انتقاد از سیاستهای دولت آمریکا در قبال ایران بار دیگر از درون ساختار سیاسی این کشور مطرح شده است. به گزارش راشا تودی، یک عضو پیشین کنگره آمریکا با انتقاد صریح از رویکرد واشنگتن گفته است که دولت ایالات متحده همچنان در مواجهه با پرونده ایران دچار «خیالپردازی» است و تصویر واقعی و دقیقی از تحولات و واقعیتهای موجود در اختیار ندارد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که سیاست فشار و تقابل در برابر تهران طی سالهای اخیر، بهویژه در دوره حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید، همواره محل مناقشه میان جناحهای مختلف سیاسی در آمریکا بوده است. منتقدان میگویند ادامه همین نگاه غیرواقعبینانه باعث شده واشنگتن در ارزیابی توانمندیها، جایگاه منطقهای و اراده سیاسی ایران دچار خطای محاسباتی شود.
روایت راشا تودی از شکاف داخلی در آمریکا
باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از راشا تودی گزارش داده است که انتقادها از سیاست دولت آمریکا در قبال ایران محدود به محافل خارجی نیست و حتی برخی چهرههای سیاسی و دیپلماتیک سابق آمریکایی نیز نسبت به آن موضع گرفتهاند. عضو پیشین کنگره که در این گزارش به اظهارات او استناد شده، تأکید کرده واشنگتن همچنان بدون توجه به واقعیتهای میدانی، بر پیشفرضهای نادرست خود پافشاری میکند.
به گفته او، تداوم این رویکرد باعث شده دولت آمریکا به جای تحلیل دقیق شرایط، بر تصورات قدیمی و خوشبینانه تکیه کند؛ تصوراتی که نهتنها به حل مسائل کمکی نکرده، بلکه بر پیچیدگی روابط دوجانبه و همچنین پروندههای منطقهای و بینالمللی مرتبط با ایران افزوده است.
خیالپردازی به جای واقعگرایی
کلیدواژه اصلی این انتقاد، «خیالپردازی واشنگتن درباره ایران» است. منتقدان داخلی معتقدند بخشهایی از بدنه سیاسی آمریکا هنوز ایران را بر اساس الگوهای ذهنی دهههای گذشته تحلیل میکنند و از درک تحولات اجتماعی، سیاسی و ظرفیتهای راهبردی ایران امروز ناتوان هستند.
این نگاه غیرواقعی در حوزههای مختلفی خود را نشان داده است؛ از برآورد نادرست از اثر تحریمها گرفته تا پیشبینیهای اشتباه درباره واکنش افکار عمومی ایران به فشارهای خارجی. به باور این عضو سابق کنگره، اصرار بر همین مفروضات اشتباه باعث شده سیاستهای اعمالی عملاً به نتیجه مورد انتظار کاخ سفید منجر نشود و حتی در مواردی نتیجه معکوس داشته باشد.
ترامپ زیر ذرهبین منتقدان داخلی
هرچند سیاست تقابلی با ایران سابقهای طولانی در آمریکا دارد، اما در دوره ترامپ این رویکرد با شدت بیشتری دنبال شد. خروج از توافق هستهای، اعمال کارزار فشار حداکثری و تهدیدهای مکرر، محور اصلی سیاست دولت او در قبال تهران بود. اکنون با گذشت زمان، ارزیابیهای داخلی بیشتری نشان میدهد که این استراتژی نهتنها به اهداف اعلامشده نرسید، بلکه هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را نیز برای واشنگتن به همراه داشت.
اظهارات اخیر عضو پیشین کنگره را میتوان در همین چارچوب تفسیر کرد؛ جایی که حتی در داخل آمریکا نیز این پرسش بهصورت جدی مطرح است که آیا ادامه مسیر قبلی میتواند منافع ملی ایالات متحده را تأمین کند یا نیاز به بازنگری اساسی در نوع نگاه به ایران وجود دارد.
چرا درک درست از ایران اهمیت دارد؟
کارشناسان روابط بینالملل بارها تأکید کردهاند که هرگونه سیاست خارجی پایدار نیازمند شناخت دقیق از طرف مقابل است. در مورد ایران، عواملی مانند ساختار سیاسی متفاوت، نقش نهادهای مختلف در تصمیمگیری، پیوند مسائل داخلی و منطقهای، و تجربه تاریخی مواجهه با فشار خارجی، همگی بر رفتار تهران اثرگذار هستند.
نادیده گرفتن این متغیرها و تکیه بر تحلیلهای سادهسازیشده، همان چیزی است که منتقدان آن را «خیالپردازی» مینامند. به گفته آنها، واشنگتن اگر میخواهد از تکرار خطاهای گذشته جلوگیری کند، باید به جای تکیه بر روایتهای کلیشهای، به ارزیابیهای میدانی، دادههای واقعی و نظرات کارشناسان بیطرف توجه بیشتری نشان دهد.
بازتاب داخلی و بینالمللی انتقادها
انتشار این موضعگیری از سوی یک چهره سابق کنگره، از دو جنبه قابل توجه است. نخست، نشان میدهد که اجماع کاملی در داخل آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران وجود ندارد و شکاف میان دیدگاههای واقعگرایانه و تندرو همچنان پابرجاست. دوم، بازتاب این انتقاد در رسانهای مانند راشا تودی بیانگر آن است که روایت «نارضایتی داخلی از سیاست ضدایرانی واشنگتن» حتی در سطح بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
در ماههای اخیر، برخی دیپلماتهای سابق و تحلیلگران آمریکایی نیز هشدار دادهاند که ادامه سیاستهای مبتنی بر فشار یکجانبه، بدون در نظر گرفتن ظرفیت دیپلماسی و گفتوگو، میتواند جایگاه آمریکا را در مذاکرات بینالمللی تضعیف کند و فرصتهای احتمالی برای کاهش تنش را از بین ببرد.
در نهایت، آنچه از اظهارات این عضو پیشین کنگره برمیآید، دعوت به واقعگرایی است؛ دعوتی که میگوید واشنگتن باید به جای تکرار فرضیههای اثباتنشده، واقعیت ایران امروز را همانگونه که هست ببیند. به باور او، تنها در این صورت است که میتوان انتظار داشت سیاست خارجی آمریکا در قبال تهران از بنبست فعلی خارج شود و به سمت رویکردی منطقیتر و کمهزینهتر حرکت کند.
نظرات (0)