در میان اخبار تلخ حملات اخیر به مناطق مختلف ایران، روایت‌هایی از ایثار و شجاعت نیز به چشم می‌خورد که دل هر بیننده‌ای را به تحسین وا می‌دارد. یکی از این روایت‌ها، داستان حسنیه سالم، معلم فداکار مهدکودک شجره طیبه در شهرستان میناب است.

نجات کودکان در بحبوحه حمله

خانم سالم که در یکی از مهدکودک‌های میناب تدریس می‌کند، در ساعات حمله به این منطقه، با حفظ خونسردی و مدیریت بحران، موفق شد تمامی کودکان حاضر در کلاس خود را یکی‌یکی به آغوش خانواده‌هایشان برساند. این اقدام قهرمانانه در شرایطی انجام شد که شهر در وضعیت هشدار و ناآرامی به سر می‌برد.

این معلم فداکار در گفت‌وگویی که حسن زارعیان، خبرنگار فارس، منتشر کرده است، از لحظات سخت آن روز می‌گوید؛ لحظاتی که در آن هیچ‌چیز جز نجات کودکان برایش اهمیت نداشت.

خواهرانی در کنار هم

نکته قابل توجه در روایت حسنیه سالم، اشاره او به همکارانش است. او از آنان با عنوان «خواهر» یاد می‌کند و می‌گوید که معلمان این مهدکودک یکدیگر را با این صدا می‌زدند. این الفت و همدلی در بحران، نشان‌دهنده روحیه همکاری و فداکاری در میان کادر آموزشی این مجموعه بوده است.

این روایت در حالی منتشر می‌شود که مردم میناب و دیگر مناطق کشور روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند. حملات اخیر رژیم صهیونیستی به نقاط مختلف ایران تلفات و خساراتی بر جای گذاشته، اما در میان این همه تلخی، داستان‌هایی از شجاعت و ایثار نیز به چشم می‌خورد که امید را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد.

الگویی برای معلمان

عملکرد حسنیه سالم در ساعات حمله، یک نمونه درخشان از تعهد حرفه‌ای و انسانی معلمان است. او با وجود خطرات جانی، نه تنها نترسید و فرار نکرد، بلکه با برنامه‌ریزی و حضور ذهن، امنیت همه کودکان را تأمین کرد و آن‌ها را به خانواده‌هایشان رساند.

این اقدام می‌تواند الگویی برای سایر معلمان و مربیان باشد تا در شرایط بحرانی، حفظ جان کودکان و دانش‌آموزان را در اولویت قرار دهند. معلمان تنها مربیان علمی نیستند، بلکه در لحظات حساس، نقش والدین دوم و نگهبانان کودکان را ایفا می‌کنند.

روایت حسنیه سالم و همکارانش در مهدکودک شجره طیبه، هرچند کوتاه اما سرشار از معناست؛ روایت زنانی که در بحران‌ترین لحظات، «خواهر» یکدیگر و «مامان» دوم کودکان بودند و با عشق و مسئولیت‌پذیری، حماسه‌ای جاودانه خلق کردند.