حرکت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به سمت خاورمیانه از همان ابتدا فراتر از جابه‌جایی یک شناور در آب‌های آزاد ارزیابی شد؛ حضوری که می‌توانست معادلات منطقه را تحت تاثیر قرار دهد و به‌عنوان پیامی مستقیم از سوی ایالات متحده تلقی شود. ناوی که سال‌ها یکی از نمادهای قدرت دریایی آمریکا به شمار می‌رفت، این بار در شرایطی وارد منطقه شد که تنش‌ها در خاورمیانه در بالاترین سطح قرار داشت و حضور یک ناو هواپیمابر آمریکایی می‌توانست نشانه‌ای از احتمال تشدید درگیری باشد.

از نگاه بسیاری از ناظران، این جابه‌جایی حامل پیام روشنی بود؛ آمریکا قصد داشت با نمایش قدرت نظامی، موازنه را به سود خود تغییر دهد. ابعاد و تجهیزات آبراهام لینکلن نیز به گونه‌ای بود که حضور آن به‌سادگی قابل چشم‌پوشی نبود و قرار بود تصویری از قدرت، آمادگی و برتری نظامی واشنگتن را به نمایش بگذارد. اما آنچه در ادامه رخ داد، این تصویر را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرد.

تغییر معادله با طولانی شدن ماموریت

با آغاز جنگ تحمیلی رمضان، معادله تغییر کرد. ناوی که حضورش می‌توانست نشانه قدرت‌نمایی باشد، با شرایطی متفاوت از پیش‌بینی‌ها مواجه شد؛ موضوع بازگشت و عقب‌نشینی آن به سمت دریای سرخ مطرح شد و ادامه حضورش در منطقه با دشواری‌هایی همراه شد.

ناوهای هواپیمابر برای آمریکا صرفا تجهیزات نظامی نیستند؛ این شناورها بخشی از راهبرد قدرت‌نمایی این کشور در مناطق مختلف جهان محسوب می‌شوند و امکان حمل هواپیماهای جنگی و اجرای عملیات در فاصله‌ای دور از خاک آمریکا را فراهم می‌کنند. آبراهام لینکلن نیز از همین منظر اهمیت داشت و در شرایط احتمال افزایش درگیری، توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را جلب کرده بود.

اما جنگ برخلاف نقشه‌های نظامی، فقط به تعداد هواپیماها، موشک‌ها و شناورها وابسته نیست. ادامه یک ماموریت طولانی، تامین نیروها، نگهداری تجهیزات، وضعیت روانی خدمه و امکان پشتیبانی لجستیکی، همگی بخشی از واقعیت میدان هستند. آبراهام لینکلن نیز در ادامه ماموریت خود با همین واقعیت روبه‌رو شد؛ واقعیتی که نشان داد حتی بزرگ‌ترین تجهیزات نظامی نیز در برابر فرسایش زمان و فشار یک ماموریت طولانی مصون نیستند.

فشار بر خدمه در شهری شناور

طولانی شدن حضور آبراهام لینکلن در دریا، شرایط متفاوتی را برای خدمه ایجاد کرد. نیروهایی که ماه‌ها از خانواده‌های خود دور بودند، باید در محیطی بسته و تحت فشار ماموریت را ادامه می‌دادند. در حالی که تصور اولیه برخی آن بود که جنگ ظرف سه روز به پایان می‌رسد، ایران معادله دیگری را رقم زد و این ناو ماه‌ها در آب‌های آزاد ماندگار شد.

یک ناو هواپیمابر در ظاهر شهری شناور است؛ اما شهری که ساکنانش امکان ترک آن را هر زمان که بخواهند ندارند. زندگی در چنین محیطی برای ماه‌های طولانی، فشارهای جسمی و روانی خاص خود را دارد. گزارش‌ها و تصاویری که در فضای مجازی منتشر شد، بخش‌هایی از مشکلات خدمه را به نمایش گذاشت؛ از کیفیت غذا و مسائل بهداشتی تا فشار ناشی از دوری طولانی‌مدت از خانواده‌ها در کنار شرایط سخت کاری. این تصاویر، روایتی متفاوت از آنچه در تبلیغات نظامی دیده می‌شود ارائه کرد.

