سیدصابر امامی، هنرمند عکاس، مترجم و تهیهکننده سینما، این روزها نمایشگاه عکس جدید خود با عنوان «سیمای رویش» را در نگارخانه ملل به نمایش گذاشته است. این نمایشگاه که تا ۸ مرداد ادامه دارد، به موضوع طبیعت کوهستانی ایران و رویش گیاهان از میان صخرههای سخت اختصاص دارد. امامی که سالها به عنوان عکاس آزاد در دل طبیعت فعالیت میکند، پیش از این نیز با نمایشگاه «لالایی لالهها» تجربیات خود در عکاسی از گلهای لاله را به اشتراک گذاشته بود.
لحظه طلایی در عکاسی طبیعت
امامی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره چگونگی یافتن لحظات ناب و زوایای خاص در طبیعت شلوغ پیرامون توضیح داد: «برای من، پیدا کردن آن لحظه ناب بیش از هر چیز به صبر و مشاهده گره خورده است. من معمولاً زمان زیادی را در اطراف سوژه میمانم، نور را در ساعات مختلف بررسی میکنم و از زوایای متفاوت به آن نگاه میکنم. گاهی اوقات فقط با چند سانتیمتر جابهجا شدن یا چند دقیقه صبر کردن برای عبور یک ابر، میتوان یک گل معمولی را به یک سوژه هنری و چشمگیر تبدیل کرد.»
این عکاس در مورد چگونگی شکلگیری ایدههایش افزود: «بیشتر ایدهها از مشاهده مستقیم طبیعت زاده میشوند. یک پرتو نور، مه صبحگاهی یا فرم خاص یک برگ میتواند جرقه یک پروژه عکاسی را در ذهن ایجاد کند. پس از آن، مکان، زمان، شرایط جوی و تجهیزات مناسب را برنامهریزی میکنم تا بتوانم آن تصویر ذهنی را تا حد ممکن به واقعیت نزدیک کنم. البته بخشی از جذابیت عکاسی طبیعت در غیرقابل پیشبینی بودن آن است.»
تضاد نظم و آشفتگی در قاب تصویر
امامی درباره تأثیر تضاد میان نظم هندسی گلها و آشفتگی طبیعی محیط اطراف بر ترکیببندی عکسهایش گفت: «این تضاد یکی از جذابترین ویژگیهای طبیعت است. من سعی میکنم از خطوط، فرمها و الگوهای منظم گلها به عنوان نقطه کانونی استفاده کنم و همزمان، آشفتگی پسزمینه را به گونهای مدیریت کنم که به روایت تصویر کمک کند، نه اینکه از آن بکاهد. این تضاد در نهایت به عکس عمق و پویایی بیشتری میبخشد.»
وی در پاسخ به اینکه آیا به دنبال ثبت «واقعیت محض» است یا تلاش میکند احساسی شخصی از محیط را منتقل کند، اظهار داشت: «واقعیت برای من نقطه شروع است، نه مقصد نهایی. من علاقه دارم آنچه را در لحظه احساس میکنم در تصویر منعکس کنم. دو عکاس ممکن است از یک منظره یکسان عکس بگیرند اما نگاه و حس هر کدام کاملاً متفاوت خواهد بود. به همین دلیل تلاش میکنم علاوه بر ثبت واقعیت، برداشت شخصی و حس درونی خود را نیز در تصویر نشان دهم.»
مرز میان عکس مستند و اثر هنری
این هنرمند عکاس درباره تفاوت یک عکس طبیعت مستند با یک اثر هنری توضیح داد: «تفاوت اصلی در نگاه عکاس است. عکس مستند بیشتر بر ثبت دقیق واقعیت تمرکز دارد، اما یک اثر هنری علاوه بر واقعیت، احساس، روایت، نور، ترکیببندی و انتخاب آگاهانه لحظه را نیز در بر میگیرد. وقتی یک عکس بتواند مخاطب را به تفکر یا احساس وا دارد، از سطح یک ثبت ساده فراتر رفته و به یک اثر هنری تبدیل شده است.»
چالشهای نوری و تجهیزات تخصصی
امامی در مورد مدیریت نور در طبیعت و ترفندهای مورد استفادهاش گفت: «تا جایی که ممکن است زمان مناسب عکاسی را انتخاب میکنم. نور صبح زود و ساعات نزدیک غروب بهترین کیفیت را دارند. اما اگر ناچار باشم در نور شدید کار کنم، از رفلکتور برای نرم کردن سایهها، دیفیوزر برای کاهش شدت نور مستقیم و فیلتر پلاریزه برای کنترل بازتابها و افزایش اشباع رنگها استفاده میکنم. در برخی شرایط نیز از براکتینگ نوردهی برای حفظ جزئیات در بخشهای روشن و تیره بهره میگیرم.»
وی در ادامه به تکنیکهای عکاسی ماکرو اشاره کرد و افزود: «در عکاسی ماکرو عمق میدان بسیار محدود است. معمولاً بسته به نوع سوژه، دیافراگمی بین f/8 تا f/11 انتخاب میکنم تا تعادل مناسبی میان وضوح و عمق میدان ایجاد شود. در شرایطی که به وضوح کامل نیاز دارم، از تکنیک فوکوس استکینگ استفاده میکنم؛ یعنی چند تصویر با نقاط فوکوس متفاوت میگیرم و آنها را ترکیب میکنم تا بیشترین جزئیات ممکن را به دست آورم.»
عکاسی در سختترین شرایط جوی
این تهیهکننده سینما در پایان به یکی از دشوارترین تجربههای عکاسی خود اشاره کرد: «یکی از سختترین تجربهها، عکاسی در هوای بسیار سرد همراه با باد شدید و باران بود. حفظ تعادل دوربین، محافظت از تجهیزات و پیدا کردن یک ترکیببندی مناسب همگی چالشبرانگیز بودند. در آن شرایط از سهپایه محکم، پوشش ضدآب برای دوربین و سرعت شاتر مناسب استفاده کردم و زمان بیشتری برای انتخاب لحظه ایدهآل صرف کردم. جالب اینجاست که اغلب همین شرایط غیرمعمول هستند که عکسهایی منحصربهفرد و متفاوت خلق میکنند که در هوای عادی به دست نمیآیند.»
نظرات (0)