نظام پترودلار که از دهه ۱۹۷۰ میلادی با توافق میان عربستان و آمریکا شکل گرفت، یکی از مهم‌ترین ارکان سلطه اقتصادی و نظامی ایالات متحده در جهان به شمار می‌رود. اما تحولات منطقه در ماه‌های اخیر و ناکارآمدی معادله «نفت در برابر امنیت»، این پرسش را مطرح کرده که آیا زمان پایان دادن به این نظام فرارسیده است؟

اهمیت راهبردی تنگه هرمز

آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که در شرایط عادی، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کند که این رقم معادل ۲۰ درصد از کل عرضه نفت خام جهان است. علاوه بر این، ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) مورد نیاز جهان نیز از این آبراهه استراتژیک گذر می‌کند که اهمیت آن را دوچندان ساخته است.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عمده بهره‌برداران از تنگه هرمز هستند. از مجموع ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده عبوری از این تنگه، حدود ۱۷.۵ میلیون بشکه به این کشورها تعلق دارد. عربستان، عراق و امارات متحده عربی بزرگ‌ترین صادرکنندگان نفت از این مسیر به شمار می‌روند و قطر و امارات نیز تمام صادرات گاز طبیعی مایع خود را از طریق تنگه هرمز انجام می‌دهند.

تاریخچه پترودلار؛ از معامله نفت و امنیت تا سلطه مالی

فروش نفت به دلار پدیده‌ای جدید نیست و ریشه آن به شکل‌گیری پترودلار و معادله «نفت در برابر امنیت» در دهه ۱۹۷۰ میلادی بازمی‌گردد. این معادله نخست میان عربستان و آمریکا منعقد شد؛ بر اساس این توافق، عربستان متعهد شد نفت خود را منحصراً به دلار قیمت‌گذاری و فروش کند و در مقابل، آمریکا امنیت نظام پادشاهی سعودی را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی تأمین نماید. تأمین امنیت از طریق کمک‌های مشاوره‌ای، استقرار پایگاه‌های نظامی و فروش تجهیزات جنگی صورت می‌گرفت.

با گذشت زمان، این معادله به سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز تسری یافت و آن‌ها نیز نفت خود را به دلار به فروش رساندند. این فرآیند باعث شد تقاضا برای دلار در سطح جهانی به طور پایدار افزایش یابد، زیرا کشورهای واردکننده انرژی برای خرید نفت باید نخست دلار تأمین می‌کردند. این مکانیسم به تثبیت دلار به عنوان ارز جهان‌روا کمک شایانی کرد.

چگونه پترودلار اقتصاد آمریکا را تغذیه می‌کند؟

کشورهای صادرکننده انرژی در نتیجه فروش دلاری نفت، با مازاد تجاری مواجه می‌شدند که دو راهکار اصلی برای آن داشتند: نخست خرید اوراق قرضه آمریکا که به تأمین مالی کسری بودجه این کشور کمک می‌کرد، و دوم خرید کالا و خدمات از آمریکا که موجب بازگشت دلار به اقتصاد این کشور و ایجاد تقاضا برای تولیدات آمریکایی می‌شد. این چرخه عملاً موتور اقتصاد آمریکا را تغذیه و ماشین جنگی این کشور را تأمین مالی می‌کرد.

شکست معادله نفت در برابر امنیت

تحولات اخیر منطقه، به ویژه جنگ تحمیلی سوم در غزه و ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت متحدان خود، خط بطلانی بر کارآمدی پترودلار و معادله نفت در برابر امنیت کشید. این رویدادها ثابت کرد که آمریکایی‌ها حتی توانایی تأمین امنیت نیروهای مستقر خود در کشورهای عربی را ندارند، چه برسد به این که امنیت کشورهای میزبان پایگاه‌ها را تضمین کنند.

راهکار جدید؛ مشروط کردن عبور از تنگه هرمز

در این شرایط، مشارکت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در تحکیم سلطه دلار و تأمین مالی جنگ‌های آمریکا، نه تنها از دید ایران پذیرفتنی نیست، بلکه فاقد کارکرد قبلی برای خود این کشورها نیز است. بر این اساس، در مرحله جدید مدیریت تنگه هرمز، ضروری است ضربه مؤثری به سوخت ماشین جنگی آمریکا یعنی تأمین مالی کسری بودجه و سلطه دلار بر بازار نفت وارد شود.

راهکار مشخص، مشروط کردن عبور نفتکش‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس از تنگه هرمز به فروش نفت به ارزهایی غیر از دلار است. اجرای این طرح می‌تواند سازوکار پترودلار را فرو ریخته و ماشین جنگی آمریکا را در منطقه متوقف کند. این اقدام ضمن تضعیف سلطه دلار بر بازارهای جهانی انرژی، می‌تواند به ایجاد نظام مالی عادلانه‌تری در تجارت نفت و گاز جهان منجر شود.