صدای گریه دو کودک در پارک، بسیاری از والدین را به سرعت به سمت آن‌ها می‌کشاند. یکی اسباب‌بازی را محکم در آغوش گرفته و دیگری با اصرار تلاش می‌کند آن را از دست او بیرون بکشد. در همین لحظه، واکنش والدین تعیین‌کننده مسیر آینده این کودکان خواهد بود؛ مسیری که می‌تواند به سمت یادگیری مهارت‌های اجتماعی یا تشدید رفتارهای پرخاشگرانه پیش برود.

چرا کودکان دعوا می‌کنند؟

کارشناسان روانشناسی کودک معتقدند بسیاری از رفتارهای تهاجمی یا لجبازی در کودکان، ریشه در ضعف مهارت‌های ارتباطی دارد و نباید آن را به بدرفتاری یا مشکلات شخصیتی نسبت داد. کودکان در سال‌های نخست زندگی هنوز توانایی کافی برای بیان احساسات پیچیده‌ای مانند خشم، ناامیدی یا ناراحتی را ندارند و به همین دلیل هیجان خود را از طریق گریه، هل دادن، قهر کردن یا گرفتن وسایل دیگران ابراز می‌کنند.

درک مفاهیمی مانند «حق دیگران»، «نوبت» و «مشارکت» نیز برای کودکان یک مهارت اکتسابی است که به تدریج و با تمرین شکل می‌گیرد. بنابراین هنگامی که دو کودک هم‌زمان یک وسیله را می‌خواهند، بروز اختلاف کاملاً طبیعی است، زیرا هنوز مهارت مذاکره و توافق را نیاموخته‌اند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد تعارض‌های حل‌نشده میان خواهر و برادرها می‌تواند با افزایش مشکلات رفتاری و هیجانی در کودکان ارتباط داشته باشد. فراتحلیلی که داده‌های بیش از دوازده هزار کودک و نوجوان را بررسی کرده، اهمیت آموزش مهارت حل اختلاف را از سال‌های نخست زندگی تأیید می‌کند.

بزرگ‌ترین اشتباه والدین

دکتر مریم امینی، کارشناس روانشناسی کودک و خانواده، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس می‌گوید: «بزرگ‌ترین اشتباه والدین این است که تصور می‌کنند هر دعوایی باید همان لحظه تمام شود.» وی تأکید دارد کودکان با مهارت حل مسئله و تعامل اجتماعی متولد نمی‌شوند و این توانایی‌ها به تدریج و در جریان رشد شکل می‌گیرد.

به گفته این روانشناس، زمانی که دو کودک با یکدیگر اختلاف پیدا می‌کنند، مغز آن‌ها در حال تمرین و آزمایش رفتارهای اجتماعی است و این موقعیت می‌تواند به فرصتی ارزشمند برای یادگیری تبدیل شود، مشروط بر آن که والدین نقش درستی ایفا کنند.

قاضی دعوا نباشید، تسهیل‌گر باشید

یکی از رایج‌ترین اشتباهات والدین این است که پیش از روشن شدن دلیل دعوا، یکی از کودکان را مقصر معرفی می‌کنند. جملاتی مانند «تو همیشه اذیت می‌کنی» یا «ببین خواهرت چقدر خوب است» شاید در لحظه دعوا را پایان دهد، اما در بلندمدت احساس بی‌عدالتی، خشم و رقابت را میان کودکان تشدید می‌کند.

برخی والدین نیز کودک بزرگ‌تر را صرفاً به دلیل سن بیشتر مقصر می‌دانند یا کودک کوچک‌تر را بدون بررسی شرایط، قربانی فرض می‌کنند. این شیوه نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه اعتماد کودک به والدین را کاهش می‌دهد و اختلاف را به رقابتی دائمی میان فرزندان تبدیل می‌کند.

تفاوت دعوا در سنین مختلف

دکتر امینی با اشاره به تفاوت رفتار کودکان در سنین مختلف توضیح می‌دهد: در کودکان دو تا سه ساله، بیشتر اختلاف‌ها ناشی از ناتوانی در کنترل هیجان و اشتراک‌گذاری وسایل است. در سنین چهار تا شش سال، رقابت و جلب توجه والدین نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند و در سال‌های دبستان، اختلاف‌ها بیشتر بر سر عدالت، قوانین بازی و دوستی‌ها شکل می‌گیرد.

