتی یا اشتباه تاکتیکی دانست. این پرونده ابعاد ساختاری دارد و به تغییر رویکرد وزارت دفاع آمریکا در قبال حفاظت از غیرنظامیان مربوط می‌شود. در چنین شرایطی، سکوت طولانی‌مدت نه تنها ابهامات را برطرف نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی به سازوکارهای نظارتی پنتاگون را عمیق‌تر می‌سازد.

برنامه حفاظت از غیرنظامیان در معرض خطر

وزارت دفاع آمریکا سال‌ها پیش «برنامه کاهش و پاسخ به آسیب‌های غیرنظامی» را با هدف جلوگیری از تکرار فجایعی از این دست راه‌اندازی کرد. این برنامه قرار بود با ایجاد سازوکارهای دقیق‌تر برای شناسایی اهداف، ارزیابی تلفات و جبران خسارت، میزان آسیب به غیرنظامیان را به حداقل برساند.

اما ارزیابی دفتر بازرس کل وزارت دفاع در ماه مه نشان می‌دهد که هر ۱۱ هدف تعیین‌شده برای اجرای این برنامه در وضعیت «در معرض خطر» قرار دارد و روند پیشرفت آن پس از آغاز دولت دوم دونالد ترامپ متوقف و حتی در برخی حوزه‌ها معکوس شده است.

همزمان، اظهارات پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، که آشکارا با آنچه «قواعد احمقانه درگیری» می‌خواند مخالفت کرده، نگرانی‌ها را افزایش داده است. از نگاه او، محدودیت‌های مرتبط با حفاظت از غیرنظامیان می‌تواند دست نیروهای نظامی را در میدان ببندد. منتقدان می‌گویند همین نگاه، خطر تکرار حوادثی مانند میناب را بیشتر می‌کند و حفاظت از جان غیرنظامیان را به موضوعی حاشیه‌ای تبدیل می‌سازد.

کارنامه‌ای فراتر از میناب

تجربه جنگ‌های اخیر آمریکا در خاورمیانه نشان می‌دهد که مسئله تلفات غیرنظامی محدود به یک حادثه نیست. سازمان دیده‌بان «ایروارز» که تلفات ناشی از حملات هوایی را رصد می‌کند، برآورد کرده است که ائتلاف تحت رهبری آمریکا در عملیات علیه گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه بین ۸ هزار تا ۱۳ هزار غیرنظامی را کشته است. این در حالی است که دولت آمریکا تنها ۱۴۱۷ مورد را به طور رسمی تأیید کرده است.

این شکاف آماری عمیق، خود نشانه‌ای از بحران شفافیت و فقدان سازوکارهای دقیق برای ثبت و پذیرش تلفات غیرنظامی است؛ بحرانی که پرونده میناب بار دیگر آن را در کانون توجه قرار داده است.

هزینه سیاسی سکوت برای واشنگتن

خودداری واشنگتن از پذیرش مسئولیت، پیامدهایی فراتر از حوزه حقوقی و نظامی دارد و اعتبار سیاسی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است. ایران از همان روزهای نخست پس از حمله، با برگزاری مراسم تشییع گسترده برای قربانیان و دعوت از خبرنگاران خارجی برای بازدید از محل حادثه و گفت‌وگو با خانواده‌های داغدار، روایت خود را به صورت فعال در سطح بین‌المللی مطرح کرد.

هرچه دوره سکوت پنتاگون طولانی‌تر شود، این روایت که آمریکا حاضر نیست درباره مرگ کودکان توضیح دهد، در افکار عمومی پررنگ‌تر می‌شود و فضای سیاسی را به سود تهران تغییر می‌دهد. در داخل آمریکا نیز اگرچه شماری از نمایندگان دموکرات کنگره خواستار انتشار جزئیات تحقیقات شده‌اند، اما اکثریت جمهوری‌خواهان تاکنون ترجیح داده‌اند سکوت کنند. با این حال ناظران تأکید می‌کنند که پرونده‌ای با این ابعاد نباید به موضوعی حزبی تقلیل یابد؛ چرا که بحث اصلی، نحوه استفاده از قدرت نظامی آمریکا و مسئولیت آن در قبال جان انسان‌های بی‌گناه است.

مسیر خروج از بحران بی‌پاسخگویی

برای عبور از این بحران، گام‌های روشنی پیش روی پنتاگون قرار دارد. نخست، اعلام شفاف درباره مسئولیت حمله و انتشار کامل نتایج تحقیقات؛ دوم، توضیح دقیق درباره چرایی وقوع آن و نقش احتمالی اطلاعات نادرست در هدف‌گیری؛ و سوم، در صورت اثبات مسئولیت، عذرخواهی رسمی و جبران خسارت به خانواده‌های قربانیان.

مهم‌تر از همه، بازنگری جدی در سازوکارهای هدف‌گیری و تقویت ضمانت‌های حفاظت از غیرنظامیان است. تجربه میناب نشان داد که حتی پیشرفته‌ترین تسلیحات هدایت‌شونده و سامانه‌های اطلاعاتی، بدون نظارت مؤثر و قواعد سخت‌گیرانه برای صیانت از جان غیرنظامیان، می‌تواند به فاجعه‌ای انسانی منجر شود.

اهمیت این پرونده امروز دوچندان شده است، زیرا در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌هایی از حملات تازه آمریکا در جنوب ایران و تلفات احتمالی غیرنظامیان منتشر شده است. این تحولات بار دیگر همان پرسش محوری را مطرح می‌کند که آیا واشنگتن واقعاً از تجربه‌های تلخ گذشته درس گرفته است یا خیر.

شش ماه سکوت درباره میناب دیگر صرفاً یک پرونده نظامی بسته‌نشده نیست؛ این سکوت به آزمونی برای سنجش صداقت و پایبندی آمریکا به اصول حقوق جنگ تبدیل شده است. اگر قرار است مسئولیت‌پذیری معنایی داشته باشد، نخستین قدم آن پذیرش حقیقت است، حتی زمانی که این حقیقت، روایت رسمی واشنگتن را به چالش می‌کشد.