«بنزین سهمیه‌ای گران نمی‌شود.» این جمله که اخیراً از سوی سخنگوی دولت تکرار شد، شاید در ظاهر افکار عمومی را آرام کند، اما تأمل در ادامه سخنان او تصویری کاملاً متفاوت به دست می‌دهد. سخنگوی دولت هم‌زمان از کاهش تولید بنزین، افزایش واردات، کمبود منابع ارزی و هزینه‌های سنگین توزیع سخن گفته است؛ عواملی که همگی نشان می‌دهند اقتصاد بنزین ایران با قیمت ۱۵۰۰ تومان قابل اداره نیست.

جایگاه سوخت و بنزین در ایران

هزینه‌ای بیشتر از قیمت فروش

یکی از مهم‌ترین نکاتی که سخنگوی دولت به آن اشاره کرد، شکاف عمیق بین هزینه واقعی و قیمت فروش بنزین است. بنا بر اظهارات رسمی، هزینه رساندن هر لیتر بنزین به جایگاه‌های سوخت بین سه تا چهار هزار تومان برآورد می‌شود، در حالی که همان بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان به فروش می‌رسد. به این معنا که دولت نه‌تنها از محل فروش بنزین درآمدی ندارد، بلکه بر هر لیتر مبلغ قابل توجهی یارانه پرداخت می‌کند؛ یارانه‌ای که از بودجه عمومی و به‌جای صرف در توسعه زیرساخت‌ها، آموزش، درمان و رفاه عمومی، صرف تأمین سوخت ارزان می‌شود.

مصرف سرسام‌آور و چالش‌های ساختاری

مصرف روزانه بنزین در ایران از مرز ۱۲۰ میلیون لیتر عبور کرده است. این رقم در مقایسه با استانداردهای جهانی بسیار بالاست و دلیل اصلی آن را باید در عوامل ساختاری جستجو کرد. خودروهای پرمصرف داخلی، ناوگان حمل‌ونقل عمومی فرسوده و ناکارآمد، ترافیک بی‌پایان شهرهای بزرگ و همچنین قاچاق گسترده سوخت به کشورهای همسایه، همگی در شکل‌گیری این مصرف بی‌رویه نقش دارند. پرسش اساسی اینجاست که چرا دولت‌ها همواره «اصلاح الگوی مصرف» را از مردم آغاز می‌کنند، نه از ساختارهای ناکارآمدی که خود در شکل‌گیری آنها نقش داشته‌اند.

واردات بنزین و فشار بر منابع ارزی

سخنگوی دولت همچنین از حملات اخیر به تأسیسات و کاهش ظرفیت تولید بنزین خبر داده که دولت را ناچار به افزایش واردات کرده است. این واردات مستقیماً از منابع ارزی کشور هزینه می‌شود؛ در شرایطی که تأمین ارز برای دارو، کالاهای اساسی و مواد اولیه تولید با محدودیت مواجه است. پرسش اینجاست که تا چه زمانی باید میلیاردها دلار صرف واردات بنزینی شود که بخش قابل توجهی از آن در خودروهای پرمصرف و قاچاق مرزی به هدر می‌رود؟

بحران اعتماد عمومی

فراتر از اقتصاد، مسئله اعتماد عمومی به وعده‌های دولتی است. مردم هنوز تجربه تصمیم‌های ناگهانی و شبانه در حوزه سوخت را از یاد نبرده‌اند. هر بار که مسئولی درباره بنزین سخن می‌گوید، بازار و جامعه در انتظار «آن خبر اصلی» می‌مانند. دولت برای بازگرداندن اعتماد عمومی نیازمند شفافیت، صداقت و ارائه برنامه مشخص است. اگر قرار است قیمت بنزین ثابت بماند، دولت باید با عدد و رقم توضیح دهد که این سیاست تا چه زمانی قابل تأمین مالی است. اگر هم قرار است اصلاحی در راه باشد، جامعه حق دارد از امروز بداند برنامه چیست و چه تضمینی وجود دارد که بار آن بر دوش مردم نیفتد.

دوراهی دشوار دولت

دولت امروز در یک دوراهی جدی قرار گرفته است. از یک سو، افزایش قیمت بنزین می‌تواند شوک جدیدی به اقتصاد و معیشت خانوارها وارد کند و از سوی دیگر، ادامه سیاست فعلی هر روز هزینه بیشتری بر بودجه عمومی تحمیل می‌کند. بنزین ارزان سال‌هاست به ابزاری برای پنهان‌کردن ضعف‌های ساختاری اقتصاد انرژی تبدیل شده، اما هیچ مسکنی بدون درمان ریشه بیماری اثر دائمی نخواهد داشت.

راه پیش رو

اگر قرار است مردم در آینده هزینه‌ای بپردازند، ابتدا دولت باید نشان دهد که تمام ظرفیت‌های خود را برای کاهش هدررفت و اصلاح مدیریت انرژی به کار گرفته است. بهینه‌سازی مصرف، ارتقای کیفیت خودروهای داخلی، توسعه حمل‌ونقل عمومی، مبارزه جدی با قاچاق سوخت و افزایش ظرفیت پالایشگاهی، اقداماتی هستند که می‌توانند پیش از هر گونه افزایش قیمت، فشار بر بودجه عمومی را کاهش دهند. امروز مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله این است که آیا دولت شجاعت اصلاح ساختارهای معیوب را دارد یا باز هم ساده‌ترین مسیر، یعنی مراجعه به جیب مردم، به آخرین گزینه تبدیل خواهد شد.