تحلیلگر سرشناس نروژی مسائل ژئوپلیتیک میگوید ایران در ماههای اخیر با تمرکز بر دیپلماسی همسایگی و توافقهای دو و چندجانبه، در پی بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا و کاهش نقش آمریکا در معادلات منطقه است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، گلن دیزن، استاد علوم سیاسی و پژوهشگر حوزه ژئوپلیتیک، در اظهاراتی تحلیلی تأکید کرده است که رویکرد کنونی تهران صرفاً معطوف به یک پرونده یا یک توافق مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد کلان برای تغییر ساختار نظم منطقهای به شمار میرود.
راهبرد کلان تهران از نگاه گلن دیزن
دیزن با اشاره به تحرکات دیپلماتیک اخیر ایران میگوید: «ایرانیها همین حالا در تلاش هستند با کشورهای همسایه توافقهایی انجام دهند. پشت تمام این توافقها یک هدف کلان وجود دارد: ایران میخواهد آمریکا را از منطقه بیرون کند.»
به باور این تحلیلگر، این هدف از مسیر ایجاد شبکهای از تفاهمها و همکاریهای منطقهای دنبال میشود؛ شبکهای که بهتدریج وابستگی امنیتی و سیاسی کشورهای منطقه به حضور فرامنطقهای را کاهش دهد و امکان مدیریت مسائل غرب آسیا توسط خود بازیگران منطقه را فراهم کند.
دیپلماسی با همسایگان؛ از مسقط تا ریاض
گلن دیزن بهطور مشخص به تلاش ایران برای پیشبرد توافق با کشورهایی مانند عمان و حتی عربستان سعودی اشاره کرده و آن را نمونهای از همین راهبرد توصیف میکند. عمان در سالهای گذشته همواره نقش میانجی و کانال ارتباطی میان تهران و پایتختهای غربی را ایفا کرده و عربستان سعودی نیز پس از توافق احیای روابط با ایران با میانجیگری چین، وارد فصل جدیدی از تعامل با تهران شده است.
از نگاه این استاد دانشگاه، گسترش این توافقها - چه در حوزه امنیت، چه اقتصاد و چه همکاریهای سیاسی - میتواند بهمرور نوعی همگرایی منطقهای ایجاد کند که در آن حلوفصل اختلافات بدون اتکا به مداخله مستقیم آمریکا دنبال شود. به گفته او، تهران تلاش میکند نشان دهد که امنیت منطقه میتواند از طریق گفتوگو و سازوکارهای درونمنطقهای تأمین شود، نه از طریق حضور پایگاهها و ناوگانهای فرامنطقهای.
تأخیر واشنگتن و فرصت تثبیت واقعیتهای جدید
نکته مهم دیگری که دیزن بر آن تأکید دارد، نسبت میان زمان و تحولات میدانی است. به گفته او، «هر روز و هر هفتهای که آمریکا دستیابی به یک توافق نهایی را عقب میاندازد، ایران میتواند بهتدریج یک وضع موجود جدید ایجاد کند، یعنی واقعیتهای تازهای را روی زمین تثبیت کند.»
این گزاره به معنای آن است که تعلل در دیپلماسی، لزوماً به معنای توقف تحولات نیست؛ بلکه در غیاب توافق، طرفی که ابتکار میدانی و منطقهای را در دست دارد، میتواند با امضای تفاهمنامههای جدید، گسترش همکاریهای اقتصادی، تقویت کریدورهای ترانزیتی و تعمیق پیوندهای امنیتی با همسایگان، شرایطی را به وجود آورد که هر توافق آتی ناگزیر باید آن را به رسمیت بشناسد.
ایده نظم جدید منطقهای چیست؟
مفهوم «نظم جدید» که دیزن از آن سخن میگوید، به الگویی اشاره دارد که در آن نظم امنیتی غرب آسیا نه بر اساس ائتلافهای تحت رهبری آمریکا، بلکه بر پایه توازن و همکاری میان قدرتهای منطقهای شکل میگیرد. در این چارچوب، کاهش تنش میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، توسعه همکاریهای اقتصادی و انرژی، و ایجاد سازوکارهای گفتوگوی جمعی، بهعنوان پایههای یک معماری امنیتی بومی مطرح میشود.
چنین رویکردی اگرچه با چالشهایی مانند رقابتهای ژئوپلیتیک، اختلاف بر سر پروندههای منطقهای و فشار تحریمها روبهروست، اما از دید این تحلیلگر، استمرار دیپلماسی همسایگی میتواند بهتدریج مشروعیت و کارآمدی الگوی حضور حداکثری آمریکا را در ذهن افکار عمومی و دولتهای منطقه تضعیف کند.
- تأکید بر حلوفصل مسائل منطقه توسط خود کشورهای منطقه
- گسترش توافقهای دوجانبه و چندجانبه بهعنوان ابزار کاهش وابستگی امنیتی به خارج
- استفاده از فرصت زمانی برای ایجاد پیوندهای پایدار اقتصادی و سیاسی
در مجموع، ارزیابی گلن دیزن تصویرگر تلاش تهران برای تبدیل دیپلماسی همسایگی به اهرمی راهبردی است؛ اهرمی که هدف آن نه یک توافق کوتاهمدت، بلکه تغییر تدریجی قواعد بازی در غرب آسیا و حرکت به سمت نظمی است که در آن نقش و نفوذ آمریکا به حداقل برسد.
نظرات (0)