مصاحبه اخیر شبکه سی‌بی‌اس با خلبانی آمریکایی که ادعا می‌کند پس از سرنگونی جنگنده‌اش در آسمان ایران نجات یافته، به یکی از خبرسازترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین روایت‌های نظامی آمریکا در ماه‌های اخیر تبدیل شده است. روایتی که از فرط اغراق‌آمیز بودن، نه‌تنها در ایران که حتی در میان رسانه‌ها و افکار عمومی آمریکا نیز با تردید و انتقاد جدی روبه‌رو شده است.

روایتی که قوانین فیزیک را به چالش می‌کشد

فرد مصاحبه‌شونده که پنتاگون او را با نام مستعار «براوو» معرفی کرده، در برنامه مشهور «۶۰ دقیقه» شبکه سی‌بی‌اس حاضر شده و جزئیات ماجرای نجات خود در بهار گذشته پس از ساقط شدن جنگنده اف-۱۵ را شرح داده است. او مدعی است چتر نجاتش در جریان فرود آسیب دیده و به‌طور کامل باز نشده است.

براوو در توصیف لحظه سقوط می‌گوید: «به بالا نگاه کردم و دیدم هیچ چتری وجود ندارد؛ وحشتناک‌ترین صحنه‌ای بود که در تمام عمرم دیده بودم.» او سپس ادعا می‌کند که کارشناسان نظامی با بررسی جراحات وارده، سرعت برخورد او با زمین را بین ۷۰ تا ۱۰۰ مایل بر ساعت، معادل حدود ۱۱۳ تا ۱۶۱ کیلومتر بر ساعت تخمین زده‌اند.

نکته عجیب ماجرا اینجاست که به گفته خودش، با وجود برخورد با چنین سرعتی بدون چتر سالم، نه‌تنها زنده مانده، بلکه پس از اصابت به زمین از جا برخاسته، مسیر خود را ادامه داده و خود را به ارتفاع ۷ هزار پایی، معادل بیش از ۲۱۰۰ متر، رسانده است. او در پاسخ به این پرسش که چگونه با بدن مجروح چنین مسافتی را به صورت سربالایی طی کرده، با لحنی قهرمانانه می‌گوید: «چون نمی‌خواستم در تلویزیون ایران ظاهر شوم!»

این بخش از روایت، از نگاه بسیاری از ناظران و کارشناسان، بیش از آنکه یک گزارش نظامی مستند باشد، به فیلمنامه‌ای هالیوودی شباهت دارد؛ خلبانی که چترش باز نمی‌شود، با سرعت سرسام‌آور به زمین می‌خورد، معجزه‌آسا نجات پیدا می‌کند، کیلومترها را با جراحت طی می‌کند و در نهایت هم به دست نیروهای ایرانی نمی‌افتد.

انتقاد حتی در رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی

داستان براوو آن‌قدر با منطق و اصول علمی و نظامی فاصله دارد که حتی برخی رسانه‌های غربی نیز نتوانسته‌اند آن را بدون پرسش رها کنند. شبکه بی‌بی‌سی در گزارشی با اشاره به بازتاب این مصاحبه نوشت که پخش روایت خلبان آمریکایی که بهار گذشته پس از سرنگونی اف-۱۵ با عملیات گسترده نیروهای آمریکایی نجات یافته، با انتقاد برخی رسانه‌های آمریکایی روبه‌رو شده و علت اصلی آن «عجیب بودن» ادعاهاست.

در آمریکا نیز شبکه سی‌ان‌ان و پایگاه خبری دیلی‌بیست با دیده تردید به این ماجرا نگریسته و جزئیات مطرح‌شده را به چالش کشیده‌اند. شماری از کاربران آمریکایی در شبکه‌های اجتماعی نیز این مصاحبه را تلاشی برای «ترمیم روایت جنگ به شدت نامحبوب» توصیف کرده‌اند؛ جنگی که به گفته منتقدان، برای واشنگتن دستاوردی جز هزینه و شکست روایت نداشته است.

