جنوب ایران را همیشه با تصویر دیگری به یاد می‌آوریم؛ با غروب خلیج فارس، تور صیادان، لبخند زنان با دستان حنابسته و صدای نی‌انبان در شب‌های ساحل. اما گزارش تازه‌ای که جزئیات حملات ماه‌های اخیر را مرور می‌کند، از جایگزینی آن تصویر آرام با صدای سنج و دمام و آوار مدرسه و خانه سخن می‌گوید؛ حملاتی که به گفته روایت میدانی، به‌طور عامدانه مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده است.

۱۰ صبح میناب؛ موشک بر سر کلاس درس

نخستین روایت به صبح شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ در شهرستان میناب در جنوب شرقی هرمزگان بازمی‌گردد. در مدرسه شجره طیبه، دانش‌آموزان پشت نیمکت‌ها نشسته بودند و کلاس در جریان بود. حوالی ساعت ۱۰ صبح، صدای برخورد موشک‌های تاماهاوک فضای مدرسه را پر می‌کند. دانش‌آموزان هراسان به حیاطی پناه می‌برند که قرار بود زنگ تفریح در آن بازی کنند.

بر اساس این گزارش، برخورد موشک‌ها بخش بزرگی از ساختمان مدرسه را تخریب کرد و در ادامه موج انفجارهای بعدی، حیاط مدرسه به صحنه‌ای از پیکرهای بی‌جان و مجروحان بدل شد. آمار اعلام‌شده برای این حمله ۱۶۸ شهید است؛ شامل ۱۲۰ دانش‌آموز (۷۳ پسر و ۴۷ دختر)، ۲۶ معلم زن، ۷ نفر از اولیای دانش‌آموزان، یک راننده سرویس، یک تکنسین داروخانه درمانگاه مجاور و حتی یک جنین شش‌ماهه. شمار مجروحان نیز ۹۵ نفر اعلام شده است.

در روایت شاهدان محلی آمده است که بسیاری از کودکان از زیر آوار و میان دود بیرون کشیده شدند و پس از آن روز، جای خالی همکلاسی‌های خود را با خود حمل می‌کنند؛ کودکانی که تا دقایقی پیش درباره مسابقه فوتبال بعد از کلاس صحبت می‌کردند.

غروب لامرد؛ انفجار در ارتفاع و ۱۸۰ هزار ترکش

ساعاتی بعد، در همان روز نهم اسفند، شهر لامرد در جنوب استان فارس و در نزدیکی سواحل خلیج فارس هدف قرار می‌گیرد. غروب لامرد، حوالی ساعت ۱۷ و ۱۰ دقیقه، زمانی که کودکان در کوچه‌ها مشغول بازی بودند و خانواده‌ها در آستانه نوروز به سر می‌بردند، انفجاری متفاوت رخ می‌دهد.

به نوشته گزارش، موشک‌های موسوم به «پی‌آراس‌ام» در ارتفاع ۳۰ تا ۴۰ متری از سطح زمین منفجر شده و هر فروند به حدود ۱۸۰ هزار ترکش تبدیل می‌شود؛ ترکش‌هایی که سراسر یک محله مسکونی را پوشاند و دیوارهای رنگی خانه‌ها را به دیواری پر از آثار اصابت بدل کرد. در این حادثه ۲۱ نفر شهید و نزدیک به ۱۵۰ نفر مجروح شده‌اند؛ مجروحیت‌هایی که بنا بر گزارش، مواردی از قطع عضو و نابینایی را نیز شامل می‌شود.

نکته قابل تأمل که در گزارش به نقل از روزنامه نیویورک‌تایمز آمده، این است که ارتش آمریکا پس از این عملیات، بودجه تولید همین نوع موشک را برای سال بعد چهار برابر کرده است؛ موضوعی که از نگاه نویسنده گزارش، این شهر پنج‌هزارساله را به محل آزمایش عملیاتی یک سلاح جدید بدل کرده و هزینه آن را خون غیرنظامیان دانسته است. در میان جان‌باختگان، نام «آوینا»، کودک دو ساله‌ای که با پستانک صورتی در حیاط خانه بازی می‌کرد، به عنوان نمادی از قربانیان خردسال ذکر شده است.

