تسلط بر جزیره راهبردی پریم در دهانه تنگه بابالمندب، معادلات امنیتی و دریایی جنوب شبهجزیره عربستان را وارد مرحلهای تازه کرده است. فارع المسلمّی، پژوهشگر سرشناس مسائل یمن و از بنیانگذاران مرکز مطالعات راهبردی صنعا، در اظهاراتی تأکید کرده است که کنترل این جزیره نهتنها قابلیتهای تهاجمی حوثیها را افزایش میدهد، بلکه جایگاه آنها در کنترل مسیرهای کشتیرانی بینالمللی و شبکه پشتیبانی منطقهای را نیز بهطور اساسی تقویت کرده است.
جزیره پریم؛ کلید کنترل بابالمندب
جزیره پریم (بَریم) در میانه تنگه بابالمندب، جایی که دریای سرخ به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میشود، قرار دارد. این آبراه باریک یکی از پرترددترین مسیرهای تجارت جهانی است و بخش بزرگی از حملونقل انرژی و کالای میان اروپا، آسیا و خاورمیانه از آن عبور میکند. هرگونه تسلط نظامی یا نظارتی بر پریم به معنای اشراف بر رفتوآمد دهها هزار کشتی تجاری و نفتکش در سال است.
به گفته فارع المسلمّی، در اختیار داشتن پریم به حوثیها امکان میدهد علاوه بر توان هدف قرار دادن مواضع دریایی و ساحلی، سامانههای رصد، هشدار و هماهنگی دریایی خود را گسترش دهند. این جزیره به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد، قابلیت استقرار تجهیزات شناسایی، تسهیل ارتباط میان واحدهای دریایی و ایجاد کریدور امن لجستیکی را فراهم میکند.
هماهنگی و لجستیک گستردهتر با متحدان منطقهای
این پژوهشگر یمنی تأکید کرده است که ارزش راهبردی پریم صرفاً نظامی نیست. کنترل این نقطه به حوثیها اجازه میدهد سطح هماهنگی عملیاتی خود را ارتقا دهند و شبکه تدارکاتی میان خود و متحدان منطقهایشان را روانتر کنند. او بهطور مشخص به ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی این شبکه اشاره کرده و گفته است همافزایی میان حوثیها و دیگر متحدان تهران در منطقه از طریق این گلوگاه دریایی تسهیل شده است.
بر همین اساس، پریم میتواند به عنوان یک نقطه اتصال لجستیکی و ارتباطی عمل کند؛ جایی که جابهجایی تجهیزات، تبادل اطلاعات و هماهنگی مأموریتهای دریایی با هزینه و خطر کمتر و با سرعت بیشتری انجام میشود. این موضوع در شرایطی که رقابتهای ژئوپلیتیک در دریای سرخ تشدید شده، اهمیتی دوچندان یافته است.
نفوذ ایران بر دو گلوگاه حیاتی خاورمیانه
بخش مهم دیگری از اظهارات المسلمّی به نقش ایران در معماری امنیتی تنگههای خاورمیانه اختصاص دارد. به گفته او، ایران اکنون بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم و از طریق گروههای همسو مانند جنبش انصارالله یمن (حوثیها)، بر دو گلوگاه راهبردی و حیاتی منطقه نفوذ و نوعی کنترل اعمال میکند.
منظور از این دو گلوگاه، در درجه نخست تنگه هرمز در ورودی خلیج فارس و تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ است. هرمز شریان اصلی صادرات نفت و گاز کشورهای حاشیه خلیج فارس به بازارهای جهانی است و بابالمندب دروازه ورود به کانال سوئز و مسیر تجارت میان آسیا و اروپا به شمار میرود. اشراف همزمان بر این دو نقطه، به معنای توان اثرگذاری بالا بر امنیت انرژی و زنجیره تأمین جهانی است.
اثر دومینویی بر دیگر آبراههای منطقه
المسلمّی هشدار داده است که نفوذ بر این دو تنگه، پیامدهای فراتر از محدوده جغرافیایی آنها دارد و بر وضعیت دیگر گلوگاههای دریایی منطقه نیز سایه انداخته است. افزایش نااطمینانی در بابالمندب میتواند مسیرهای جایگزین، نرخ بیمه کشتیها، هزینه حملونقل و حتی الگوی استقرار نیروهای دریایی قدرتهای فرامنطقهای را تغییر دهد.
در ماههای گذشته، حملات و تهدیدهای دریایی منتسب به حوثیها در دریای سرخ و خلیج عدن، واکنشهای گسترده بینالمللی را برانگیخته و ائتلافهای دریایی برای اسکورت کشتیهای تجاری تشکیل شده است. کارشناسان میگویند کنترل پریم میتواند این تهدیدها را از سطح پراکنده به سطحی سازمانیافتهتر و پایدارتر ارتقا دهد و قدرت چانهزنی سیاسی و نظامی حوثیها را در مذاکرات یمن و معادلات منطقهای افزایش دهد.
چرا این تحول اهمیت دارد؟
اهمیت اظهارات پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی صنعا از آن روست که این مرکز یکی از معتبرترین نهادهای تحلیلی درباره تحولات یمن به شمار میرود و تحلیلهای آن اغلب مورد استناد محافل دیپلماتیک و رسانهای قرار میگیرد. اشاره او به «موقعیت راهبردی بسیار قدرتمندتر» حوثیها پس از تسلط بر پریم، نشان میدهد که توازن قدرت در جنوب دریای سرخ به زیان بازیگران رقیب تغییر کرده است.
در مجموع، آنچه امروز در بابالمندب رخ میدهد، صرفاً یک تحول محلی در جنگ یمن نیست، بلکه بخشی از رقابت گستردهتر بر سر کنترل شریانهای حیاتی تجارت و انرژی جهان است؛ رقابتی که در آن جزیرهای کوچک اما فوقراهبردی مانند پریم میتواند نقشی تعیینکننده در آینده امنیت دریانوردی و ثبات خاورمیانه ایفا کند.
نظرات (0)