تحولات میدانی یمن بار دیگر نشان داد که معادلات قدرت در غرب آسیا در حال بازتعریف است؛ جایی که اراده یک ملت تحت محاصره توانسته بر ائتلافی با پشتوانه نظامی عظیم غلبه کند و زمینه‌ساز شکل‌گیری نظم امنیتی تازه‌ای در منطقه شود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، حسن عابدینی معاون سیاسی رسانه ملی در یادداشتی با عنوان «یاران اویس در مسیر ساختن نظم نوین» به بررسی ابعاد این تحولات پرداخته و تأکید کرده است که یاران اویس قرن امروز در حال ترسیم نظم نوینی هستند که در آن وعده الهی «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة بإذن الله» به شکلی عینی در برابر جهانیان تجلی یافته است.

محاصره‌ای طولانی و مقاومتی بی‌سابقه

بر اساس این یادداشت، قرارگاه مشترک غربی، عبری و عربی که بودجه نظامی آن‌ها از مجموع بودجه ارتش‌های ۷۵ درصد کشورهای جهان فراتر می‌رود، بیش از یک دهه است که مردم یمن را از زمین، هوا و دریا در محاصره کامل قرار داده‌اند. با این حال، این فشار همه‌جانبه نتوانسته اراده مردم مظلوم یمن را در هم بشکند.

نقطه عطف این مقاومت، آزادسازی بندر راهبردی المخا در ساحل غربی یمن عنوان شده است؛ عملیاتی که به گفته نویسنده، شگفتی ناظران نظامی و سیاسی جهان را برانگیخت و موازنه میدانی را در یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان تغییر داد.

المخا؛ کلید تسلط بر باب‌المندب

بندر المخا تنها ۷۵ تا ۸۰ کیلومتر با دهانه تنگه باب‌المندب فاصله دارد و همین نزدیکی جغرافیایی، اهمیت راهبردی آن را دوچندان کرده است. با تثبیت حضور نیروهای مسلح یمن در این بندر، اکنون امکان اشراف چشمی و راداری کامل بر تردد کشتی‌ها در این تنگه فراهم شده است.

کارشناسان نظامی معتقدند نیروهای یمنی پس از این دستاورد، حتی بدون نیاز به موشک‌های بالستیک دوربرد، با اتکا به قایق‌های تندرو، موشک‌های ضدکشتی و توان مین‌ریزی ساحلی قادر به اعمال نفوذ مؤثر بر تنگه باب‌المندب خواهند بود. به این ترتیب، یمن توانسته توازن قدرت در این گذرگاه حیاتی تجارت بین‌الملل را که روزانه حجم عظیمی از انرژی و کالا از آن عبور می‌کند، به دست گیرد.

دومین اهرم بازدارندگی محور مقاومت

اهمیت این تحول زمانی روشن‌تر می‌شود که در کنار مدیریت ایران بر تنگه هرمز قرار گیرد. به باور تحلیلگران، تسلط یمن بر باب‌المندب، دومین اهرم تثبیت‌کننده محور مقاومت در کنترل گلوگاه‌های انرژی و تجارت جهانی به شمار می‌رود.

ترکیب این دو اهرم، عمق راهبردی و بازدارندگی ترکیبی جبهه مقاومت را که در پهنه‌ای حدود ۸ میلیون کیلومتر مربعی نفوذ دارد، به شکل بی‌سابقه‌ای مستحکم می‌کند. این هم‌افزایی به محور مقاومت امکان می‌دهد تا در برابر هرگونه ماجراجویی، از ابزارهای اقتصادی و دریایی مؤثری برخوردار باشد و امنیت درون‌زای منطقه را با تکیه بر توان بومی تضمین کند.

فشار فزاینده بر رژیم صهیونیستی

یکی از پیامدهای مستقیم تحولات المخا، تکمیل محاصره دریایی بندر ایلات در سرزمین‌های اشغالی است. با افزایش اشراف نیروهای مقاومت بر باب‌المندب، رژیم صهیونیستی ناچار خواهد شد نیازهای وارداتی خود را به جای مسیر کوتاه دریای سرخ، از طریق دماغه امید نیک در سواحل آفریقای جنوبی تأمین کند.

این تغییر مسیر به معنای افزایش ۱۰ تا ۱۴ روزه زمان حمل‌ونقل و جهش قابل توجه هزینه‌های کشتیرانی و بیمه دریایی برای این رژیم است؛ هزینه‌ای که در شرایط بحران اقتصادی و امنیتی، فشار مضاعفی بر تل‌آویو وارد می‌کند.

پیامدها برای عربستان و چشم‌انداز ۲۰۳۰

آزادسازی المخا پیامدهای مستقیمی نیز برای عربستان سعودی به عنوان دشمن دیرینه مردم یمن دارد. با این تحول، بنادر مهمی چون جده، جازان و ینبع به سادگی در تیررس رزمندگان یمنی قرار گرفته‌اند.

به نوشته این یادداشت، حتی هدف قرار گرفتن خط لوله نفتی ینبع که با هدف جایگزینی تنگه هرمز طراحی شده بود، می‌تواند در کوتاه‌مدت صادرات نفت عربستان را با اختلال جدی مواجه کند. کاهش صادرات و افت درآمدهای نفتی، به طور مستقیم برنامه‌های بلندپروازانه اقتصادی ریاض از جمله پروژه عظیم نئوم و سند چشم‌انداز ۲۰۳۰ را با چالش و تأخیر روبه‌رو خواهد ساخت.

نظم نوین منطقه‌ای بدون قدرت‌های مداخله‌گر

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که نظم نوین منطقه‌ای به آرامی و بر پایه واقعیت‌های میدانی در حال شکل‌گیری است؛ نظمی که در آن قدرت‌های فرامنطقه‌ای به سرکردگی آمریکا و دولت‌های وابسته به آن، نقش تعیین‌کننده گذشته را نخواهند داشت.

به اعتقاد نویسنده، عبور از بحران‌های تحمیلی بر غرب آسیا که خود لنگرگاه ثبات و امنیت جهانی محسوب می‌شود، تنها از مسیر «امنیت درون‌زا» و تکیه بر توانمندی‌های بومی امکان‌پذیر است. تجربه یمن گواهی است بر اینکه هزینه مقاومت، به مراتب کمتر از هزینه سازش است و دیر نخواهد بود که مردم این کشور مزد پایداری و جهاد خود را با تثبیت جایگاهشان در نظم آینده منطقه دریافت کنند.