آیت‌الله سیدمحمود طالقانی را بسیاری با دو ویژگی می‌شناسند؛ مفسری قرآن‌پژوه و عالمی مبارز. زندگی او پیوندی کم‌نظیر میان تأمل قرآنی و کنش سیاسی-اجتماعی بود؛ پیوندی که از حجره‌های حوزه علمیه آغاز شد و تا مسجد هدایت تهران، زندان‌های رژیم پهلوی و جایگاه امامت جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی امتداد یافت.

از حوزه تا مسجد هدایت؛ تولد یک نگاه اجتماعی به دین

طالقانی تحصیلات حوزوی خود را در قم و نجف و تهران گذراند و از محضر استادانی چون آیت‌الله حائری یزدی بهره برد، اما دغدغه او از همان سال‌های جوانی فراتر از مباحث انتزاعی بود. او می‌کوشید پاسخ پرسش‌های زمانه را در قرآن بیابد؛ پرسشی درباره عدالت، مالکیت، استبداد و مسئولیت اجتماعی انسان مسلمان.

مسجد هدایت در تهران به مهم‌ترین پایگاه این رویکرد تبدیل شد. در آنجا طالقانی با زبان ساده و روزآمد، برای نسل جوان و دانشگاهی تفسیر می‌گفت؛ تفسیری که دین را از حاشیه زندگی فردی به متن جامعه می‌آورد. در همین جلسات بود که مفاهیمی چون آزادی، برابری و مسئولیت جمعی با استناد مستقیم به آیات قرآن تبیین می‌شد و مخاطبان، اسلام را نه آیینی مناسکی صرف، بلکه مکتبی برای تحول اجتماعی می‌یافتند.

پرتوی از قرآن؛ تفسیر در متن مبارزه

حاصل سال‌ها تدبر قرآنی طالقانی، مجموعه «پرتوی از قرآن» است؛ تفسیری که برخلاف تفسیرهای صرفاً ادبی یا کلامی، رویکردی اجتماعی و هدایتی دارد. او در این اثر می‌کوشد قرآن را به مثابه کتاب زندگی و حرکت معرفی کند؛ کتابی که انسان را به قیام علیه ظلم و اصلاح مناسبات اقتصادی فرا می‌خواند.

نکته برجسته در نگاه طالقانی، توجه همزمان به معنویت و اقتصاد بود. او در تفسیر آیات مربوط به مال، انفاق، ربا و مالکیت، به نقد تمرکز ثروت و دفاع از حقوق محرومان می‌پرداخت و معتقد بود مالکیت در اسلام امانتی الهی و در خدمت مصالح جامعه است. همین نگاه عدالت‌خواهانه، تفسیر او را از دیگر تفسیرهای رایج متمایز کرد و بعدها مبنای بسیاری از مباحث او درباره اقتصاد اسلامی شد.

زندان، تبعید و وفاداری به آرمان

مبارزه سیاسی طالقانی از دهه ۳۰ و همراهی با نهضت ملی شدن نفت آغاز شد و در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ به نقطه اوج رسید. او به دلیل مخالفت صریح با استبداد پهلوی بارها بازداشت، زندانی و تبعید شد، اما هیچ‌گاه میان تفسیر و مبارزه فاصله نینداخت. حتی در زندان نیز جلسات تفسیر قرآن برپا می‌کرد و برای هم‌بندان از پیوند ایمان و آزادی می‌گفت.

سال‌های زندان و تبعید نه تنها طالقانی را از میدان خارج نکرد، بلکه بر عمق اجتماعی تفسیر او افزود. تجربه مستقیم فشار و محرومیت، فهم او از آیات مربوط به صبر، استقامت و نفی طاغوت را ملموس‌تر کرد و بر محبوبیتش در میان اقشار مختلف مردم، به‌ویژه جوانان و روشنفکران مذهبی افزود.

پس از انقلاب؛ تأکید بر شورا و مشارکت مردم

با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، طالقانی که از استوانه‌های مبارزه پیش از انقلاب بود، نقشی وحدت‌آفرین بر عهده گرفت. او به عنوان نخستین امام جمعه تهران، تریبون نماز جمعه را به مکانی برای دعوت به همبستگی ملی و مشارکت عمومی تبدیل کرد.

محوری‌ترین ایده او در این دوره، احیای اصل شورا بود. طالقانی با تکیه بر آیات «و شاورهم فی الامر» و «و امرهم شوری بینهم» بر این باور بود که اداره جامعه اسلامی باید بر شور و مشورت و حضور فعال مردم استوار باشد. تأکید او بر شوراها، از شوراهای محلی تا شوراهای کارگری، ادامه منطقی همان تفسیر اجتماعی قرآن بود؛ اینکه مردم صرفاً تماشاگر حکومت نباشند، بلکه خود اداره امور خویش را بر عهده گیرند.

در عین حال، طالقانی صراحت کم‌نظیری در دفاع از اصول اسلامی داشت. حتی در برابر جریان‌های سیاسی نزدیک به خود، اگر انحرافی از مبانی دینی و خط امام می‌دید، بی‌پروا موضع می‌گرفت. همین استقلال رأی و شجاعت اخلاقی، سرمایه اجتماعی او را دوچندان کرده بود.

ابوذر زمان به روایت امام خمینی

امام خمینی (ره) که شناختی عمیق از یاران دیرین خود داشت، از طالقانی با تعابیری بلند یاد کرد و او را «مجاهدی عظیم‌الشأن» و «ابوذر زمان» نامید. تشبیه به ابوذر غفاری، صحابه صریح‌اللهجه پیامبر اسلام (ص)، به خوبی روحیه عدالت‌خواهی، ساده‌زیستی و حق‌گویی طالقانی را توصیف می‌کند.

طالقانی سال‌ها پیش از آنکه پیروزی انقلاب قطعی به نظر برسد، برای آن مبارزه کرده بود؛ در روزگاری که تحقق حکومتی برآمده از دین و مردم، برای بسیاری دور و حتی ناممکن می‌نمود. با این حال، او نه از آرمان کوتاه آمد و نه از تفسیر قرآن فاصله گرفت و نشان داد که می‌توان هم مفسر بود و هم مجاهد، هم در محراب اندیشید و هم در میدان ایستاد.

میراث طالقانی امروز نیز زنده است؛ در تفسیری که قرآن را کتاب بیداری می‌داند، در مسجدی که هنوز نماد پیوند دین و جامعه است، و در ایده شورا که همچنان به عنوان الگویی برای مشارکت مردم در اداره کشور مورد توجه قرار می‌گیرد.