بدنه زنگ‌زده و معنای نمادین آن

تصویر یک ناو هواپیمابر بزرگ با بدنه‌ای فرسوده و زنگ‌زده، برای بسیاری از مخاطبان بیش از یک تصویر معمولی است. ناوهای هواپیمابر در ادبیات نظامی آمریکا نماد قدرت دریایی این کشور هستند و سال‌هاست تصاویر این شناورها در کنار جنگنده‌ها و تجهیزات نظامی، بخشی از تصویرسازی رسانه‌ای واشنگتن از توان نظامی‌اش بوده است. به همین دلیل مشاهده آثار فرسودگی روی بدنه چنین شناوری می‌تواند معنای نمادین پیدا کند.

تصویر منتشرشده می‌تواند به نمادی برای یک روایت تبدیل شود؛ روایتی درباره هزینه جنگ، طولانی شدن ماموریت و فاصله میان تصویری که از قدرت نظامی ارائه می‌شود با واقعیت فرسایشی میدان.

بازتاب در رسانه چینی CGTN

موضوع فرسودگی آبراهام لینکلن تنها در فضای رسانه‌ای ایران باقی نماند. رسانه بین‌المللی چینی CGTN نیز به وضعیت این ناو پرداخت و حضور طولانی آن در دریا و مشکلات مربوط به فرسودگی و مسائل فنی را مورد توجه قرار داد. این رسانه گزارش کرده است که آبراهام لینکلن پس از حدود ۲۸۶ روز حضور در دریا، در دوم سپتامبر در بندر لائم چابانگ تایلند پهلو گرفته است.

انتشار تصاویر بدنه ناو در چنین شرایطی باعث شد مسئله فرسودگی بار دیگر مورد توجه قرار گیرد؛ تصویری که قرار بود نشانه قدرت و حضور نظامی آمریکا باشد، حالا از زاویه‌ای دیگر دیده می‌شد؛ تصویری از شناوری که پس از ماه‌ها حضور در دریا نیازمند توقف و استراحت است.

این رسانه چینی درباره وضعیت این ناو چنین نوشته است: «ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن متعلق به نیروی دریایی آمریکا که زمانی نماد قدرت و سیطره این کشور بود، این روزها پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا، به دلیل فرسودگی و مشکلات فنی فراوان، سرانجام روز دوم سپتامبر ناگزیر در بندر لائم چابانگ تایلند پهلو گرفت. دیدن زنگ زدگی و فرسودگی بر بدنه و بخش‌های مختلف این کشتی که دوربین‌ها آن را ثبت کرده‌اند، ناخودآگاه تصویری از یک هژمونی پوسیده و نخ‌نما از آمریکا در ذهن هر بیننده‌ای ایجاد می‌کند. حتی این فرسودگی تنها مربوط به کشتی و هژمونی آمریکا نیست؛ گزارش‌های رسانه‌ای زیادی از تضعیف سلامت روان خدمه این کشتی خبر می‌دهند و حتی برخی از آنها در طول این ماموریت طولانی، دست به خودکشی زده‌اند.»

واکنش دادستان سابق فدرال آمریکا

واکنش‌ها به رسانه‌های خارج از آمریکا محدود نماند. ران فیلیپکوفسکی، دادستان سابق فدرال آمریکا، با انتشار تصاویری از ناو آبراهام لینکلن وضعیت آن را مورد انتقاد قرار داد و این تصویر را به وضعیت ارتش آمریکا مرتبط دانست. او در این باره نوشت: «این وضعیت ارتش ماست؛ ۲۰ ماه بعد از روی کار آمدن ترامپ و هگست.»

این واکنش از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از وضعیت تجهیزات نظامی آمریکا زمانی معنادارتر می‌شود که از داخل خود این کشور مطرح شود. در روایت‌های جنگی معمولا تصویری یک‌طرفه از قدرت دشمن ارائه می‌شود، اما وقتی تصاویر فرسودگی تجهیزات در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، مخاطب با وجه دیگری از یک قدرت نظامی روبه‌رو می‌شود.

