سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در اقدامی بیسابقه، دهها سند اطلاعاتی فوقمحرمانه مربوط به سالهای منتهی به حملات ۱۱ سپتامبر را از حالت طبقهبندی خارج کرد. این اسناد نشان میدهد مقامات ارشد واشنگتن از سال ۱۹۹۸ بهطور مکرر هشدارهایی دقیق درباره برنامه اسامه بنلادن و شبکه القاعده برای اجرای حملات مرگبار در خاک ایالات متحده، از جمله با استفاده از هواپیماهای مسافربری، دریافت کرده بودند.
بزرگترین افشاگری اطلاعاتی درباره ۱۱ سپتامبر
به گزارش منابع آمریکایی، سیا روز جمعه به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر، ۷۱ سند از «خلاصه اطلاعات روزانه رئیسجمهور» (PDB) را منتشر کرده است. این مجموعه با بیش از ۱۰۰ صفحه، بزرگترین انتشار اسناد ریاستجمهوری مرتبط با این حملات تاکنون محسوب میشود و بازه زمانی از سال ۱۹۹۸ تا روزهای پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را پوشش میدهد.
این اسناد که روزانه برای رئیسجمهور و حلقه نزدیک مشاوران امنیت ملی تهیه میشد، تصویری روشن از عمق نگرانی جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره تهدید فزاینده القاعده ارائه میدهد؛ تهدیدی که به گفته ارزیابان وقت، بهتدریج از یک خطر منطقهای به نقشهای برای حمله مستقیم به قلب آمریکا تبدیل شد.
هشدار ۱۹۹۸: حمله در واشنگتن با هواپیمای انفجاری
یکی از تکاندهندهترین اسناد، یادداشتی از سپتامبر ۱۹۹۸ است که در آن سیا با استناد به اطلاعات میدانی تأکید کرده بود «گزینه ترجیحی» بنلادن، اجرای حمله در خاک آمریکا و ترجیحاً در واشنگتن است. در همان گزارش هشدار داده شده بود که شبکه تحت امر او «ممکن است یک هواپیمای مملو از مواد منفجره را به داخل یک شهر آمریکا پرواز دهد»؛ تصویری که سه سال بعد به شکل هولناکی در نیویورک و واشنگتن محقق شد.
تنها سه ماه بعد، در دسامبر ۱۹۹۸، یک جلسه توجیهی دیگر به کاخ سفید اطلاع داد که بنلادن و متحدانش در حال تدارک حملاتی در داخل آمریکا هستند؛ از جمله طرحی مشخص برای ربودن یک هواپیمای مسافربری آمریکایی در فصل تعطیلات پایان سال میلادی. این سند نشان میدهد ایده ربایش هواپیما به عنوان ابزار تروریستی، دستکم ۳ سال پیش از ۱۱ سپتامبر در محاسبات اطلاعاتی آمریکا وجود داشته است.
تلاش القاعده برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی
بخش دیگری از اسناد تازه منتشرشده، نگرانی مستمر سیا درباره تلاش القاعده برای دستیابی به سلاحهای غیرمتعارف را برجسته میکند. در ارزیابی فوریه ۱۹۹۸ آمده بود که بنلادن و دیگر گروههای افراطی به دنبال تهیه «مواد شیمیایی، بیولوژیک و هستهای نامشخص» هستند.
این نگرانی در ماههای بعد پررنگتر شد. تا مه ۱۹۹۹ سیا ارزیابی کرد که بنلادن «گزینههای متنوعی» را برای توسعه این نوع سلاحها دنبال میکند و یک سال بعد، در گزارش ژوئن ۲۰۰۰، جزئیات نگرانکنندهای ارائه شد: کارآموزان در یک اردوگاه آموزشی در افغانستان «دهها ماده شیمیایی سمی و سموم بیولوژیک» را تولید و آزمایش کردهاند و عوامل القاعده حتی آزمایش افزودن مواد رادیواکتیو به مواد منفجره متعارف را نیز انجام دادهاند.
هشدار معروف ۶ اوت ۲۰۰۱: «بنلادن مصمم به حمله در آمریکاست»
شاید مشهورترین سند این مجموعه، جلسه توجیهی ۶ اوت ۲۰۰۱ برای «جورج دبلیو بوش» رئیسجمهور وقت آمریکا باشد؛ سندی با عنوان صریح «بنلادن مصمم به حمله در آمریکاست».
