جایگاه مغفول زنان خانه‌دار در سیاست‌گذاری کشور

هر روز صبح، پیش از آنکه اداره‌ها و شرکت‌ها فعالیت خود را آغاز کنند، میلیون‌ها زن ایرانی روز کاری خود را شروع کرده‌اند؛ روزی بدون ساعت پایان مشخص، بدون اضافه‌کار و مرخصی و بدون هیچ قرارداد رسمی. مدیریت خانه، مراقبت از فرزندان، رسیدگی به سالمندان، تنظیم اقتصاد خانواده و ده‌ها مسئولیت دیگر، فعالیت روزانه زنانی است که ستون پنهان حیات اجتماعی به شمار می‌روند. با وجود این، در روایت‌های رسمی، این فعالیت‌ها همچنان «کار» تلقی نمی‌شوند.

راضیه مکوندی، پژوهشگر حوزه زنان و خانواده و فارغ‌التحصیل دانشگاه الزهرا (س)، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر با اشاره به این نادیده‌انگاری تاریخی تأکید کرد که زنان خانه‌دار یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های اجتماعی کشور را تشکیل می‌دهند، اما سال‌ها در حاشیه سیاست‌گذاری قرار گرفته‌اند. به گفته وی، هرگاه سخن از سیاست‌های حوزه زنان به میان آمده، تمرکز بر اشتغال، کارآفرینی یا حمایت از زنان سرپرست خانوار بوده و نقش میلیون‌ها زنی که بنیان خانواده را در سکوت حفظ می‌کنند، کمتر به عنوان یک مسئله مستقل دیده شده است.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس؛ گامی در مسیر شناسایی

انتشار گزارش «مطالعه تطبیقی سازوکارهای سیاستی حمایت از زنان خانه‌دار» از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، رویدادی قابل توجه در این زمینه به شمار می‌رود. اهمیت این گزارش، فراتر از پیشنهادهای اجرایی آن است؛ این گزارش برای نخستین بار مسئله زنان خانه‌دار را به‌صورت منسجم وارد دستور کار سیاست‌گذاری کرده است.

مکوندی یکی از مهم‌ترین نقاط قوت این گزارش را تغییر نگاه به کار خانگی دانست. او توضیح داد که سال‌ها در ادبیات اقتصادی، تنها فعالیت‌هایی ارزشمند تلقی می‌شدند که در بازار مبادله می‌شدند و دستمزد داشتند. نتیجه این نگاه آن بود که فعالیت‌های مراقبتی، تربیتی و خانگی از محاسبات اقتصادی کنار گذاشته شدند؛ در حالی که بدون همین فعالیت‌ها، نه سرمایه انسانی شکل می‌گیرد و نه نیروی کار بازتولید می‌شود.

تجارب جهانی در حمایت از کار مراقبتی

این گزارش با مرور تجربه کشورهای کانادا، بریتانیا، سوئد، فرانسه و برزیل نشان داده است که بسیاری از نظام‌های رفافی، سال‌هاست «کار مراقبتی» را بخشی از تولید ارزش اجتماعی می‌دانند. پیشنهادهایی مانند طراحی حساب‌های اقماری برای سنجش ارزش اقتصادی کار خانگی، ایجاد اعتبار بیمه‌ای برای دوره‌های مراقبت، توسعه خدمات عمومی مراقبت از کودک و سالمند و اصلاح نظام آماری، از جمله راهکارهای مطرح‌شده در این گزارش هستند.

به گفته این کارشناس، ارزش این پیشنهادها فقط در آثار اقتصادی آنها نیست، بلکه پیام نمادین مهمی نیز دارند: اینکه دولت رسماً اعلام می‌کند کار مراقبتی و خانگی، فعالیتی مولد و دارای ارزش عمومی است. با این حال، حتی اگر همه این پیشنهادها اجرایی شوند، باز هم تنها بخشی از مسئله حل خواهد شد.

پارادوکس سیاست‌گذاری؛ از حمایت تا منزلت

مکوندی با تأکید بر اینکه مسئله زنان خانه‌دار در ایران فقط مسئله حمایت نیست، گفت: «مسئله منزلت، هویت و جایگاهی است که جامعه برای این نقش بنیادین قائل می‌شود.» به باور او، سیاست‌گذاری درباره زنان خانه‌دار با یک پارادوکس مواجه است: از یک سو ارزش اقتصادی کار خانگی به‌تدریج در حال دیده‌شدن است، اما از سوی دیگر ارزش اجتماعی این نقش در ذهن بخش‌هایی از جامعه رو به افول گذاشته است.

وی هشدار داد که اگر شکاف میان «شناسایی اقتصادی» و «بازشناسی اجتماعی» باقی بماند، سیاست‌های حمایتی به همه اهداف خود دست نخواهند یافت. سیاست‌های رفاهی معمولاً به دنبال جبران محرومیت هستند، اما سیاست‌های منزلت‌بخش به دنبال تغییر یک روایت اجتماعی‌اند. این دو مکمل یکدیگرند، نه جایگزین هم.

احساس دیده‌نشدن؛ چالش عمیق‌تر زنان خانه‌دار

به گفته این پژوهشگر، شاید بتوان گفت گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس بیشتر «اقتصاد خانه‌داری» را مورد توجه قرار داده تا «جامعه‌شناسی خانه‌داری». امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های زنان خانه‌دار، احساس دیده‌نشدن است. بسیاری از آنها نه صرفاً از کمبود حمایت مالی، بلکه از این گلایه دارند که نقششان در خانواده و جامعه کمتر از آنچه هست ارزش‌گذاری می‌شود.

مکوندی در پایان خاطرنشان کرد که اگر دختران جوان در فضای رسانه‌ای و آموزشی همواره این پیام را دریافت کنند که خانه‌داری نشانه توقف پیشرفت یا فقدان موفقیت اجتماعی است، طبیعی است که این نقش را با تردید بیشتری انتخاب کنند. در چنین شرایطی، حتی اگر دولت بهترین بسته‌های حمایتی را نیز ارائه دهد، تا زمانی که روایت فرهنگی جامعه تغییر نکند، مسئله زنان خانه‌دار به صورت ریشه‌ای حل نخواهد شد.