عبدالباری عطوان، نویسنده و تحلیلگر مطرح سیاسی جهان عرب، در اظهاراتی تازه به بررسی موازنه قدرت در آبراههای استراتژیک منطقه پرداخت و گفت ایران در دو جنگ اصلی و سرنوشتساز به پیروزی رسیده است.
به گفته او، نخستین نبرد «جنگ تنگهها» و دومین نبرد «جنگ نفتکشها» بوده که هر دو از اهمیت راهبردی فوقالعادهای برخوردارند و نتایج آنها معادلات منطقهای و بینالمللی را تغییر داده است.
پیروزیهای استراتژیک ایران به روایت عطوان
عطوان تأکید کرد که دستاوردهای ایران در این دو عرصه، پیروزیهایی استراتژیک محسوب میشود. او در اینباره گفت: «ایران در دو جنگ اصلی پیروز شد؛ جنگ اول جنگ تنگهها و جنگ دوم جنگ نفتکشها است. این موضوع بسیار مهمی است، اینها پیروزیهای استراتژیک هستند.»
این تحلیلگر فلسطینیتبار مقیم لندن افزود که در مقابل این پیروزیها، ایالات متحده متحمل شکست شده است. به تعبیر او، آمریکا «شکست خورد و دم خود را روی کولش گذاشت و فرار کرد» و نتوانست اهداف اعلامی خود را در حفظ تسلط بر مسیرهای دریایی محقق کند.
از تنگه هرمز تا بابالمندب؛ جغرافیای قدرت جدید
نکته محوری در تحلیل عطوان، وضعیت کنونی دو تنگه حیاتی تجارت و انرژی جهان است. وی تصریح کرد: «تنگه هرمز کاملاً بسته و تحت سلطه ایرانیهاست، تنگه بابالمندب هم اکنون تحت کنترل متحدان ایران درآمده است؛ این مسئله اصلی است.»
تنگه هرمز به عنوان باریکترین گلوگاه خروجی خلیج فارس، محل عبور روزانه حدود یکپنجم نفت جهان و بخش بزرگی از گاز مایع صادراتی محسوب میشود و هرگونه تحول در وضعیت امنیتی آن تأثیر مستقیم بر بازار جهانی انرژی دارد. تنگه بابالمندب نیز در جنوب دریای سرخ، حلقه اتصال این دریا به خلیج عدن و اقیانوس هند است و بخش مهمی از تجارت میان آسیا و اروپا از این مسیر عبور میکند.
به باور عطوان، تسلط ایران بر تنگه هرمز و حضور و نفوذ متحدان آن – بهویژه انصارالله یمن – در سواحل مشرف به بابالمندب، عملاً دو شاهراه اصلی انرژی و تجارت دریایی را در اختیار محور مقاومت قرار داده است. این وضعیت به معنای تغییر توازن بازدارندگی در برابر حضور نظامی آمریکا و متحدان غربی آن در منطقه است.
آمریکا بدون دستاورد
عطوان با لحنی انتقادی خطاب به سیاستگذاران آمریکایی پرسید: «پس شما چه دستاوردی داشتید؟ ابداً هیچ کاری نکردید.»
وی معتقد است که با وجود لشکرکشیهای دریایی، تشکیل ائتلافهای به اصطلاح حفاظت از کشتیرانی و اعمال تحریمهای گسترده، واشنگتن نهتنها نتوانسته امنیت مورد نظر خود را در این آبراهها برقرار کند، بلکه ناچار به کاهش حضور و عقبنشینی شده است. به گفته او، این عقبنشینی در حالی رخ داده که هزینههای سیاسی و نظامی سنگینی برای آمریکا به همراه داشته و اعتبار بازدارندگی آن را زیر سؤال برده است.
این تحلیل در شرایطی مطرح میشود که طی ماههای اخیر، تحرکات نیروهای مقاومت در دریای سرخ و خلیج فارس و هشدارهای مکرر تهران درباره توان بستن تنگه هرمز در صورت تهدید منافع ملی، بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیک این دو تنگه را در کانون توجه رسانههای بینالمللی قرار داده است.
نظرات (0)