در این گزارش تأکید شده بود که بنلادن سالهاست خواهان حمله به آمریکا بوده، به فعالیتهای مشکوکی اشاره شده بود که «با آمادهسازی برای ربایش هواپیماها همخوانی داشت» و خاطرنشان شده بود که اداره تحقیقات فدرال (افبیآی) در آن زمان حدود ۷۰ پرونده تحقیقاتی درباره فعالیتهای احتمالی مرتبط با القاعده در داخل خاک آمریکا را در دست بررسی دارد.
این هشدار تنها ۳۶ روز پیش از حملات ۱۱ سپتامبر به رئیسجمهور ارائه شد و بعدها به نمادی از ناکامی در پیشگیری از فاجعه تبدیل گشت.
«سیستم چشمک قرمز میزد» اما اقدامی نشد
«جورج تنت» رئیس وقت سیا، بعدها در خاطرات خود نوشت که تا تابستان ۲۰۰۱، کل سیستم اطلاعاتی آمریکا «چشمک قرمز میزد»؛ اصطلاحی که نشاندهنده حجم بیسابقه هشدارها و تحرکات مشکوک بود. کمیسیون ملی بررسی حملات ۱۱ سپتامبر نیز در گزارش نهایی خود نتیجه گرفت که بسیاری از مقامات ارشد میدانستند «چیزی وحشتناک در حال برنامهریزی است»، اما مجموعهای از ناکامیها در اشتراکگذاری اطلاعات میان سیا و افبیآی، ضعف سیاستگذاری و نبود آمادگی عملیاتی مانع از تبدیل هشدارهای پراکنده به اقدام بازدارنده شد.
اسناد جدید بار دیگر این ارزیابی را تأیید میکند که مشکل اصلی، کمبود اطلاعات نبود، بلکه ناتوانی در تحلیل یکپارچه و واکنش بهموقع به نشانههایی بود که بهصورت جداگانه به کاخ سفید، پنتاگون و نهادهای امنیتی مخابره میشد.
ریشههای ظهور بنلادن و پیامدهای ۱۱ سپتامبر
در حاشیه این اسناد، به پیشینه شکلگیری القاعده نیز اشاره شده است. بنلادن در جریان جنگ نیروهای شوروی در افغانستان به شهرت رسید؛ جنگی که در آن واشنگتن میلیاردها دلار کمک تسلیحاتی و مالی را از طریق پاکستان در اختیار مجاهدین ضدشوروی قرار داد. اگرچه مقامات آمریکایی هرگونه تأمین مالی مستقیم بنلادن را رد کردهاند، اما اذعان دارند که زیرساخت و محیط شبهنظامی ایجادشده با حمایت آمریکا در آن دوره، بستری شد که القاعده بعداً از دل آن برخاست.
حملات ۱۱ سپتامبر که به کشته شدن ۲ هزار و ۹۷۷ نفر انجامید، مرگبارترین حمله تروریستی در تاریخ آمریکا لقب گرفت و نقطه عطفی در سیاست داخلی و خارجی این کشور شد. واشنگتن در واکنش، دکترین «جنگ علیه تروریسم» را اعلام کرد، در عرض چند هفته به افغانستان حمله کرد و کمتر از دو سال بعد جنگ عراق را آغاز نمود. در داخل آمریکا نیز تصویب قانون میهنپرستی (پاتریوت) اختیارات نهادهای امنیتی و اطلاعاتی برای نظارت و جاسوسی از شهروندان را به شکل بیسابقهای گسترش داد؛ قانونی که تا سالها محل مناقشه مدافعان حریم خصوصی و امنیت ملی باقی ماند.
انتشار این اسناد پس از ربع قرن، بار دیگر این پرسش بنیادین را مطرح میکند که آیا فاجعه ۱۱ سپتامبر قابل پیشگیری بود و چگونه انباشت هشدارهای دقیق، بدون تصمیم قاطع، به یکی از بزرگترین شکستهای اطلاعاتی تاریخ معاصر آمریکا منجر شد.
نظرات (0)