سوریه پس از پایان حاکمیت بشار اسد انتظار داشت مسیر بازسازی دولت و احیای حاکمیت ملی را طی کند، اما تحولات ماههای اخیر نشان میدهد دمشق نهتنها به استقلال کامل نرسیده، بلکه بیش از هر زمان دیگری در معرض اعمال نفوذ بازیگران خارجی قرار گرفته است. در یک سو ترکیه تلاش میکند جایگاه خود را در ساختار جدید قدرت سوریه تثبیت کند و در سوی دیگر اسرائیل با تکیه بر برتری نظامی، خطوط قرمز امنیتی را در داخل خاک سوریه تعیین میکند. در این میان، مذاکرات دیپلماتیک در جریان است، اما واقعیت میدان چیز دیگری را روایت میکند.
دیدار در امان؛ نماد جایگاه شکننده دمشق
در ۲۳ اوت، «اسعد الشیبانی» وزیر خارجه دولت جدید سوریه در امان با «رومان گوفمن» رئیس موساد دیدار کرد. این ملاقات در ظاهر یک تماس دیپلماتیک برای بررسی ترتیبات امنیتی بود، اما تحلیلگران آن را بازتابی از وضعیت جدید سوریه میدانند؛ کشوری که دیگر بهتنهایی درباره سرنوشت امنیتی خود تصمیم نمیگیرد.
اهمیت این دیدار زمانی پررنگتر میشود که تنها چند روز پیش از آن، جنگندههای اسرائیلی پایگاه هوایی ابوالظهور در استان ادلب را هدف قرار داده بودند. پایگاهی که دمشق با همکاری ترکیه سرگرم بازسازی آن بود. این نشست نشان داد که حتی ایجاد یک کانال مستقیم میان دمشق و تلآویو نیز به معنای کاهش تنش یا به رسمیت شناختن حاکمیت سوریه نیست، بلکه بیشتر تلاشی برای مدیریت بحران از موضع نابرابر است.
حمله به ابوالظهور؛ بازسازی که به مجوز نیاز دارد
حمله به پایگاه ابوالظهور، یکی از نقاط عطف تحولات اخیر بود. بنا بر گزارشها، دستکم هشت بمب به باندهای پرواز و آشیانههای این پایگاه اصابت کرد و بخش قابل توجهی از تأسیسات در حال بازسازی آسیب دید.
اسرائیل مدعی شد که دمشق با کمک ترکیه در آستانه نقض ترتیبات امنیتی پیشین قرار گرفته و استقرار احتمالی نیروها و تجهیزات ترکیه در این پایگاه، توازن امنیتی مورد نظر تلآویو را بر هم میزند. حتی بنیامین نتانیاهو در هشداری صریح گفت: «پیام ما بسیار روشن بود؛ نکنید.»
در مقابل، مقامهای سوری تأکید کردهاند که اقدام انجامشده صرفاً بازسازی زیرساختهای آسیبدیده از جنگ بوده و هیچ استقرار نظامی فراتر از نیازهای داخلی در کار نبوده است. همین اختلاف روایت، مسئله اصلی را آشکار میکند: امروز حتی بازسازی یک فرودگاه نظامی در خاک سوریه نیز بدون در نظر گرفتن واکنش اسرائیل و ترکیه ممکن نیست. گزارشهای منتشرشده حاکی است نگرانی اصلی اسرائیل، انتقال تسلیحات، پهپادها و احتمال حضور مستقیم نیروهای ترکیه در این پایگاهها بوده است.
در عمل، سوریه با نوعی حاکمیت دو لایه مواجه شده است؛ آنکارا بر معادلات سیاسی و بازسازی ساختار نظامی اثر میگذارد و تلآویو برای همان حوزهها حق وتوی عملی قائل است و هر زمان لازم بداند، با اقدام نظامی خط قرمز خود را تحمیل میکند.
مذاکرات فرسایشی برای توافق امنیتی
در یک سال گذشته، دمشق با میانجیگری ایالات متحده تلاش کرده است به یک توافق امنیتی با اسرائیل دست یابد؛ توافقی که بتواند حملات و نقض حریم هوایی و زمینی را محدود کند. به گفته الشیبانی، دو طرف حتی به «یک فرمول مکتوب» نیز نزدیک شده بودند، اما اسرائیل در مراحل پایانی از تعهدات خود عقبنشینی کرده است.
یک مقام اسرائیلی نیز در گفتوگو با پایگاه «والا» این ناکامی را تأیید کرده و گفته است: «ما تلاش کردیم به یک توافق امنیتی برسیم، اما در نهایت این تلاش موفق نشد.»
