با فروکش کردن جنگ اخیر و امضای تفاهم‌نامه میان ایران و آمریکا، بار دیگر موضوع مدیریت تنگه هرمز به یکی از محورهای گفت‌وگوهای دیپلماتیک تبدیل شده است. ایران خواستار تدوین سازوکاری جدید با مشارکت عمان برای مدیریت این آبراه شده و تأکید کرده است که شرایط به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت.

این موضع‌گیری ایران، یادآور همکاری‌های دیرینه دو کشور در حوزه تنگه هرمز است. بررسی اسناد و منابع تاریخی نشان می‌دهد ایران و عمان در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی به مجموعه‌ای از توافقات دست یافتند که بر اساس آن، به‌رغم حفظ حاکمیت حقوقی عمان بر آب‌های سرزمینی خود، مدیریت امنیتی و نظارت بر تردد شناورها در بخش‌های قابل توجهی از تنگه به ایران واگذار شد.

توافق استراتژیک در ازای کمک نظامی

یکی از مهم‌ترین ابعاد این همکاری، به ماجرای اعزام نیروهای ایرانی به استان ظفار عمان در سال‌های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۴ بازمی‌گردد. در آن دوره، سلطان قابوس، پادشاه وقت عمان، برای سرکوب شورش ظفار از محمدرضا پهلوی درخواست کمک نظامی کرد. در مقابل، بر اساس خاطرات ارتشبد حسین فردوست، نزدیک‌ترین دوست دوران کودکی شاه و معاون پیشین ساواک، شاه شرط کمک به سلطان قابوس را «چشم‌پوشی از جزایر و آب‌های تنگه هرمز» قرار داد.

به گفته فردوست که خاطرات خود را در کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» منتشر کرده است، این توافق یکی از معروف‌ترین معاملات استراتژیک دوره پهلوی محسوب می‌شود. به این ترتیب، ایران عملاً مدیریت غرب و مرکز تنگه هرمز را در اختیار گرفت و نیروی دریایی عمان تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ هیچ مانوری بدون هماهنگی با ایران در آن منطقه انجام نداد.

چهارچوب حقوقی همکاری‌ها

همکاری دو کشور تنها به این توافق نانوشته محدود نماند. ایران و عمان در ۷ مارس ۱۹۷۴ (اسفند ۱۳۵۲) توافقنامه رسمی امضا کردند که بر اساس آن، مسئولیت دفاع مشترک از آبراه قابل کشتیرانی در تنگه هرمز و گشت‌زنی مشترک در آب‌های سرزمینی بر عهده دو کشور گذاشته شد. این توافق، پایه‌گذار همکاری‌های نظامی بعدی میان تهران و مسقط شد.

چند ماه بعد، در ژوئیه ۱۹۷۴، دو کشور مرزهای دریایی خود در تنگه هرمز را در قالب یک توافقنامه رسمی تعیین کردند که از سال ۱۹۷۵ لازم‌الاجرا شد. در ادامه، در ۲ ژانویه ۱۹۷۵ (دی ۱۳۵۳)، توافق جدیدی میان دو کشور به امضا رسید که بر اساس آن، ایران حضور دریایی خود را به سمت عربی خلیج فارس گسترش داد تا در عملیات مشترک دریایی در تنگه هرمز مشارکت کند.

تفاوت میان حاکمیت حقوقی و مدیریت عملی

نکته مهم در این همکاری‌ها، تمایز میان حاکمیت حقوقی و مدیریت عملیاتی است. از منظر حقوق بین‌الملل، عمان هرگز حاکمیت خود بر آب‌های سرزمینی‌اش در تنگه هرمز را واگذار نکرد. با این حال، در عمل، مدیریت امنیتی و نظارت بر تردد شناورها در بخش جنوبی تنگه به نیروی دریایی ایران سپرده شد. این پدیده را می‌توان «چشم‌پوشی عملی» عمان از مدیریت انحصاری تنگه نامید.

برخی ناظران معتقدند این همکاری راهبردی، نشان‌دهنده الگویی است که امروز نیز می‌تواند مبنای گفت‌وگوهای ایران و عمان برای تدوین پروتکل جدید مدیریت تنگه هرمز قرار گیرد. در شرایط کنونی، ایران بر لزوم مشارکت عمان در هر گونه سازوکار جدید تأکید دارد و مذاکراتی نیز در این زمینه در جریان است.

اهمیت تنگه هرمز در ژئوپلیتیک منطقه

تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان، نقش حیاتی در ترانزیت انرژی و تجارت بین‌المللی ایفا می‌کند. واقع شدن این تنگه در آب‌های سرزمینی ایران و عمان، ضرورت همکاری دو کشور برای مدیریت آن را دوچندان می‌کند. تجربه تاریخی نیم قرن گذشته نشان می‌دهد که ایران و عمان توانسته‌اند علیرغم تفاوت‌های سیاسی، در این حوزه به تفاهم‌های عملی دست یابند و این میراث می‌تواند راهگشای آینده باشد.