در هفتههای اخیر، نوار باریک آبیرنگی که یمن را از جیبوتی و اریتره جدا میکند، بار دیگر به صدر اخبار منطقه و جهان بازگشته است؛ تنگه بابالمندب. آبراهی که نامش در زبان عربی به معنای «دروازه اشکها» است، اما امروز بیش از هر زمان دیگری «دروازه تجارت و انرژی جهان» لقب گرفته است. پیشروی جنبش انصارالله در سواحل غربی یمن و تحولات مرتبط با امنیت دریای سرخ، اهمیت راهبردی این گذرگاه را دوچندان کرده است.
بابالمندب کجاست؛ دروازه جنوبی کانال سوئز
بابالمندب حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن، دریای عرب و در نهایت اقیانوس هند است. در انتهای شمالی دریای سرخ، کانال سوئز مصر قرار دارد؛ میانبُر تاریخی که قاره آسیا را به اروپا وصل میکند. به همین دلیل، بابالمندب را دروازه جنوبی سوئز مینامند. هر کشتی که بخواهد از مسیر سوئز میان دو قاره تردد کند، ناگزیر باید از این تنگه عبور کند.
این تنگه در باریکترین نقطه تنها حدود ۲۹ کیلومتر عرض دارد و تردد دریایی در آن از طریق دو آبراه مجزا انجام میشود. جزیره «پریم» (بَریم) در میانه تنگه، گذرگاه را به دو بخش تقسیم کرده است؛ گذرگاهی کوچکتر میان جزیره و خاک اصلی یمن و گذرگاهی عریضتر به سمت سواحل آفریقا. تسلط بر این جزیره به هر بازیگری امکان نظارت مؤثر بر کشتیهایی را میدهد که وارد دریای سرخ میشوند یا از آن خارج میشوند.
در شمالغرب تنگه نیز مجمعالجزایر «حُنَیش» در امتداد سواحل غربی یمن قرار گرفتهاند؛ جزایری که در مجاورت خطوط اصلی کشتیرانی واقع شدهاند. کنترل این جزایر در کنار بنادر و شهرهای ساحلی مانند «المخا» و «ذُباب» میتواند حضور و توان نظارت نظامی انصارالله بر مسیرهای بینالمللی را بهطور قابل توجهی تقویت کند و معادلات امنیتی دریای سرخ را تغییر دهد.
شاهراهی فراتر از نفت؛ از غلات تا قطعات الکترونیک
تصور رایج این است که بابالمندب صرفاً مسیر انتقال نفت است، اما واقعیت بسیار گستردهتر است. این تنگه بخشی از یک کریدور بزرگ لجستیکی است که ستون فقرات تجارت دریایی میان آسیا و اروپا را تشکیل میدهد. کالاهای تولیدی، محصولات کشاورزی، غلات، کودهای شیمیایی، قطعات خودرو، تجهیزات الکترونیکی و هزاران قلم کالای دیگر روزانه از این مسیر جابهجا میشوند.
بر اساس آمار کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (آنکتاد)، پیش از موج اخیر اختلال در کشتیرانی دریای سرخ، کانال سوئز در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از کل تجارت جهانی و نزدیک به ۲۲ درصد از تجارت کانتینری جهان را از طریق دریا به خود اختصاص داده بود. بابالمندب، کلید حفظ این سهم است. اگر کشتیها نتوانند با امنیت از جنوب وارد دریای سرخ شوند، ارزش راهبردی سوئز بهعنوان کوتاهترین مسیر میان آسیا و اروپا بهشدت کاهش مییابد.
هزینه سنگین دور زدن آفریقا
جایگزین ناامن شدن بابالمندب، مسیری طولانی و پرهزینه است: دور زدن دماغه «امید نیک» در جنوبیترین نقطه آفریقای جنوبی. اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) برآورد کرده است که برای یک نفتکش که از دریای عرب عازم اروپا است، این تغییر مسیر میتواند حدود ۱۵ روز به زمان سفر بیفزاید.
