حدود یک سال و هشت ماه از شروع دومین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ می‌گذرد و در این مدت، حساب کاربری او در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» به یکی از فعال‌ترین و پربازدیدترین کانال‌های ارتباطی یک رئیس‌جمهور در آمریکا بدل شده است. تهدید، حمله به رقبای سیاسی، بازنشر محتوا، انتشار تصویر، ادعاهای خبری و حتی پیام‌های مرتبط با سیاست خارجی با فاصله زمانی بسیار کوتاه در این صفحه منتشر می‌شود و همین تراکم، پرسش مهمی را ایجاد کرده است: آیا با واکنش‌های لحظه‌ای و فردی ترامپ روبه‌رو هستیم یا با یک سازوکار سازمان‌یافته برای تولید و تثبیت روایت‌های سیاسی؟

بررسی‌ها و گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی طی ماه‌های اخیر، تصویر روشن‌تری از پشت‌صحنه این اتاق پیام‌رسانی ارائه می‌دهد؛ از نقش دستیارانی چون «ناتالی هارپ» و «دن اسکاوینو» تا شبکه گسترده‌ای از حساب‌های نزدیک به جریان «ماگا» که خوراک اولیه این ماشین رسانه‌ای را تأمین و سپس آن را در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر بازتولید می‌کنند.

تیم کوچک پشت صفحه پرترافیک

روزنامه واشنگتن‌پست در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) با بررسی ۲۲۶۲ پست منتشرشده از سوی ترامپ در ۱۳۲ روز نخست دوره دوم ریاست‌جمهوری او، گزارش داد که رئیس‌جمهور ایالات متحده برای مدیریت فعالیت آنلاین خود به تیمی کوچک و محدود متکی است. بر اساس این گزارش، ترامپ در بسیاری از موارد متن پیام‌هایش را به صورت شفاهی برای دستیار خود ناتالی هارپ دیکته می‌کند و او وظیفه تنظیم و انتشار آن را بر عهده دارد.

فیلم‌برداران یک مجموعه مستند درباره کارزار انتخاباتی ترامپ نیز پیش‌تر صحنه‌هایی را ثبت کرده بودند که در آن رئیس‌جمهور در حال دیکته کردن پست‌ها و هارپ و دن اسکاوینو در حال تایپ و آماده‌سازی آن‌ها دیده می‌شوند. یک مقام ارشد کاخ سفید نیز در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست تأیید کرده بود که ترامپ اداره حضور خود در شبکه‌های اجتماعی را به همین حلقه کوچک سپرده و «دن اسکاوینو» نقش محوری در مدیریت روزانه آن ایفا می‌کند.

«چاپگر انسانی» در راهروی کاخ سفید

ناتالی هارپ که در محافل اطراف کاخ سفید به «چاپگر انسانی» مشهور شده، به دلیل همراه داشتن همیشگی یک چاپگر کوچک و رساندن نسخه‌های چاپی اخبار، گزارش‌ها و مطالب مورد علاقه رئیس‌جمهور به دست او شناخته می‌شود. گزارش‌های نیویورک‌تایمز نیز او را در زمره نزدیک‌ترین افراد به ترامپ توصیف کرده و از نقشش به عنوان یک کانال اصلی انتقال محتوا و اطلاعات به رئیس‌جمهور سخن گفته‌اند.

با این حال، نکته مهمی که واشنگتن‌پست به آن اشاره کرده این است که همه پست‌ها از طریق دستیاران منتشر نمی‌شود. ترامپ در موارد متعددی، به‌ویژه در ساعات پایانی شب و بامداد و همزمان با تماشای اخبار تلویزیونی، شخصاً اقدام به انتشار پیام می‌کند. به این ترتیب، آنچه در صفحه تروث سوشال دیده می‌شود، ترکیبی از پیام‌های کاملاً شخصی رئیس‌جمهور و محتوایی است که از طریق فیلتر و آماده‌سازی دستیاران به انتشار می‌رسد.

از تروث سوشال تا بازتولید شبکه‌ای

بخش مهم‌تر ماجرا اما به مرحله پس از انتشار مربوط می‌شود. واشنگتن‌پست در همان بررسی تأکید کرده است که پست‌های ترامپ بلافاصله پس از انتشار در تروث سوشال، توسط چهره‌های برجسته جریان «ماگا»، فعالان رسانه‌ای همسو و حساب‌های پرمخاطب حامی او بازنشر می‌شود و به مخاطبانی به مراتب وسیع‌تر از دنبال‌کنندگان مستقیم تروث سوشال می‌رسد.

پژوهشگران حوزه شبکه‌های اجتماعی به این روزنامه گفته‌اند که هرچند تروث سوشال از نظر تعداد کاربر فاصله زیادی با شبکه ایکس (توییتر سابق) دارد، اما عملاً به یک «منبع تغذیه» برای اکوسیستم اطلاع‌رسانی حامی ترامپ تبدیل شده است؛ محتوایی که از این پلتفرم آغاز می‌شود، به سرعت به دیگر شبکه‌ها سرریز و تقویت می‌شود.

