ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده به مرحله‌ای رسیده که کارشناسان آن را آستانه هشدار توصیف می‌کنند. بر اساس تازه‌ترین آمار، حجم نفت ذخیره‌شده در مخازن راهبردی این کشور در هفته گذشته به حدود ۲۸۵ میلیون بشکه کاهش یافته؛ رقمی که در ۴۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده و نشانه‌ای آشکار از بحران خودساخته‌ای است که اکنون امنیت انرژی بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را به چالش کشیده است.

سقوط ۳۱ درصدی از آغاز جنگ

بررسی‌ها نشان می‌دهد ذخایر راهبردی آمریکا از زمان آغاز جنگ اخیر حدود ۳۱ درصد افت کرده است. بخش بزرگی از این کاهش به برنامه گسترده برداشت از ذخایر بازمی‌گردد که در هماهنگی با آژانس بین‌المللی انرژی به اجرا درآمده است. هدف از این اقدام در ابتدا کنترل قیمت‌ها و جبران اختلال عرضه در بازار جهانی عنوان شد، اما تداوم برداشت‌ها اکنون خود به عاملی برای تضعیف پشتوانه راهبردی واشنگتن تبدیل شده است.

کارشناسان انرژی معتقدند برداشت‌های متوالی هرچند در کوتاه‌مدت به آرام‌سازی بازار کمک کرده، اما در بلندمدت ذخایر احتیاطی آمریکا را که برای مقابله با جنگ، بلایای طبیعی یا اختلال‌های بزرگ عرضه طراحی شده، به شدت فرسوده کرده است. رسیدن به سطح ۲۸۵ میلیون بشکه به معنای از دست رفتن بخش قابل توجهی از حاشیه امنیت انرژی این کشور است.

ذخایر تجاری همچنان بیشتر از ذخایر دولتی

با وجود افت شدید ذخایر دولتی، وضعیت ذخایر تجاری شرکت‌های نفتی آمریکا نسبتاً پایدارتر گزارش می‌شود. برآوردها حاکی از آن است که ذخایر در اختیار بخش خصوصی همچنان حدود یک و نیم برابر ذخایر دولتی است و پالایشگاه‌های آمریکا نیز بدون توقف به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که مقایسه حجم ذخایر دولتی و تجاری نمی‌تواند تصویر کاملی از امنیت انرژی ارائه دهد. ذخایر تجاری با انگیزه سودآوری و بر اساس نیاز بازار نگهداری می‌شوند و در شرایط بحرانی الزاماً در اختیار دولت برای مداخله اضطراری قرار نمی‌گیرند. در مقابل، ذخایر راهبردی ابزار حاکمیتی برای مدیریت بحران است و کاهش آن مستقیماً توان واکنش سریع دولت را محدود می‌کند.

فرسودگی تأسیسات؛ مانع برداشت سریع در شرایط اضطراری

یکی از نگرانی‌های جدی درباره وضعیت فعلی، محدودیت‌های فنی در بهره‌برداری از ذخایر باقی‌مانده است. بخشی از مخازن و تأسیسات نگهداری نفت راهبردی آمریکا به دلیل قدمت بالا و نیاز به تعمیرات اساسی، امکان برداشت با حداکثر سرعت را ندارند. این موضوع در شرایط عادی چندان به چشم نمی‌آید، اما در زمان بروز یک شوک بزرگ عرضه یا بحران ژئوپلیتیک می‌تواند سرعت تزریق نفت به بازار را به شکل محسوسی کاهش دهد.

به عبارت دیگر، حتی اگر نفت به صورت اسمی در مخازن موجود باشد، توان عملیاتی برای انتقال سریع آن به پالایشگاه‌ها و سپس به بازار مصرف، به اندازه گذشته نیست. این نقیصه فنی، ارزش بازدارندگی ذخایر راهبردی را تضعیف می‌کند و فاصله میان حجم اسمی و توان واقعی پاسخ‌گویی را افزایش می‌دهد.

نزدیکی به خط قرمز قانونی

مسئله مهم دیگر، محدودیت‌های قانونی حاکم بر استفاده از ذخایر راهبردی است. بر اساس قوانین آمریکا، زمانی که سطح ذخایر به یک آستانه حداقلی نزدیک شود، برداشت عادی از آن با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شود و دولت تنها در شرایط اضطراری تعریف‌شده قادر به استفاده خواهد بود.

ادامه روند فعلی برداشت می‌تواند ذخایر را به همین محدوده حساس نزدیک کند؛ جایی که دیگر نمی‌توان به سادگی و بدون مجوزهای ویژه از آن برداشت کرد. در چنین شرایطی، ابزار سیاستی دولت برای کنترل قیمت یا جبران کمبود عرضه عملاً از کار می‌افتد و بازار نسبت به هرگونه تنش جدید واکنش شدیدتری نشان خواهد داد.

ذخایر راهبردی زمان می‌خرند، اما بحران را حل نمی‌کنند

تحلیلگران بازار نفت تأکید می‌کنند که ذخایر راهبردی ذاتاً یک راه‌حل موقت هستند؛ آن‌ها می‌توانند برای چند هفته یا چند ماه کمبود عرضه را جبران کنند و به بازار فرصت تطبیق بدهند، اما نمی‌توانند جایگزین جریان پایدار و امن نفت شوند.

حل ریشه‌ای بحران انرژی نیازمند سرمایه‌گذاری در تولید، تنوع‌بخشی به منابع واردات، نوسازی زیرساخت‌های ذخیره‌سازی و انتقال، و اتخاذ سیاست‌های باثبات در حوزه انرژی است. تکیه بیش از حد بر برداشت از ذخایر، بدون ترمیم همزمان آن، در نهایت کشور را در برابر بحران‌های بعدی آسیب‌پذیرتر می‌کند.

اکنون پرسش اصلی در واشنگتن این است که آیا دولت برنامه مشخصی برای بازسازی ذخایر راهبردی دارد یا روند فرسایشی فعلی ادامه خواهد یافت. هرگونه تأخیر در پر کردن مجدد مخازن می‌تواند در میانه یک بحران جدید، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی به همراه داشته باشد؛ هزینه‌ای که نه‌تنها مصرف‌کننده آمریکایی، بلکه کل بازار جهانی انرژی آن را احساس خواهد کرد.