رسانه صهیونیستی «قضیه مرکزی» در مقاله‌ای تحلیلی به قلم «رامی یتسهار»، سردبیر این وب‌سایت، به بررسی آنچه «شکست راهبردی آمریکا در جنگ غیرضروری علیه ایران» خوانده، پرداخته است. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، این تحلیل با اشاره به آشکار شدن حقایقی که به گفته نویسنده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و پیت هگست، وزیر جنگ این کشور تلاش داشتند آن را پنهان کنند، می‌نویسد اکنون ابعاد واقعی هزینه‌ها و پیامدهای این جنگ برای افکار عمومی روشن شده است.

افشای پنهان‌کاری و گزارش رسمی پنتاگون

یتسهار در ابتدای یادداشت خود تأکید می‌کند که «اکنون همه آنچه دونالد ترامپ به هر قیمتی تلاش می‌کرد پنهان کند و هر آنچه وزیر جنگ آمریکا با گستاخی انکار می‌کرد، و همچنین هر آنچه مقام‌های کاخ سفید عمدا پوشیده نگه داشته بودند، برای همگان آشکار شده است.»

به نوشته این رسانه، نخستین گزارش رسمی بازرس کل وزارت جنگ آمریکا، صحت هشدارها درباره پیامدهای جنگ را تأیید کرده است. در این گزارش آمده که عملیات نظامی علیه ایران موجب بروز کمبود جدی مهمات و ایجاد گلوگاه در زنجیره‌های تأمین تسلیحاتی شده و پنتاگون را ناچار کرده است تا فرآیندهای خرید را کوتاه‌تر کند، مواد اولیه و قطعات حیاتی را ذخیره‌سازی کند و خطوط تولید را با سرعت بیشتری به کار گیرد.

نویسنده این مقاله این وضعیت را نشانه‌ای از فرسایش توان لجستیکی آمریکا می‌داند و می‌نویسد جنگی که قرار بود بازدارندگی واشنگتن را احیا کند، خود به عامل فشار بر ساختار دفاعی آن تبدیل شده است.

صورت‌حساب جنگ؛ میلیاردها دلار و تلفات سنگین

بر اساس گزارش مورد استناد این رسانه اسرائیلی، هزینه مستقیم جنگ تاکنون به حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار رسیده که ۲۲.۳ میلیارد دلار آن تنها صرف تأمین مهمات شده است. این رقم هنوز شامل هزینه کامل بازسازی پایگاه‌های آسیب‌دیده نمی‌شود.

در بخش دیگری از گزارش آمده است که بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در این عملیات مشارکت داشته‌اند که دست‌کم ۱۸ نفر از آنان کشته و بیش از ۷۵۰ نفر زخمی شده‌اند. خسارات تجهیزاتی نیز قابل توجه توصیف شده است:

  • انهدام یا آسیب شدید به شش فروند هواپیمای جنگنده
  • انهدام ۱۲ هواپیمای سوخت‌رسان و ۹ فروند هواپیمای دیگر
  • از دست رفتن دست‌کم ۳۰ فروند پهپاد MQ-۹ تنها در چهار ماه نخست درگیری

علاوه بر این، پایگاه‌ها، سامانه‌های دفاعی، تأسیسات ارتباطی و سایت‌های پیشرفته راداری آمریکا نیز متحمل آسیب شده‌اند. این گزارش همچنین حمله موشکی و پهپادی ایران به مرکز اصلی لجستیکی نیروی دریایی آمریکا در بحرین را تأیید می‌کند؛ حمله‌ای که پیش‌تر از سوی مقام‌های آمریکایی کم‌اهمیت جلوه داده می‌شد.

بحران ذخایر و معمای بازدارندگی در برابر چین

نکته‌ای که این تحلیل صهیونیستی آن را «مشکل راهبردی جدی‌تر» می‌نامد، سرعت مصرف مهمات پیشرفته آمریکا در این جنگ است. به نوشته یتسهار، صنایع نظامی ایالات متحده برای جایگزینی این ذخایر با دشواری روبه‌رو هستند و این ذخایر صرفا برای خاورمیانه کاربرد ندارند، بلکه برای دفاع از متحدان آمریکا و به‌ویژه برای بازدارندگی در برابر چین نیز ضروری هستند.

او با نقل قولی تأمل‌برانگیز می‌نویسد: «می‌توان پول را به‌سرعت چاپ و جمع‌آوری کرد، اما موشک‌های پیشرفته را نمی‌توان.» این جمله به محدودیت بنیادین قدرت نظامی آمریکا اشاره دارد؛ جایی که تزریق مالی نمی‌تواند خلأ تولید تسلیحات پیچیده را در کوتاه‌مدت جبران کند. به باور نویسنده، همین محدودیت نشان می‌دهد که جنگ، نقطه ضعف ساختاری واشنگتن را عیان کرده است.

