صنعت بیمه به عنوان یکی از ارکان مهم نظام مالی و اقتصادی هر کشور، نیازمند شاخصهای دقیق برای اندازهگیری میزان توسعهیافتگی خود است. اما آیا شاخص مرسوم «ضریب نفوذ بیمه» به تنهایی میتواند تصویر درستی از وضعیت این صنعت ارائه دهد؟
محدودیتهای ضریب نفوذ بیمه
وحید نوبهار، کارشناس ارشد صنعت بیمه، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران جوان، ضریب نفوذ بیمه را رایجترین اما نه کاملترین شاخص ارزیابی دانست و توضیح داد که این شاخص تابع تغییرات تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم، نرخ ارز و قیمتهای جاری است. بنابراین افزایش یا کاهش آن همیشه به معنای رشد یا افت واقعی صنعت بیمه نخواهد بود.
به گفته وی، در شرایط تورمی، افزایش اسمی حقبیمه در کنار رشد بیشتر تولید ناخالص داخلی، میتواند منجر به کاهش ضریب نفوذ شود، در حالی که بیمهگران از نظر تعداد بیمهنامه و حجم تعهدات رشد محسوسی داشتهاند. برعکس، در رکود اقتصادی، ضریب نفوذ بدون توسعه واقعی صنعت، افزایش مییابد. این تناقضها سبب شده است که صنعت بیمه به سوی شاخصهای مکمل سوق داده شود.
تراکم بیمه؛ معیاری دقیقتر
نوبهار «تراکم بیمه» یا Insurance Density را شاخصی معرفی کرد که حقبیمه سرانه هر شهروند را اندازهگیری میکند. این شاخص رابطه مستقیمی با میزان مصرف خدمات بیمهای در جامعه داشته و تصویر دقیقتری از عمق صنعت بیمه، فرهنگ بیمهپذیری و میزان نفوذ واقعی محصولات بیمهای در زندگی خانوارها به دست میدهد.
وی تأکید کرد که برخلاف ضریب نفوذ، شاخص تراکم بیمه وابستگی کمتری به اندازه اقتصاد ملی دارد و رفتار واقعی تقاضای بیمه را آشکارتر میسازد. به همین دلیل، مؤسسه معتبر سوئیسری در گزارشهای سالانه خود همواره هر دو شاخص را در کنار یکدیگر منتشر میکند و تأکید دارد که تفسیر هر یک بدون دیگری میتواند به تحلیلهای نادرست منجر شود.
نمونههای بینالمللی
این کارشناس با اشاره به کشورهای پیشرو در صنعت بیمه گفت: در کشورهایی مانند سوئیس، ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده، علاوه بر ضریب نفوذ بالا، تراکم بیمه بسیار قابل توجهی نیز مشاهده میشود. دلیل این امر آن است که بخش مهمی از درآمد خانوارها در این کشورها صرف خرید بیمههای زندگی، درمان، مسئولیت، اموال و بازنشستگی میگردد.
به گفته نوبهار، گاهی کشورهای مشابه از نظر درآمد سرانه، اختلاف چشمگیری در تراکم بیمه دارند که این تفاوت را نمیتوان با تولید ناخالص داخلی توضیح داد. عواملی مانند اعتماد عمومی، کیفیت خدمات، تنوع محصولات، نظام مالیاتی، توسعه بیمههای بازنشستگی و ساختار نظام سلامت در این زمینه نقش تعیینکننده دارند.
ارتباط با رفاه اقتصادی
شاخص تراکم بیمه به شاخص درآمد سرانه نزدیکتر بوده و برای ارزیابی قدرت خرید خدمات بیمهای کارآمدتر است. اگر افزایش حقبیمه سرانه با رشد پوششهای بیمهای و افزایش تعداد بیمهگذاران همراه باشد، به معنای انتقال بخشی از ریسکهای اقتصادی خانوار به صنعت بیمه است که هزینههای اجتماعی حوادث، بیماریها و خسارتهای مالی را کاهش میدهد.
نوبهار با بیان اینکه تحلیل تقاضای بیمه بدون توجه به درآمد سرانه، ساختار جمعیتی و میزان حقبیمه پرداختی هر فرد، تصویر ناقصی ارائه میدهد، بر لزوم نگاه ترکیبی به شاخصها تأکید کرد.
پیامدها برای سیاستگذاری
این کارشناس ارشد صنعت بیمه با اشاره به برنامه هفتم پیشرفت کشور، گفت: اتکا صرف بر ضریب نفوذ سبب شده برنامههای توسعه صنعت بیمه بدون اندازهگیری دقیق تغییرات واقعی در رفتار بیمهای خانوارها طراحی شوند. با تورم مزمن و افزایش مستمر ارزش اسمی حقبیمه، تحلیل روند ضریب نفوذ با دشواری بیشتری همراه میشود.
وی تأکید کرد که تعیین هدف کمی تنها برای ضریب نفوذ، بدون هدفگذاری برای تراکم بیمه، احتمال انحراف سیاستها را افزایش میدهد. بیمهگران ممکن است افزایش نرخ حقبیمه را جایگزین توسعه واقعی صنعت کنند که در ظاهر موجب رشد برخی شاخصها میشود، اما دسترسی شهروندان به خدمات بیمهای را بهبود نمیبخشد.
به گفته نوبهار، تحول ساختار اقتصاد، پیچیدهتر شدن بازارهای مالی، تغییر الگوی مصرف خانوار و گسترش ریسکهای نوین، ضرورت بازنگری در نظام سنجش توسعه صنعت بیمه را آشکار ساخته است. شاخص تراکم به دلیل پیوند مستقیم با رفتار اقتصادی شهروندان، توان تبیین بالاتری برای ارزیابی عمق صنعت و کیفیت نفوذ خدمات بیمهای دارد.
نظرات (0)