ماجرای یک‌ساله تلاش دولت ونزوئلا برای حل‌وفصل اختلافات با ایالات متحده، از یک دیدار پرامید در کاراکاس آغاز شد و به نقطه‌ای تلخ رسید: ربایش رئیس‌جمهور وقت و تبدیل معاون او به مجری سیاست‌های واشنگتن. روایتی که روزنامه کیهان در یادداشتی به قلم سید محمدعماد اعرابی واکاوی کرده، نشان می‌دهد که چگونه حسن‌نیت یک‌طرفه و پیشنهادهای مکرر برای مصالحه، نه تنها گرهی از تحریم‌ها باز نکرد بلکه زمینه تشدید فشارها را فراهم آورد.

آغاز معامله؛ از استقبال گرنل تا آزادی زندانیان

زمستان ۱۴۰۳ و تنها چند روز پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، نیکلاس مادورو تصمیم گرفت مسیر معامله را بیازماید. رویکردی که یادآور نگاه برخی محافل غرب‌گرا در داخل ایران بود که ترامپ را تاجری معامله‌پذیر توصیف می‌کردند.

در ۳۱ ژانویه ۲۰۲۵، «ریچارد گرنل» فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا وارد کاراکاس شد. دستور کار رسمی، آزادی ۶ زندانی آمریکایی در ونزوئلا بود، اما گفت‌وگوها به سرعت به مسائل کلان‌تر از جمله تحریم‌های واشنگتن علیه کاراکاس کشیده شد. مادورو پس از این دیدار با لحنی خوش‌بینانه گفت: «در مواردی به توافق‌های اولیه رسیده‌ایم و وقتی به آنها عمل شود مسائل جدیدی مطرح خواهد شد. امیدواریم توافق‌های جدیدی به نفع دو کشور و منطقه حاصل شود.» او مستقیما ترامپ را خطاب قرار داد: «رئیس‌جمهور دونالد ترامپ! ما اولین قدم را برداشته‌ایم، امیدواریم که بتواند ادامه یابد.»

در همان سفر، هر ۶ زندانی آزاد و همراه گرنل به آمریکا بازگردانده شدند. با این حال کاخ سفید بلافاصله آب سردی بر خوش‌بینی کاراکاس ریخت و سخنگوی آن تأکید کرد این سفر «به معنای به رسمیت شناختن مادورو به عنوان رهبر مشروع ونزوئلا نیست.» حتی مجوزی که قرار بود برای فعالیت شرکت شورون در ونزوئلا صادر شود نیز هرگز اعطا نشد؛ نخستین نشانه از بی‌اعتباری وعده‌های واشنگتن.

نامه ملتمسانه و تماس ۱۵ دقیقه‌ای نافرجام

هفت ماه بعد، فشارها شدت گرفت. در ۶ سپتامبر ۲۰۲۵، یعنی چهار روز پس از آنکه نیروی دریایی آمریکا به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر یک قایق ونزوئلایی را هدف قرار داد، مادورو نامه‌ای مستقیم به ترامپ نوشت. او در این نامه با رد اتهامات مربوط به نقش ونزوئلا در قاچاق، خواستار گفت‌وگوی رو در رو شد و نوشت: «امیدوارم با هم بتوانیم دروغ‌هایی را که روابط ما را لکه‌دار کرده‌اند - روابطی که باید تاریخی و صلح‌آمیز باشد - شکست دهیم. این مسائل و سایر موضوعات همواره برای گفت‌وگوی مستقیم و صریح با فرستاده ویژه شما (ریچارد گرنل) باز خواهد بود تا بر هیاهوی رسانه‌ای و اخبار جعلی غلبه کنیم.» مادورو حتی با وجود تجربه تلخ گذشته، کانال گرنل را «بی‌نقص» توصیف کرد.

اوج تلاش‌های دیپلماتیک، تماس تلفنی ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ بود؛ گفت‌وگویی که کمتر از ۱۵ دقیقه به طول انجامید. به روایت رسانه‌های آمریکایی، مادورو در این تماس پیشنهادهایی فراتر از انتظار مطرح کرد: حاضر است در ازای عفو کامل خود، خانواده‌اش و بیش از ۱۰۰ مقام ونزوئلایی و همچنین لغو تحریم‌ها، از قدرت کناره‌گیری کرده و کشور را ترک کند و اداره دولت انتقالی تا زمان انتخابات بر عهده معاون اجرایی‌اش، دلسی رودریگز، باشد.