از نگاه تحلیلگران، در چنین چرخه‌ای یک پیام کوتاه رئیس‌جمهور پس از انتشار، بازنشر و بازتاب در رسانه‌های همسو و سپس واکنش منتقدان و رسانه‌های مخالف، دوباره به چرخه خبری بازمی‌گردد و در مدت کوتاهی به روایت غالب درباره یک موضوع تبدیل می‌شود. قدرت این سازوکار تنها در تعداد پست‌ها نیست، بلکه در توانایی تبدیل پیام‌های چند خطی به دستور کار رسانه‌ای و سیاسی روز نهفته است.

تکرار به‌مثابه راهبرد؛ پرونده ایران در مرکز توجه

بررسی الگوی رفتاری ترامپ در تروث سوشال نشان می‌دهد تکرار سنجیده موضوعات، بخش جدایی‌ناپذیر از شیوه ارتباطی اوست. بر اساس همان گزارش واشنگتن‌پست، حجم فعالیت او در ۱۳۲ روز نخست دوره دوم، بیش از سه برابر دوره مشابه در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش بوده است.

این تکرار محدود به مسائل داخلی آمریکا مانند انتخابات و حملات به مخالفان سیاسی نیست و در سیاست خارجی نیز با شدت دنبال می‌شود. این روزنامه در بررسی روزهای ابتدایی اسفند گذشته و همزمان با تجاوز نظامی به خاک ایران نوشت که از میان ۲۲۲ پست منتشرشده از سوی ترامپ در فاصله آغاز حملات تا چند روز پس از آن، کمتر از یک‌پنجم به طور مستقیم به ایران اختصاص داشت و او همزمان به انتشار پیام درباره مخالفان داخلی، انتخابات، ورزش و رسانه‌ها ادامه می‌داد. این داده نشان می‌دهد حتی در میانه یک درگیری نظامی نیز ترامپ الگوی چندمسیره خود را ترک نمی‌کند و چندین روایت را به صورت موازی پیش می‌برد.

نمونه روشن‌تر این راهبرد را می‌توان در بازه زمانی طولانی‌تر دید. بررسی منتشرشده در مرداد ۱۴۰۴ (اوت ۲۰۲۵) حاکی است که ترامپ در فاصله ۲۸ فوریه تا ۲۵ اوت ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳ شهریور ۱۴۰۵) دست‌کم ۴۱۹۰ پست در تروث سوشال منتشر کرده که ۳۱۹ مورد آن مستقیماً به ایران مربوط بوده است؛ یعنی به طور میانگین تقریباً هر ۱۴ ساعت یک پست درباره ایران.

نکته قابل توجه، تنوع و نوسان محتوایی این پیام‌هاست: تهدید به اقدام نظامی، اولتیماتوم درباره تنگه هرمز، ادعای نابودی توان هسته‌ای ایران، اعلام پیروزی، وعده مذاکره و سپس بازگشت به فشار اقتصادی، بارها در کنار یکدیگر در پیام‌های او تکرار شده‌اند. موضوع ایران اگرچه با ادعاهای متفاوت بازتعریف می‌شود، اما حضور مداوم آن در صفحه رئیس‌جمهور، آن را به یکی از محورهای ثابت پیام‌رسانی او تبدیل کرده است.

زنده نگه داشتن موضوع یا خلق واقعیت؟

کارشناسان معتقدند کارکرد اصلی این تکرار، لزوماً انتقال اطلاعات جدید نیست، بلکه زنده نگه داشتن یک موضوع در چرخه خبری و سیاسی است. یک ادعا یا تهدید ابتدا در صفحه رئیس‌جمهور مطرح می‌شود، سپس توسط شبکه هواداران و رسانه‌های همسو بازنشر می‌شود و در نهایت واکنش مخالفان و پوشش انتقادی رسانه‌ها، همان پیام را دوباره به صدر اخبار بازمی‌گرداند. به این ترتیب، حتی یک پیام کوتاه می‌تواند چندین بار و در قالب‌های مختلف به مخاطب عرضه شود.

به باور تحلیلگران، این الگو تروث سوشال را از یک شبکه اجتماعی شخصی به یکی از حلقه‌های اصلی تولید و تکرار روایت سیاسی ترامپ تبدیل کرده است. با این حال، آن‌ها تأکید می‌کنند که ترامپ هرچند می‌تواند با تکرار مداوم یک روایت، ایران را در کانون توجه رسانه‌ای و سیاسی نگه دارد، اما صرف تکرار یک ادعا نمی‌تواند نتیجه ادعاشده را به واقعیت بدل کند.

کاهش تدریجی واکنش بازار نفت به مواضع و تهدیدهای ترامپ درباره ایران، نمونه‌ای از همین فاصله میان پیام و پیامد دانسته می‌شود؛ جایی که معامله‌گران، دولت‌ها و افکار عمومی به مرور میان حجم بالای پیام‌های تکرارشونده و آثار واقعی آن‌ها تمایز قائل می‌شوند و حساسیت اولیه خود را از دست می‌دهند.