تنگه هرمز و باب‌المندب؛ دو گلوگاه همزمان زیر فشار

رسانه اسرائیلی در ادامه به پیامدهای ژئواقتصادی جنگ پرداخته و می‌نویسد: «تنگه هرمز بسته است، قیمت نفت به حدود ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسیده و تورم در حال افزایش است.» این در حالی است که به گفته یتسهار، مرحله‌ای به‌مراتب خطرناک‌تر نیز در حال شکل‌گیری است.

با آغاز رویارویی جدید انصارالله یمن با عربستان سعودی و افزایش توان یمنی‌ها برای کنترل منطقه باب‌المندب، تهران از دو مسیر می‌تواند فشار را افزایش دهد. نویسنده توضیح می‌دهد: «معنا از دیدگاه تهران روشن است؛ در کنار فشار بر تنگه هرمز در شرق، امکان اعمال فشار شدید از طریق یمن بر دروازه جنوبی دریای سرخ نیز در حال شکل‌گیری است.»

به نوشته این تحلیل، هنگامی که تنگه هرمز مختل شود، مسیر عربستان به سمت غرب و گذرگاه باب‌المندب اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند و هدف قرار گرفتن این گذرگاه می‌تواند به افزایش بیشتر قیمت نفت، جهش هزینه حمل‌ونقل و بیمه، اختلال در انتقال کالا از طریق کانال سوئز و موج جدیدی از تورم جهانی منجر شود. یتسهار هشدار می‌دهد اگر هر دو گلوگاه راهبردی به‌طور همزمان تهدید شوند، «شکست آمریکا می‌تواند به یک فاجعه بین‌المللی تبدیل شود.»

تناقض راهبردی؛ هدفی که محقق نشد

نویسنده صهیونیستی این وضعیت را «تناقضی دشوار برای هضم» توصیف می‌کند. به گفته او، هدف اعلامی جنگ، تضعیف ایران و احیای بازدارندگی آمریکا بود، اما اکنون پنتاگون خود از فرسایش ذخایر و مشکلات تأمین سخن می‌گوید، در حالی که تنگه هرمز همچنان بسته است، نفت در حدود ۱۱۰ دلار معامله می‌شود و اردوگاه ایران دامنه فشار خود را به باب‌المندب نیز گسترش داده است.

یتسهار می‌نویسد: «این‌ها نتایج هستند؛ هر خواننده‌ای می‌تواند خودش نتیجه بگیرد که چه کسی تقویت شده، چه کسی تضعیف نشده و چه کسی هزینه این وضعیت را می‌پردازد.»

سایه سنگین جنگ بر جایگاه اسرائیل

بخش پایانی این تحلیل به بازتاب سیاسی جنگ در داخل و خارج اختصاص دارد. به ادعای این رسانه، در سراسر جهان و به‌ویژه در داخل آمریکا، روایت‌هایی که بنیامین نتانیاهو را مسئول اصلی کشاندن واشنگتن به جنگ و شکست حاصل از آن می‌دانند، به‌طور فزاینده‌ای تقویت شده است.

یتسهار تأکید می‌کند که این موضوع دیگر صرفا اختلاف نظر درباره سیاست‌های رژیم اسرائیل نیست، بلکه «به خطری انباشته برای جایگاه دولت، نگاه‌ها به آن و همچنین نگرش نسبت به یهودیان در جهان تبدیل شده است.» او هشدار می‌دهد: «اسرائیل و مردم یهود ممکن است بهای این وضعیت را نه فقط در زمان حاضر، بلکه به‌ویژه در آینده بپردازند.»

به نوشته این سردبیر اسرائیلی، روابط با آمریکا، حمایت‌های سیاسی، کمک‌های نظامی و جایگاه بین‌المللی تل‌آویو، «دارایی‌هایی نیستند که برای همیشه تضمین شده باشند.» هنگامی که یک جنگ پرهزینه و ناکام در افکار عمومی آمریکا با نام اسرائیل و رهبران آن گره بخورد، آسیب‌های آن می‌تواند مدت‌ها پس از شلیک آخرین موشک ادامه یابد.

این نویسنده در پایان، آزمون بزرگ پیش رو را نه صرفا در میدان نبرد، بلکه در عرصه سیاست داخلی دو طرف می‌داند و می‌نویسد: «بزرگ‌ترین آزمون دیگر صرفا در میدان نبرد نیست؛ نتایج انتخابات اسرائیل در اکتبر و نبرد سیاسی در آمریکا در ژانویه، آزمونی واقعی برای مشخص شدن مسیر حرکت اسرائیل و روابط آن با آمریکا خواهد بود؛ موضوعی که به‌طور غیرمستقیم بر آینده و امنیت اسرائیلی‌ها در سال‌های آینده نیز تأثیر خواهد گذاشت.»