درسی که نویسنده یادداشت بر آن تأکید می‌کند همین‌جاست: وقتی مقاومت کنار گذاشته شود، طرف آمریکایی حتی به تسلیم کامل نیز رضایت نمی‌دهد. کاخ سفید تمام این پیشنهادها را - که به یک «تسلیم‌نامه» شباهت داشت - رد کرد، به تماس‌های بعدی کاراکاس پاسخی نداد، حریم هوایی ونزوئلا را منطقه ممنوعه اعلام کرد و سرانجام در ساعت ۲ بامداد ۳ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۳ دی ۱۴۰۴) با یورش به اقامتگاه مادورو، او و همسرش را ربود و به آمریکا منتقل کرد.

نقش پنهان دلسی رودریگز؛ از واسطه قطری تا پیام محرمانه

درس دوم ماجرا اما به سرنوشت جانشین مادورو مربوط است. در همان پاییز ۱۴۰۵ که مادورو در جستجوی کانال مصالحه بود، دلسی رودریگز و برادرش خورخه رودریگز، رئیس مجلس ونزوئلا، بی‌سروصدا کانال موازی خود را با واشنگتن فعال کرده بودند. هدف آنها اثبات این بود که می‌توانند بدون مادورو نیز ثبات سیاسی ونزوئلا را حفظ کنند.

روزنامه «میامی هرالد» در گزارشی به تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۵ فاش کرد که این دو، از طریق واسطه‌های قطری دست‌کم دو پیشنهاد در آوریل و سپتامبر ۲۰۲۵ به مقامات آمریکایی ارائه کرده‌اند. محور هر دو طرح، گذار مسالمت‌آمیز و ادامه حاکمیت بدون حضور مادورو با محوریت دلسی رودریگز بود. به ادعای این گزارش، پیشنهادها ابتدا با اطلاع مادورو ارائه شده بود، اما کاخ سفید هر دو را رد کرد؛ با این حال از خلال پیام‌ها دریافت که رودریگز برخلاف چهره‌های تندروی انقلاب بولیواری، انعطاف‌پذیر است.

دو ماه بعد و پس از تماس تلفنی مادورو و ترامپ، دلسی و خورخه این بار بدون هماهنگی با رئیس‌جمهور، بار دیگر از طریق همان واسطه‌های قطری پیام دادند. روزنامه گاردین در دسامبر ۲۰۲۵ نوشت که دلسی رودریگز اندکی پیش از ربایش مادورو به آمریکایی‌ها گفته بود: «مادورو باید برود و با هر چیزی که بعد از آن پیش بیاید همکاری می‌کنم.» هرچند او هیچ‌گاه حاضر نشد نقش مستقیمی در برکناری مادورو ایفا کند.

ردپایی قدیمی در واشنگتن؛ از کمک به تحلیف ترامپ تا دیدار پنهانی

اعتماد نسبی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به رودریگز بی‌دلیل نبود. سوابق او به سال ۲۰۱۶ بازمی‌گردد. در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۶، شرکت «سیتگو» (CITGO) زیرمجموعه شرکت دولتی نفت ونزوئلا (PDVSA) مبلغ ۵۰۰ هزار دلار به کمیته برگزاری مراسم تحلیف دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ کمک کرد. بعدها افشا شد این اقدام به ابتکار دلسی رودریگز در جایگاه وزیر خارجه وقت ونزوئلا برای جلب توجه کاخ سفید و زمینه‌سازی سرمایه‌گذاری در صنعت نفت این کشور انجام شده بود.

او در سال ۲۰۱۷ تلاش کرد از طریق مشاوران سابق ستاد ترامپ که با سیتگو همکاری داشتند، با نمایندگان جمهوری‌خواه کنگره و مدیران شرکت اکسون موبیل ارتباط بگیرد. یک سال بعد، در حالی که به معاونت اجرایی ریاست‌جمهوری ارتقا یافته و کنترل بخش بزرگی از اقتصاد نفتی را در دست داشت، سفر محرمانه «پیت سشنز» نماینده جمهوری‌خواه تگزاس به کاراکاس و دیدارش با مادورو را سازماندهی کرد.