۲۵۰ تا ۲۸۶ روز در دریا؛ ماموریتی فرساینده

یکی از نکات مهم در روایت آبراهام لینکلن، مدت طولانی حضور آن در دریاست. در اطلاعات منتشرشده درباره این ناو، از حدود ۲۵۰ روز ماموریت و سپس بیش از ۲۸۰ روز حضور در دریا سخن گفته شده است. فارغ از تفاوت اعداد و جزئیات مربوط به دوره‌های ماموریت، نکته اصلی روشن است: حضور طولانی‌مدت ناو در دریا به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره تبدیل شده است.

برای خدمه، چنین مدتی به معنای ماه‌ها دوری از خانواده و زندگی در محیطی محدود است. تصور اینکه یک سرباز یا ملوان ماه‌ها در محیطی شناور بدون تجربه زندگی عادی در خشکی ماموریت خود را ادامه دهد، نشان می‌دهد جنگ تا چه اندازه می‌تواند فراتر از میدان نبرد، زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد. در این میان گزارش‌هایی درباره وضعیت روانی برخی خدمه نیز منتشر شده و رسانه‌های مختلف از فشار روانی ناشی از ماموریت طولانی سخن گفته‌اند و حتی ادعاهایی درباره اقدام برخی نیروها به خودکشی در طول این ماموریت مطرح شده است.

از نماد قدرت تا نیاز به توقف

آبراهام لینکلن در آغاز حرکت خود به سمت خاورمیانه تصویری از قدرت بود؛ ناوی بزرگ که حضورش می‌توانست پیام سیاسی آمریکا را تقویت کند. اما با طولانی شدن جنگ، همین ناو با چالش‌های متفاوتی مواجه شد؛ مسئله دیگر فقط قدرت حمله نبود، بلکه دوام آوردن در یک ماموریت طولانی، حفظ آمادگی عملیاتی و تامین نیازهای خدمه نیز اهمیت پیدا کرد. در نهایت پهلوگیری ناو در تایلند را می‌توان بخشی از چرخه طبیعی عملیات دریایی دانست، اما تصاویری که هم‌زمان از بدنه فرسوده آن منتشر شد، این توقف را به موضوعی رسانه‌ای تبدیل کرد.

ورود این نیروها به تایلند نیز با حواشی همراه بود. بر اساس گزارش‌ها، افزایش نیروهای نظامی تایلند در اطراف محل پهلوگیری، خبر از حساسیت این حضور می‌دهد. به تعبیر برخی ناظران، ارتش به ظاهر قدرتمند آمریکا محبوبیت خود را بیش از پیش از دست داده و حتی کشوری مانند تایلند نیز با حساسیت میزبان نیروهایی است که حدود ۲۸۰ روز از خانواده دور بوده‌اند.

تهدید دریایی و پاسخ تهران

با حرکت این ناو به سمت خاورمیانه، ایالات متحده تصور می‌کرد می‌تواند تهدیدش را عملی‌تر کند و ایران را به تسلیم وادارد. اما رهبر انقلاب در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ در دیدار با مردم آذربایجان شرقی سخنرانی مقتدرانه‌ای درباره تهدیدهای توخالی رئیس‌جمهور آمریکا داشتند.

ایشان فرمودند: «به نظرشان می‌رسد که رئیس‌جمهور آمریکا مرتب هم می‌گوید که ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیا است. قوی‌ترین ارتش دنیا ممکن است گاهی آنچنان سیلی بخورد که از جا نتواند بلند شود. مدام می‌گویند ما ناو فرستادیم طرف ایران. خیلی خب، ناو البته یک دستگاه خطرناکی است، اما خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد. رئیس جمهور آمریکا در یکی از صحبت‌های اخیرش گفته که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ شکایت کرده به مردم خودش.»

این سخنان در کنار تصاویر کنونی آبراهام لینکلن، روایت متفاوتی از توازن قدرت را به نمایش می‌گذارد؛ ناوی که برای قدرت‌نمایی آمده بود، پس از ماه‌ها حضور فرسایشی، اکنون با بدنه‌ای زنگ‌زده در بندری دوردست پهلو گرفته و بیش از هر زمان دیگری هزینه واقعی ماموریت‌های طولانی را عیان کرده است.