ریشه بنبست روشن است. هر توافقی که آزادی عمل نظامی اسرائیل را محدود کند، برای تلآویو هزینه امنیتی دارد و این رژیم حاضر نیست بدون حفظ آنچه «دارایی امنیتی» خود در جنوب و عمق سوریه میخواند، توافق را بپذیرد. از سوی دیگر، دولت دمشق نه توان نظامی برای عقب راندن نیروهای اسرائیلی را دارد و نه میخواهد حضور نظامی اسرائیل در بخشهایی از خاک سوریه را به یک واقعیت دائمی و مشروع تبدیل کند. در نتیجه، مذاکرات بیشتر به ابزاری برای مدیریت تنشهای مقطعی بدل شده تا مسیری به سوی صلح پایدار.
۱۷۵۲ نقض تا پایان اوت؛ استراتژی تحمیل واقعیت جدید
شکاف میان میز مذاکره و تحولات میدانی، بهخوبی ناتوانی دمشق را نشان میدهد. در حالی که گفتوگوها ادامه دارد، عملیات نظامی اسرائیل متوقف نشده است. بر اساس آمار مطرحشده، تنها در ماه اوت ۲۶۷ مورد نقض حریم و حملات ثبت شده و مجموع موارد از ابتدای سال جاری تا پایان اوت به ۱۷۵۲ مورد رسیده است.
«جعفر خضور» تحلیلگر مسائل اسرائیل، این روند را بخشی از راهبرد تلآویو برای ساختن «واقعیت جدید» توصیف میکند. به باور او، اسرائیل ابتدا با عملیات نظامی شرایط میدانی را تغییر میدهد و سپس طرفهای دیگر از جمله دمشق و میانجیها را وادار میکند با وضعیت ایجادشده کنار بیایند. هدف نهایی، تثبیت «قواعد جدید درگیری» است؛ قواعدی که در آن دمشق مذاکره میکند تا حاکمیتش را پس بگیرد، اما هر حمله جدید، دایره همان حاکمیت را تنگتر میکند.
در این چارچوب، اختلاف اصلی بر سر این پرسش است که چه کسی حق دارد قواعد امنیتی سوریه را بنویسد. اسرائیل میخواهد مناطق و اهدافی را که برای خود حیاتی میداند، تحت کنترل عملیاتی نگه دارد و هیچ توافقی را که به محدودیت جدی فعالیتهایش منجر شود، نپذیرد. دمشق اما تأکید دارد هر توافقی تنها زمانی معنا دارد که حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه به طور کامل به رسمیت شناخته شود.
سویدا؛ گره دیگر در جنوب سوریه
در کنار پرونده شمال و مرکز، جنوب سوریه نیز به کانون بحران تبدیل شده است. درگیریها و خونریزیهای سال گذشته در استان سویدا، بر اساس گزارشها بیش از هزار و ۷۰۰ کشته و نزدیک به ۲۰۰ هزار آواره بر جای گذاشته است. اکنون مطالبات مربوط به خودمختاری و حتی گرایش برخی جریانهای محلی به پیوند بیشتر با اسرائیل، معادله امنیتی جنوب را پیچیدهتر کرده است.
این وضعیت، فشار مضاعفی بر دمشق وارد میکند. همزمان با تلاش برای کنترل نفوذ ترکیه در شمال و مهار حملات اسرائیل در عمق خاک کشور، دولت جدید باید بحران اجتماعی و امنیتی سویدا را نیز مدیریت کند؛ بحرانی که میتواند به اهرمی دیگر برای مداخله خارجی تبدیل شود.
نظم امنیتی تحمیلی به جای حاکمیت کامل
برآیند این تحولات، تصویر روشنی از جایگاه امروز سوریه ارائه میدهد. هرچه دمشق برای جلب رضایت طرفهای خارجی و رسیدن به یک توافق امنیتی امتیاز بیشتری پیشنهاد میکند، تضمین کمتری برای توقف حملات دریافت میکند. دیدار امان نیز به جای آنکه نشانه نزدیکی به توافق باشد، تأکیدی بر همین تناقض بود؛ کانال ارتباطی مستقیم ایجاد شده، اما بمبارانها ادامه دارد.
ایالات متحده نیز که نقش میانجی را بر عهده دارد، نسبت به خطر تشدید تنش هشدار داده، اما به نظر میرسد واشنگتن بیشتر در پی مدیریت رقابت میان آنکارا و تلآویو در سوریه است تا بازگرداندن کامل حاکمیت به دمشق.
اگر سقوط دولت اسد قرار بود نقطه آغاز فصل جدیدی از استقلال و بازسازی ملی در سوریه باشد، واقعیت میدانی امروز خلاف آن را نشان میدهد. سوریه همچنان از نظر حقوقی صاحب سرزمین خود است، اما درباره امنیت، بازسازی نظامی و حتی تعیین قواعد حضور بازیگران خارجی، دیگر بهتنهایی تصمیم نمیگیرد. کشور در میانه یک نظم امنیتی تحمیلی قرار گرفته؛ نظمی که در آن ترکیه نفوذ میکند، اسرائیل واکنش نظامی نشان میدهد، آمریکا میانجیگری میکند و دمشق میکوشد دستکم بخشی از اختیار حاکمیتی خود را حفظ کند.
نظرات (0)