به همین دلیل بود که سازمان سیا در ارزیابی محرمانه‌ای که به ترامپ ارائه کرد، نوشت: «در صورت از دست رفتن قدرت توسط رهبر ونزوئلا، وفاداران ارشد مادورو از جمله دلسی رودریگز در بهترین موقعیت برای حفظ ثبات کشور هستند.» همین ارزیابی، ترامپ را به اجرای طرح ربایش محدود به رأس هرم قدرت تشویق کرد و در عین حال به رودریگز این پیام را داد که در صورت سرپیچی، سرنوشتی مشابه مادورو در انتظارش خواهد بود.

از چهره تحریمی انقلاب تا مجری سیاست نفت آمریکا

دلسی رودریگز که فرزند «خورخه آنتونیو رودریگز» از چهره‌های انقلاب بولیواری و از شخصیت‌های شناخته‌شده جریان چاویسم به شمار می‌رفت و خود در فهرست تحریم‌های آمریکا و اروپا قرار داشت، اکنون به مهره‌ای برای پیشبرد سیاست‌های واشنگتن بدل شده است. آمریکا پس از روی کار آمدنش، تحریم‌های شخصی او را لغو و بخشی از تحریم‌های ونزوئلا را کاهش داد، اما بهای سنگینی ستاند.

بر اساس توافق جدید، کنترل مستقیم بازاریابی، مدیریت درآمد و نظارت عملیاتی بر نفت ونزوئلا به آمریکا واگذار شد. در ۲۸ می ۲۰۲۶، مدیر فروش شرکت PDVSA در اطلاعیه‌ای به مشتریان اعلام کرد از این پس وجوه خرید نفت باید مستقیما به حساب‌هایی در وزارت خزانه‌داری آمریکا واریز شود. به نوشته فایننشال تایمز، دولت آمریکا از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۱۳ میلیارد دلار از محل فروش نفت ونزوئلا درآمد کسب کرده، بی‌آنکه توضیح شفافی درباره سرنوشت این منابع ارائه دهد.

این در حالی است که در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶ (۳ تیر ۱۴۰۵) دو زلزله ویرانگر ونزوئلا را لرزاند؛ حادثه‌ای که بیش از ۶ هزار و ۵۰۰ کشته بر جای گذاشت و سازمان ملل خسارت آن به ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را ۳۷ میلیارد دلار برآورد کرد. با این وجود واشنگتن نه تنها درآمد نفت را بازنگرداند، بلکه تنها از کمک ۳۸۶ میلیون دلاری برای امدادرسانی سخن گفت.

اندکی بعد و بدون اطلاع‌رسانی قبلی، در توافقی جنجالی، حق توسعه برخی میادین نفتی ونزوئلا نیز به شرکت‌های آمریکایی واگذار شد؛ واگذاری‌ای که حتی صدای حامیان واشنگتن در کاراکاس را نیز درآورد.

عبرت کاراکاس برای معامله‌خواهان

نویسنده یادداشت کیهان نتیجه می‌گیرد که تجربه ونزوئلا دو درس روشن دارد: نخست، عقب‌نشینی از مقاومت، اشتها را سیر نمی‌کند و واشنگتن پس از هر امتیاز، امتیاز بزرگ‌تری طلب می‌کند. دوم، حتی مهره‌ای که با سابقه ارتباط و خوش‌خدمتی به قدرت می‌رسد، نه اعتباری نزد افکار عمومی خود خواهد داشت و نه تضمینی برای حفظ منافع ملی؛ چرا که کنترل منابع حیاتی کشور عملا به خزانه طرف مقابل منتقل می‌شود.

از این منظر، سرنوشت دلسی رودریگز نه یک استثنا، بلکه الگویی تکرارشونده برای دولت‌هایی است که می‌پندارند با کنار گذاشتن مقاومت و سپردن سرنوشت اقتصاد به توافق با آمریکا، می‌توان تحریم را به شکوفایی تبدیل کرد.