تحولات اخیر در منطقه خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز پس از تجاوز نظامی محور آمریکایی-صهیونیستی به خاک ایران، معادلات تجاری کشورهای حاشیه خلیج فارس را دستخوش تغییرات اساسی کرده است. در این میان، عراق به دلیل وابستگی شدید به این آبراه، بیش از سایر کشورهای منطقه آسیب دیده است.
وابستگی ۹۰ درصدی عراق به تنگه هرمز
بر اساس آمارهای موجود، عراق بیش از ۹۰ درصد از صادرات و نیمی از واردات خود را از طریق تنگه هرمز انجام میدهد. این وابستگی عمیق، بغداد را در شرایط بحرانی کنونی در موقعیت شکنندهای قرار داده است. عراق که بزرگترین شریک تجاری ایران در منطقه محسوب میشود، از دیرباز روابط اقتصادی و فرهنگی گستردهای با جمهوری اسلامی ایران داشته است.
با مسدود شدن این مسیر حیاتی، دولت عراق به سرعت به دنبال یافتن راههای جایگزین برای تجارت خارجی خود برآمده است. در هفتههای اخیر، محمولههای نفتی عراق به صورت زمینی و با استفاده از کامیونها به بندر بانیاس در سوریه منتقل شدهاند. همچنین ایده استفاده از خطوط لوله برای انتقال نفت به بندر بانیاس و اتصال به شبکه خطوط لوله ترکیه نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
چرا مسیرهای غربی پاسخگوی نیاز عراق نیستند؟
اگرچه مسیرهای سوریه و ترکیه به عنوان گزینههای جایگزین مطرح شدهاند، اما این مسیرها همگی در غرب عراق قرار دارند و برای تجارت با شرق آسیا مناسب نیستند. واقعیت آن است که بیش از ۵۰ درصد از نفت عراق به مقصد چین و هند صادر میشود و ۳۹ درصد از واردات این کشور نیز از همین دو کشور صورت میگیرد.
به عبارت دیگر، عراق برای حفظ تجارت با شرکای اصلی خود در شرق آسیا، نیازمند مسیری شرقی است وایران با ۱۴۵۸ کیلومتر مرز مشترک، بهترین و کوتاهترین مسیر جایگزین محسوب میشود. استفاده از مسیرهای ایرانی در مقایسه با سایر گزینهها از نظر زمان و هزینه حملونقل، به مراتب بهینهتر است.
ظرفیتهای حملونقل زمینی ایران و عراق
در حال حاضر، مسیرهای زمینی مشترک میان ایران و عراق عمدتاً برای صادرات کالاهای ایرانی به عراق و تردد زائران و گردشگران مورد استفاده قرار میگیرند. اما با توجه به ظرفیت جادهای موجود، میتوان از خاک ایران به عنوان یک کریدور ترانزیتی برای انتقال کالا از عراق به شرق آسیا و بالعکس بهره برد.
یکی از مهمترین پروژههای زیرساختی در این زمینه، اتصال ریلی ایران و عراق از طریق مسیر شلمچه به بصره است. این پروژه که بیش از دو دهه از طرح اولیه آن میگذرد، هنوز به بهرهبرداری نرسیده است. به گفته محمدنقی طاهری، کارشناس اقتصادی و پژوهشگر حوزه عراق، تا سال ۱۴۰۲ عدم پیگیری جدی طرفین عامل اصلی تاخیر در این پروژه بود. اما در سه سال اخیر، با رشد نسبی پروژه، کارشکنیهای سیاسی آمریکا و برخی جریانهای مخالف ایران در عراق سعی کردهاند این خط ریلی را صرفاً به نفع ایران معرفی کنند و منافع آن برای عراق را نادیده بگیرند.
اهمیت راهآهن شلمچه-بصره در شرایط بحرانی
با شروع بحران در خلیج فارس، اهمیت این پروژه ریلی برای همگان آشکار شده است. راهآهن شلمچه-بصره میتواند عراق را به شبکه ریلی آسیای میانه و چین متصل کند و جایگزینی پایدار برای مسیرهای دریایی در شرایط بحرانی فراهم آورد. این خط ریلی نه تنها هزینههای حملونقل را کاهش میدهد، بلکه زمان انتقال کالا را نیز به شکل چشمگیری کم میکند.
پیامدهای راهبردی احیای مسیر ترانزیتی ایران
برقراری مسیر انتقال کالا از عراق به شرکای شرق آسیایی و بالعکس از خاک ایران، منافع متعددی برای دو کشور به همراه خواهد داشت:
- کسب درآمدهای ارزی فراوان برای ایران از محل ترانزیت کالا
- حفظ ثبات اقتصادی عراق به عنوان یکی از اعضای جبهه مقاومت در بحرانهای آتی خلیج فارس
- کاهش وابستگی عراق به آمریکا و متحدان غربی آن
- مقابله مؤثر با ابزار محاصره دریایی دشمن
- تنوعبخشی به مسیرهای تجاری عراق و کاهش ریسک ناشی از اتکا به یک مسیر واحد
به این ترتیب، مسیر ترانزیتی ایران نهتنها یک راه جایگزین موقت، بلکه یک راهبرد بلندمدت برای تقویت همکاریهای اقتصادی و ایجاد ثبات در منطقه محسوب میشود. کارشناسان معتقدند تکمیل پروژههای زیرساختی مانند راهآهن شلمچه-بصره و توسعه پایانههای مرزی، میتواند عراق را به هاب ترانزیتی منطقه تبدیل کرده و وابستگی آن به مسیرهای دریایی پرخطر را به حداقل برساند.
نظرات (0)