بمب ۹۰۰ کیلویی بر فراز محله چاه‌تنگو قشم

روایت سوم به بامداد پنج‌شنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ مربوط است؛ حدود ساعت ۴ صبح در محله پرجمعیت و کاملا مسکونی چاه‌تنگو در جزیره قشم. در سکوت پیش از طلوع، یک بمب هوایی سنگین «مارک ۸۴» به وزن حدود ۹۰۰ کیلوگرم بر این محله فرود می‌آید؛ بمبی که از بزرگ‌ترین مهمات نامتعارف در زرادخانه هوایی آمریکا توصیف شده است.

در این حمله، یک خانواده به‌طور کامل متلاشی می‌شود: سینای دوساله به همراه مادرش زهرا جعفری و پدرش قیصر جعفری جان خود را از دست می‌دهند و دو فرزند دیگر خانواده، محمدرضا ۷ ساله و مهدی ۹ ساله مجروح می‌شوند؛ زخمی که فراتر از جسم، داغ از دست دادن پدر و مادر و خواهر را بر دوش آنان گذاشته است. گزارش تاکید می‌کند که در این منطقه هیچ مرکز نظامی وجود نداشته و در پی انفجار، حدود ۲۰ خانوار نیز آواره شده‌اند.

شب عروسی در کوهستک سیریک؛ حنابندان زیر آتش

چهارمین مقطع روایت، شب سه‌شنبه دهم شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲۱ در روستای ساحلی کوهستک از توابع شهرستان بندری سیریک در شرق هرمزگان است. خانه‌ای که برای جشن عروسی مریم و ضیاءالدین آماده شده بود و بر اساس آیین محلی «حنادزدی»، زنان و دختران با دستان حناکاری‌شده و لباس‌های رنگارنگ در حیاط گرد آمده بودند، به ناگهان هدف قرار می‌گیرد.

توصیف گزارش از این شب، تبدیل بزم عروسی با ساز و دهل و چرخش شادمانه کودکان به دور عروس و داماد، به صحنه‌ای از وحشت و آوار است. جزئیات تکمیلی درباره شمار دقیق قربانیان این حمله در بخش منتشرشده گزارش ناتمام مانده، اما الگوی مشترک آن با سایر موارد، هدف قرار گرفتن یک تجمع کاملا غیرنظامی و خانوادگی است.

الگویی فراتر از یک خطا

آنچه این چهار روایت را به هم پیوند می‌دهد، از نگاه نویسنده گزارش، نه «خطای عملیاتی» بلکه الگویی تکرارشونده است: انتخاب اهداف فاقد کاربری نظامی، استفاده از مهمات با قدرت تخریب گسترده در مناطق مسکونی، و هم‌زمانی حملات با زمان حضور حداکثری غیرنظامیان؛ از ساعت کلاس درس تا غروب بازی کودکان و شب عروسی.

گزارش با یادآوری چهره فرهنگی و انسانی جنوب؛ از خونگرمی مردم و جشن‌های چندشبه تا نقش گل و پیچک حنا بر دستان زنان، تلاش می‌کند نشان دهد هزینه انسانی این حملات تنها در آمار خلاصه نمی‌شود و جای خالی دانش‌آموزان میناب، کودکان لامرد، خانواده جعفری در قشم و عروس و داماد کوهستک، تا سال‌ها در حافظه جمعی این خطه باقی خواهد ماند.

این روایت در پایان تاکید می‌کند که مستندسازی دقیق ابعاد حقوقی و انسانی این حملات، به‌ویژه با توجه به استفاده از مهمات با ترکش‌های گسترده و بمب‌های سنگین در بافت مسکونی، نیازمند رسیدگی نهادهای مسئول و پیگیری بین‌المللی است تا تکرار چنین فجایعی علیه غیرنظامیان متوقف شود.