بنابراین انتظار از یک کودک سه ساله نباید با انتظار از یک کودک هشت ساله یکسان باشد و شیوه برخورد والدین نیز باید متناسب با مرحله رشدی کودک تغییر کند.

راهکارهای عملی برای مدیریت دعوای کودکان

متخصصان حوزه تربیت کودک توصیه‌های عملی زیر را برای مدیریت موقعیت‌های اختلاف ارائه می‌کنند:

  • تأمین امنیت: اگر درگیری به هل دادن یا کتک زدن منجر شده، ابتدا بدون عصبانیت و قضاوت، امنیت کودکان را تأمین کنید.
  • به رسمیت شناختن احساسات: جملاتی مانند «می‌دانم ناراحت شدی چون می‌خواستی با این اسباب‌بازی بازی کنی» به کودک کمک می‌کند احساس خود را بشناسد و بیان کند.
  • فرصت صحبت دادن به هر دو طرف: بگذارید هر کودک ماجرا را از نگاه خود توضیح دهد تا مهارت بیان و گوش دادن به دیدگاه دیگران تقویت شود.
  • تشویق به حل مسئله: به جای تحمیل راه‌حل، از کودکان بپرسید «فکر می‌کنید چه کاری انجام دهیم که هر دوی شما راضی باشید؟» این کار قدرت حل مسئله و مسئولیت‌پذیری را تقویت می‌کند.

چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟

دکتر امینی درباره خط قرمزهایی که نیازمند مراجعه به روانشناس است، توضیح می‌دهد: اگر کودک به طور مکرر به دیگران آسیب جسمی وارد کند، از وسایل خطرناک استفاده کند، پس از دعوا هیچ احساس پشیمانی نداشته باشد یا این رفتارها در خانه، مدرسه و جمع همسالان به طور مداوم تکرار شود، والدین باید موضوع را با روانشناس کودک در میان بگذارند.

همچنین اگر کودک پس از هر اختلاف دچار اضطراب شدید، انزوا، کابوس‌های مکرر یا افت تحصیلی محسوس شود، نباید این نشانه‌ها را صرفاً به حساب شیطنت کودکان گذاشت.

کودکان آینه رفتار والدین هستند

این کارشناس روانشناسی در پایان تأکید می‌کند: کودکان بیش از آنکه از توصیه‌های والدین یاد بگیرند، از رفتار آن‌ها الگو می‌گیرند. اگر پدر و مادر هنگام اختلاف با احترام گفت‌وگو کنند، عذرخواهی را بپذیرند و بدون توهین یا خشونت اختلافشان را حل کنند، کودک نیز به تدریج همین الگو را در روابط خود به کار خواهد گرفت.

برعکس، اگر فضای خانه پر از فریاد، تحقیر و سرزنش باشد، انتظار رفتار متفاوت از کودک چندان واقع‌بینانه نیست.

از دعوای امروز تا شخصیت فردا

روانشناسان تأکید می‌کنند احترام به حقوق دیگران، کنترل خشم، گفت‌وگو، مذاکره و حل اختلاف، مهارت‌هایی نیستند که ناگهان در بزرگسالی ایجاد شوند، بلکه پایه‌های آن‌ها در سال‌های نخست زندگی و در دل همین اختلاف‌های به ظاهر ساده شکل می‌گیرد.

شاید دعوا بر سر یک اسباب‌بازی در نگاه اول پیش‌پاافتاده باشد، اما آینده بسیاری از مهارت‌های اجتماعی انسان از همین لحظه‌های کوچک آغاز می‌شود. کودکی که امروز یاد می‌گیرد به جای فریاد زدن گفت‌وگو کند و به جای زورگویی مذاکره را انتخاب کند، فردا در خانواده، مدرسه و جامعه نیز همین مسیر را ادامه خواهد داد. شاید مهم‌ترین وظیفه والدین، پایان دادن به دعوا نباشد، بلکه تبدیل هر اختلاف کوچک به فرصتی برای ساختن انسانی مسئول، صبور و اهل گفت‌وگو باشد.