پرونده‌ای که کاخ سفید آن را با هدف نمایش قدرت و احیای بازدارندگی واشنگتن در خاورمیانه آغاز کرد، اکنون به یکی از پرهزینه‌ترین چالش‌های سیاسی دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ تبدیل شده است. آنچه قرار بود چهره‌ای از اقتدار و قاطعیت رئیس‌جمهور آمریکا به نمایش بگذارد، امروز بیشتر از هر چیز بار هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود را بر دوش دولت و حزب جمهوری‌خواه انداخته است.

سقوط محبوبیت؛ از کوئینی‌پیاک تا سی‌ان‌ان

نتایج تازه‌ترین نظرسنجی دانشگاه کوئینی‌پیاک حاکی از آن است که میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۲ درصد کاهش یافته است؛ رقمی که در زمره پایین‌ترین سطوح محبوبیت روسای جمهور آمریکا در دهه‌های اخیر جای می‌گیرد. در همین حال، نظرسنجی شبکه سی‌ان‌ان نیز محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا را تنها ۳۴ درصد اعلام کرده است.

شاید معنادارتر از این ارقام، پاسخ شهروندان آمریکایی به پرسشی کلیدی باشد: آیا ترامپ بر مسائل درست تمرکز کرده است؟ در نظرسنجی کوئینی‌پیاک تنها ۲۹ درصد و در نظرسنجی سی‌ان‌ان فقط ۲۷ درصد از پاسخ‌دهندگان بر این باورند که رئیس‌جمهور اولویت‌های صحیحی را دنبال می‌کند. به بیان دیگر، حدود هفت نفر از هر ده آمریکایی مسیر کنونی دولت را نادرست ارزیابی می‌کنند.

هشدار تحلیلگران به جمهوری‌خواهان

کریس هیز، تحلیلگر شناخته‌شده آمریکایی، با اشاره به این یافته‌ها تأکید می‌کند که حزب جمهوری‌خواه در آستانه انتخابات با «مشکلی واقعی» روبه‌رو شده است. به گفته او، ترامپ اکنون حتی از مقطع پس از حوادث ششم ژانویه نیز محبوبیت کمتری دارد و جنگ طولانی با ایران به یکی از عوامل اصلی این سقوط تبدیل شده است.

در ادبیات سیاسی آمریکا، پدیده‌ای با عنوان «تجمع پیرامون پرچم» وجود دارد که بر اساس آن، جامعه در شرایط جنگی حول رئیس‌جمهور متحد می‌شود و اختلافات سیاسی فروکش می‌کند. با این حال، نتایج نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد این الگوی تاریخی درباره جنگ با ایران تحقق نیافته است؛ نه تنها حمایت عمومی از ترامپ افزایش نیافته، بلکه ادامه درگیری به یکی از مهم‌ترین عوامل فرسایش محبوبیت او تبدیل شده است.

اقتصاد؛ حلقه اتصال جنگ و نارضایتی عمومی

همزمان با ادامه جنگ، فشارهای اقتصادی به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های جامعه آمریکا بدل شده است. تورم، افزایش هزینه‌های زندگی، نگرانی درباره آینده اقتصادی و تخصیص میلیاردها دلار برای عملیات نظامی، بدبینی بسیاری از شهروندان را نسبت به اولویت‌های دولت برانگیخته است. رأی‌دهندگان بیش از آنکه خواهان نمایش قدرت نظامی در خاورمیانه باشند، انتظار دارند منابع کشور صرف کنترل تورم، ایجاد اشتغال و بهبود خدمات عمومی شود.

از نگاه بسیاری از آمریکایی‌ها، دولت نتوانسته توضیح قانع‌کننده‌ای درباره اهداف، هزینه‌ها و زمان پایان جنگ ارائه دهد. به همین دلیل، این درگیری برای آنان دیگر یک موضوع صرفاً سیاست خارجی نیست، بلکه مسئله‌ای است که مستقیماً بر معیشت و آینده اقتصادی‌شان اثر گذاشته است.

آثار بر انتخابات میان‌دوره‌ای و آینده کنگره

کاهش محبوبیت ترامپ صرفاً یک چالش شخصی برای رئیس‌جمهور نیست و می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای جمهوری‌خواهان داشته باشد. با فاصله کمتر از یکصد روز تا انتخابات میان‌دوره‌ای، بسیاری از نامزدهای این حزب ناچار خواهند بود در فضایی رقابت کنند که عملکرد دولت و جنگ با ایران به محورهای اصلی تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده است. دموکرات‌ها نیز احتمالاً از این فرصت برای تبدیل جنگ، هزینه‌های اقتصادی آن و کاهش محبوبیت دولت به مهم‌ترین محور رقابت بهره خواهند برد؛ موضوعی که می‌تواند ترکیب آینده کنگره و توان دولت برای پیشبرد برنامه‌هایش را مستقیم تحت تأثیر قرار دهد.

دوراهی کاخ سفید

واشنگتن در دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده است جنگ‌ها را بیرون از مرزهای خود مدیریت کند و هزینه‌های مستقیم آن را به مناطق دیگر منتقل سازد. اما جنگ اخیر نشان داد هرچند میدان نبرد هزاران کیلومتر با خاک آمریکا فاصله دارد، پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن مستقیم به واشنگتن بازمی‌گردد؛ این بار مهم‌ترین میدان درگیری نه در خاورمیانه، بلکه در افکار عمومی و فضای سیاسی آمریکا شکل گرفته است.

رئیس‌جمهور آمریکا اکنون با دوراهی سختی روبه‌روست. ادامه جنگ می‌تواند فشارهای سیاسی و اقتصادی بر دولت را تشدید و روند کاهش محبوبیت را شتاب دهد. از سوی دیگر، عقب‌نشینی یا حرکت به سمت کاهش تنش نیز ممکن است از سوی بخشی از حامیان ترامپ به عنوان عدول از شعارهای انتخاباتی او تعبیر شود. با این حال، آنچه نظرسنجی‌های اخیر به روشنی نشان می‌دهد این است که افکار عمومی آمریکا بیش از هر زمان دیگری خواهان کاهش هزینه‌های جنگ و تمرکز دولت بر حل مشکلات داخلی است.

اگر این روند ادامه یابد، ممکن است بزرگ‌ترین هزینه جنگ با ایران نه در میدان نبرد، بلکه در صندوق‌های رأی پرداخت شود؛ جایی که نتیجه آن می‌تواند مسیر سیاست داخلی و خارجی آمریکا را در سال‌های پیش رو دستخوش تغییر کند.