این تأخیر تنها زمان نیست؛ پیامدهای زنجیرهای آن کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد:
- افزایش چشمگیر مصرف سوخت و هزینه عملیاتی کشتیها
- درگیر ماندن طولانیتر ناوگان و خدمه و کاهش ظرفیت کشتیهای در دسترس در سایر مسیرها
- جهش هزینههای حملونقل و بهویژه حق بیمه دریایی به دلیل طولانیتر شدن مسیر و ریسکهای جدید
- انتقال این هزینهها به قیمت تمامشده کالاها برای تولیدکنندگان و در نهایت مصرفکنندگان نهایی
به عبارت دیگر، ناامنی در یک تنگه ۲۹ کیلومتری میتواند تورم پنهانی را در بازارهای جهانی از اروپا تا شرق آسیا شعلهور کند.
معادله جدید انرژی؛ وقتی هرمز کمرمق میشود، بابالمندب پررونق میشود
تحولات اخیر لایهای تازه به اهمیت بابالمندب افزوده است: اختلال کمسابقه در تنگه هرمز. تنگه هرمز میان ایران و عمان، اصلیترین گذرگاه خروج نفت و گاز خلیج فارس به بازارهای جهانی است. اما تشدید تنشها و درگیری میان ایران و آمریکا، جریان عبوری از این تنگه را بهشدت کاهش داده است.
دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد جریان نفت عبوری از تنگه هرمز از ۲۱.۶ میلیون بشکه در روز در سهماهه چهارم ۲۰۲۵ به تنها ۴.۹ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم ۲۰۲۶ سقوط کرده است؛ افتی بیش از ۷۵ درصدی که بازار انرژی را تحت فشار شدید قرار داده است.
در واکنش به این وضعیت، عربستان سعودی راهبرد جایگزین خود را فعال کرده و حجم بیشتری از نفت خام خود را از طریق خط لوله استراتژیک «شرق به غرب» به بندر «ینبع» در ساحل دریای سرخ منتقل کرده است تا تنگه هرمز را دور بزند. نتیجه مستقیم این تغییر مسیر، جهش ترافیک انرژی در بابالمندب بوده است؛ بهطوری که جریان نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از این تنگه از ۵.۴ میلیون بشکه در روز در پایان ۲۰۲۵ به ۸.۱ میلیون بشکه در روز در سهماهه دوم سال جاری افزایش یافته است.
این جابهجایی، دریای سرخ و بابالمندب را به یک مسیر حیاتی برای جبران کسری عرضه ناشی از محدودیت صادرات از خلیج فارس تبدیل کرده است.
دو مسیر متفاوت نفت عربستان؛ شمال و جنوب دریای سرخ
موقعیت جغرافیایی بندر ینبع در غرب عربستان، مسیر صادرات نفت این کشور را به دو شاخه متفاوت تقسیم میکند. محمولههایی که مقصدشان اروپا است، میتوانند بدون عبور از بابالمندب و از مسیر شمالی، از طریق کانال سوئز یا خط لوله «سومد» (خط لوله سوئز ـ مدیترانه مصر) به بازار برسانند.
اما داستان برای مشتریان اصلی عربستان در آسیا متفاوت است. نفتکشی که از ینبع عازم شرق و جنوب آسیا است، بهطور طبیعی باید از مسیر جنوبی و از طریق بابالمندب عبور کند. اگر این گذرگاه مسدود یا ناامن شود، این کشتیها ناچارند مسیر شمالی را در پیش بگیرند، از کانال سوئز عبور کنند و سپس کل قاره آفریقا را دور بزنند؛ سفری بسیار طولانیتر، پرمصرفتر و پرهزینهتر که مزیت رقابتی نفت عربستان در بازار آسیا را تضعیف میکند.
همین دوگانگی نشان میدهد چرا بابالمندب دیگر یک آبراه منطقهای میان یمن و آفریقا نیست، بلکه گرهگاهی جهانی است که امنیت آن مستقیماً به ثبات قیمت انرژی، امنیت غذایی و زنجیره تأمین کالاهای صنعتی گره خورده است. هرگونه اختلال پایدار در این «دروازه اشکها» میتواند اشک بازارهای جهانی را نیز درآورد.
نظرات (0)