نکته قابل توجه دیگر درباره این گفت‌وگو، سفارشی بودن آن است. بر اساس گزارش‌ها، این مصاحبه به سفارش پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، و با رویکردی کاملا نرم و همدلانه از سوی برنامه ۶۰ دقیقه تهیه و پخش شده است؛ موضوعی که تردیدها درباره انگیزه تبلیغاتی آن را دوچندان می‌کند.

تکرار سناریوی جسیکا لینچ؛ از عراق تا ایران

کارشناسان معتقدند قهرمان‌سازی ساختگی، ابزار همیشگی پنتاگون برای پوشش شکست‌های میدانی بوده است. این رویکرد از جنگ جهانی دوم آغاز شد؛ جایی که آمریکا خود را ناجی اروپا و جهان معرفی کرد و پس از آن در هر لشکرکشی به نقاط مختلف دنیا، جنایات و ناکامی‌های خود را با تبلیغات و سناریوهای نمایشی توجیه کرده است.

مشهورترین نمونه این قهرمان‌سازی، ماجرای سرجوخه جسیکا لینچ در جریان جنگ غیرقانونی عراق در سال ۲۰۰۳ است. پنتاگون در آن زمان با هیاهوی رسانه‌ای اعلام کرد که لینچ ۱۹ ساله تا آخرین گلوله با نیروهای عراقی جنگیده و سپس در عملیاتی فداکارانه و قهرمانانه توسط نیروهای ویژه آمریکایی از چنگ دشمن نجات داده شده است.

اما تحقیقات مستقل و گزارش‌های بعدی نشان داد که لینچ هیچ مقاومت قابل توجهی هنگام اسارت نکرده، رفتار نامناسبی نیز با او در دوران اسارت صورت نگرفته و در زمان عملیات نجات، اساسا ارتش عراق از بیمارستان محل نگهداری او عقب‌نشینی کرده بود و نیروهای آمریکایی بدون هیچ درگیری وارد بیمارستان شده‌اند. افشای این واقعیت، رسوایی بزرگی برای پنتاگون به بار آورد، اما در کوتاه‌مدت به واشنگتن کمک کرد تا توجه افکار عمومی را از رسوایی بزرگ‌تر، یعنی عدم کشف سلاح‌های کشتار جمعی در عراق که بهانه اصلی حمله بود، منحرف کند.

به باور ناظران، سناریوی «براوو» نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. آمریکا در حالی بر روایت نجات معجزه‌آسای خلبان خود تمرکز کرده که به پرسش اصلی پاسخی نمی‌دهد: چگونه جنگنده پیشرفته اف-۱۵ و حتی جنگنده رادارگریز اف-۳۵ این کشور توسط سامانه‌های پدافندی ایران رهگیری و ساقط شده است؟ واشنگتن به جای توضیح درباره ضعف فنی و شکست اطلاعاتی خود در آسمان ایران و آبروریزی در ماجرای تنگه هرمز، ترجیح داده با خلق قهرمانی جدید، بخشی از عقده شکست را تسکین دهد.

تبلیغات به جای پاسخگویی

منتقدان می‌گویند تکرار الگوی جسیکا لینچ درباره براوو نشان می‌دهد که پنتاگون همچنان به همان راهبرد قدیمی وفادار است؛ ساختن قهرمان پوشالی برای پوشاندن ناکامی راهبردی. در حالی که افکار عمومی آمریکا نسبت به جنگ‌طلبی‌های پرهزینه بدبین‌تر از همیشه است، چنین داستان‌هایی نه‌تنها کمکی به ترمیم وجهه ارتش نمی‌کند، بلکه به دلیل اغراق آشکار و ناسازگاری با بدیهیات فیزیک و منطق نظامی، بیشتر به سوژه‌ای برای تمسخر و بی‌اعتمادی تبدیل می‌شود.

آنچه مسلم است، روایت براوو بیش از آنکه یک مستند نظامی باشد، یک نمایش رسانه‌ای سفارشی است که حتی متحدان رسانه‌ای پنتاگون نیز در قبال آن سکوت نکرده‌اند.