روزنامه لبنانی الاخبار در مطلبی به تحلیل بن‌بست راهبردی دولت دونالد ترامپ در برابر ایران پرداخته و تاکید کرده است که کاخ سفید از تحمیل یک معادله جدید در تنگه هرمز بازمانده و گزینه‌های آن به «فرسایش نظامی» یا «جست‌وجو برای توافق» محدود شده است. در این میان، تهران همچنان بر مهم‌ترین اهرم استراتژیک خود پافشاری می‌کند.

گزینه‌های دشوار پیش روی ترامپ

به نوشته الاخبار، دونالد ترامپ در قبال مسئله ایران با معادله‌ای دشوار روبرو است که او را میان گزینه‌های بد و بدتر قرار می‌دهد. عقب‌نشینی و اعتراف به شکست در مقطع حساس دوره دوم ریاست‌جمهوری او، منجر به خسارت سیاسی سنگینی برای جمهوری‌خواهان خواهد شد. از سوی دیگر، ادامه تنش‌های فزاینده بدون چشم‌انداز روشن، به بسته ماندن تنگه هرمز می‌انجامد که این خود به معنای بازگشت به نقطه صفر است.

تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز با زور، از جمله تهاجم زمینی به سواحل جنوبی ایران، گزینه‌ای فاجعه‌بار توصیف شده که به دلیل هزینه‌های گزاف و خطرات جدی، حتی مشاوران نظامی ترامپ نیز آن را رد می‌کنند. به این ترتیب، دولت ترامپ خود را در چرخه معیوب فرسایشی می‌بیند که به پیروزی قاطع ختم نمی‌شود.

طرح عوارض ۲۰ درصدی؛ ایده‌ای که عمر کوتاهی داشت

بر اساس این تحلیل، ترامپ در تلاش برای فرار از بن‌بست، اقدامی عجولانه و منفعلانه را ارائه کرد که بر اساس آن ارتش آمریکا برای باز نگه داشتن تنگه هرمز، ۲۰ درصد عوارض عبور بر تمامی کشتی‌های تجاری اعمال می‌کرد. اما این طرح که از ابتدا غیر واقعی بودن آن کاملاً مشخص بود، واکنش چندانی در بازارهای جهانی یا در میان قدرت‌های بزرگ نداشت. بازیگران بین‌المللی ترجیح دادند آن را به عنوان یک «هذیان جدید» از سوی ترامپ قلمداد کنند، نه یک استراتژی روشن و قابل اجرا.

به فاصله کوتاهی، ترامپ از اعلامیه خود عقب‌نشینی کرد. برخی محافل داخلی دولت آمریکا نیز نسبت به پیچیدگی‌های حقوقی توافق‌نامه‌های بین‌المللی کشتیرانی و موانع نظامی برای اجرای چنین طرحی به او هشدار داده بودند. این امر نشان‌دهنده شکاف عمیق میان خواسته‌های ترامپ و توانمندی‌های نهاد اجرایی اوست.

تغییر روایت و بازگشت به پرونده هسته‌ای

پس از عقب‌نشینی از طرح عوارض، ترامپ به پلتفرم‌های اجتماعی بازگشت تا روایتی جایگزین مطرح کند. او با عبور از ایده اعمال عوارض، مدعی شد که هدف اصلی جنگ افروزی علیه ایران، تنها «جلوگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای» است. به نوشته الاخبار، این امر نشان‌دهنده درک دیرهنگام او از این واقعیت است که رویارویی در تنگه هرمز، تقابلی برابر نیست و او ناچار شده به سقف مطالبات واقع‌بینانه‌تری بازگردد.

واشنگتن به خوبی می‌داند که کنترل تنش‌های نظامی منجر به نتایج معکوسی می‌شود که منافع خود و متحدانش را تهدید می‌کند. از این رو، کاخ سفید همچنان به مانورهای رسانه‌ای و ماجراجویی‌های خود ادامه می‌دهد تا منطقه را بر لبه آتشفشان نگه دارد.

اهریم راهبردی ایران در تنگه هرمز

به اعتقاد تحلیلگران، ایران تنگه هرمز را به عنوان یک برگ فشار استراتژیک می‌داند و در برابر تهدیدهای فعلی و آینده از آن چشم‌پوشی نخواهد کرد. این پافشاری، دولت آمریکا را در یک معمای دوگانه محاصره کرده است: از یک سو عدم امکان تسلیم در برابر نفوذ ایران، و از سوی دیگر ناتوانی در جلوگیری از تسلط واقعی تهران بر این آبراه.

الاخبار می‌نویسد که ایران اکنون سلطه بر تنگه هرمز را از پرونده هسته‌ای مهم‌تر می‌داند. این موضوع دولت آمریکا را ملزم به بازنگری در اولویت‌های خود و پذیرش امتیازات دردناکی می‌کند که در حال حاضر تمایلی به آن نشان نمی‌دهد. احتمال رسیدن به یک توافق، تنها راه برون رفت ترامپ از این مخمصه است تا ضمن تأمین خواسته‌های تهران، به واشنگتن اجازه جبران شرایط کنونی را بدهد.

اعتراف ضمنی به شکست استراتژیک

به نوشته الاخبار، تغییر رویکرد آمریکا از اهداف استراتژیک کلان مانند سرنگونی حاکمیت تهران، تصاحب نفت ایران و سلطه بر فرآیند انتخاب رهبران و سیاست‌های دولت ایران، به تلاش‌های ناامیدانه برای بازگرداندن اوضاع تنگه هرمز به حالت پیش از عملیات‌های نظامی، نشان‌دهنده اعترافی ضمنی به شکست استراتژیک آمریکا است. این شکست، ترامپ را در باتلاقی گرفتار کرده که تنها راه او درجا زدن است و هرگونه حرکتی، تنها به عمیق‌تر شدن بحران منجر می‌شود.