تحلیلگر برجسته بازار انرژی و کالاهای اساسی نسبت به تشدید همزمان بحران در دو حوزه حیاتی اقتصاد آمریکا یعنی سوخت و غذا هشدار داد و تأکید کرد که آثار این بحران همین حالا در بازار قابل مشاهده است.

جف کری، اقتصاددان شناخته‌شده در حوزه نفت و انرژی، در تازه‌ترین اظهارنظر خود گفته است: «شما فقط با یک بحران در سوخت مواجه نیستید؛ یک بحران غذایی هم وجود دارد و این مسئله احتمالاً بر رقم تورم کل تأثیر خواهد گذاشت.» اظهاراتی که نشان می‌دهد چالش پیش‌روی اقتصاد آمریکا فراتر از نوسانات مقطعی قیمت انرژی است.

بحران دوگانه؛ از پمپ بنزین تا سفره مردم

به گفته جف کری، آنچه امروز در اقتصاد آمریکا رخ می‌دهد را نمی‌توان یک تهدید احتمالی یا سناریویی برای آینده دانست. او تأکید کرده است: «بحران همین حالا وجود دارد، این دیگر یک اگر نیست. مسئله این نیست که آیا بحران خواهد رسید یا نه، بحران همین حالا رسیده.»

این تحلیلگر معتقد است همزمانی فشار بر بازار سوخت و بازار غذا، وضعیت را پیچیده‌تر از بحران‌های تک‌بعدی گذشته کرده است. از یک سو افزایش هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و فرآوری را گران‌تر کرده و از سوی دیگر، اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی و افزایش قیمت مواد غذایی، مستقیماً معیشت خانوارها را هدف قرار داده است. در چنین شرایطی، دو بحران به صورت متقابل یکدیگر را تقویت می‌کنند؛ گرانی سوخت هزینه تولید و توزیع غذا را بالا می‌برد و گرانی غذا نیز فشار تورمی ناشی از انرژی را تشدید می‌کند.

زنگ خطر در بازار فرآورده‌ها، نه نفت خام

نکته مهمی که جف کری بر آن تأکید کرده، محل بروز بحران است. به گفته او، نشانه‌های بحران را نباید صرفاً در قیمت نفت خام جستجو کرد، بلکه باید به بازار فرآورده‌های نفتی نگاه کرد. او می‌گوید: «بحران خودش را در قیمت فرآورده‌ها نشان می‌دهد، نه در قیمت نفت خام.»

این تمایز از نظر کارشناسی اهمیت زیادی دارد. قیمت نفت خام اغلب به عنوان شاخص اصلی بازار انرژی در رسانه‌ها مطرح می‌شود، اما آنچه مستقیماً بر زندگی مردم و فعالیت صنایع اثر می‌گذارد، قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآورده‌های پالایشی است. کمبود ظرفیت پالایشی، اختلال در شبکه توزیع، افزایش تقاضای فصلی و هزینه‌های لجستیک می‌تواند حتی در شرایط ثبات نسبی قیمت نفت خام، قیمت فرآورده‌ها را به شدت افزایش دهد.

کارشناسان بازار انرژی پیش‌تر نیز هشدار داده بودند که تنگنای پالایشی در آمریکا طی سال‌های اخیر به یکی از گلوگاه‌های اصلی تبدیل شده است. تعطیلی برخی پالایشگاه‌ها در دوران کرونا، تأخیر در سرمایه‌گذاری‌های جدید و افزایش سخت‌گیری‌های زیست‌محیطی، توان پالایشی این کشور را محدود کرده و بازار فرآورده‌ها را نسبت به هرگونه تکانه آسیب‌پذیر ساخته است.

پیامد تورمی؛ فشار بر شاخص کل قیمت‌ها

هشدار اصلی جف کری ناظر بر اثر تورمی این بحران دوگانه است. به گفته او، همزمانی بحران سوخت و غذا می‌تواند رقم تورم کل را تحت تأثیر قرار دهد. در اقتصاد آمریکا، شاخص تورم کل علاوه بر تورم هسته، هزینه انرژی و مواد غذایی را نیز در بر می‌گیرد و جهش در این دو بخش می‌تواند دستاوردهای سیاست‌های مهار تورم را تضعیف کند.

افزایش قیمت سوخت به صورت مستقیم هزینه حمل‌ونقل کالا، هزینه تولید صنعتی و حتی قیمت خدمات را بالا می‌برد. از سوی دیگر، افزایش قیمت مواد غذایی که بخش قابل توجهی از سبد هزینه خانوارهای کم‌درآمد و متوسط را تشکیل می‌دهد، قدرت خرید را کاهش داده و نارضایتی اجتماعی را افزایش می‌دهد. ترکیب این دو عامل، بانک مرکزی آمریکا را نیز در موقعیت دشوارتری برای مدیریت نرخ بهره و کنترل انتظارات تورمی قرار می‌دهد.

چرا بحران غذا و انرژی به هم گره خورده است؟

پیوند میان بازار انرژی و بازار غذا در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. افزایش قیمت سوخت و کود شیمیایی که خود وابسته به انرژی است، هزینه تولید محصولات کشاورزی را بالا می‌برد. هزینه حمل‌ونقل محصولات از مزرعه تا کارخانه و از کارخانه تا فروشگاه نیز مستقیماً از قیمت گازوئیل و بنزین تأثیر می‌پذیرد. حتی بسته‌بندی و نگهداری مواد غذایی در سردخانه‌ها نیز به انرژی وابسته است.

به همین دلیل، کارشناسان معتقدند هرگونه بحران در بازار فرآورده‌های نفتی به سرعت به بازار غذا سرایت می‌کند. در مقابل، اختلال در عرضه جهانی غلات، روغن‌های خوراکی و نهاده‌های دامی نیز می‌تواند با افزایش تقاضا برای سوخت‌های زیستی و تغییر الگوی کشت، فشار مضاعفی بر بازار انرژی وارد کند. به گفته جف کری، همین چرخه معیوب باعث شده بحران کنونی ابعاد گسترده‌تری نسبت به بحران‌های مقطعی گذشته پیدا کند.

هشدار به سیاست‌گذاران؛ زمان اقدام همین حالاست

تأکید جف کری بر اینکه بحران «همین حالا رسیده» حاوی پیام روشنی برای سیاست‌گذاران است: فرصت برای پیشگیری از دست رفته و اکنون باید برای مدیریت پیامدها اقدام کرد. به باور او، تمرکز صرف بر قیمت نفت خام و نادیده گرفتن بازار فرآورده‌ها و بازار غذا، تصویر ناقصی از واقعیت به تصمیم‌گیران می‌دهد.

برخی تحلیلگران معتقدند دولت آمریکا برای کاهش فشار تورمی ناشی از این بحران دوگانه، باید همزمان بر افزایش عرضه فرآورده‌های پالایشی، تقویت ذخایر استراتژیک، حمایت از زنجیره تأمین غذا و کنترل هزینه‌های لجستیک تمرکز کند. در غیر این صورت، تداوم گرانی سوخت و غذا می‌تواند رشد اقتصادی را کند کرده و فشار بر خانوارها را افزایش دهد.

اظهارات این اقتصاددان سرشناس بار دیگر نشان می‌دهد که امنیت انرژی و امنیت غذایی دو روی یک سکه هستند و هرگونه اختلال در یکی، دیگری را نیز متأثر می‌کند؛ واقعیتی که اقتصاد آمریکا این روزها به طور ملموس با آن مواجه است.