در حالی که ناترازی گاز، برق و بنزین به یکی از چالشهای جدی اقتصادی کشور تبدیل شده، یک کارشناس ارشد انرژی هشدار میدهد که تکیه صرف بر افزایش قیمت، نه تنها این بحران را حل نمیکند، بلکه میتواند دامنه آن را گستردهتر کند. میرسامان پیشوایی با تشریح ابعاد مختلف این مسئله، خواستار طراحی یک بسته سیاستی چندوجهی به جای نسخههای تکبعدی شد.
ریشه ناترازی؛ فراتر از قیمتگذاری
پیشوایی با اشاره به شکاف عمیق میان عرضه و تقاضای انرژی در کشور، قیمتگذاری نامتناسب را یکی از عوامل اصلی این وضعیت معرفی کرد؛ به این معنا که فاصله فاحش میان ارزش جهانی حاملهای انرژی و قیمت عرضهشده در داخل، تقاضا را از دو مسیر افزایش میدهد: نخست، امکان تبدیل انرژی به کالاهای دیگر و کسب سود از این اختلاف قیمت و دوم، ایجاد زمینههای قاچاق، بهویژه در مورد بنزین.
او اما تأکید کرد که قیمت تنها بخشی از معادله است و نمیتوان همه بار مسئولیت را بر دوش آن انداخت: «باید مجموعه علل را بررسی کنیم؛ هم عواملی که تقاضا را کاهش میدهند و هم عواملی که عرضه را افزایش میدهند. به عنوان مثال، در بخش گاز که مصرف آن در زمستان به اوج میرسد، باید پرسید بخاریهای موجود چه استانداردی دارند؟ متأسفانه اکثر این تجهیزات مصرف بالایی دارند و بهینهسازی در این زمینه یا انجام نشده یا بسیار محدود بوده است.»
این کارشناس برای روشنشدن ابعاد بحران به رقمی قابل توجه اشاره کرد: در اوج مصرف زمستانی، ایران روزانه حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون مترمکعب گاز مصرف میکند؛ رقمی که بیش از دو برابر کل صادرات گاز روسیه به اروپا در دوران اوج آن است.
چرا آزادسازی ناگهانی قیمت شکست میخورد؟
پیشوایی در نقد رویکرد آزادسازی یکباره قیمتها، سه ملاحظه اساسی را مطرح کرد. نخست، زمان و مکان اجرای اصلاح قیمت؛ به باور او، اجرای این سیاست بدون توجه به شرایط اقتصادی کلان، سیاسی و اجتماعی میتواند حتی تصمیمهای خوشنیت را بیاثر کند.
دومین نکته، دوز اصلاح است. او با تشبیه جامعه به بیماری که دچار آسیبهای متعدد شده، توضیح داد: «هیچ پزشکی بیماری را که دست و پا و سرش شکسته، یکجا به اتاق عمل نمیبرد، چون بیمار توان آن را ندارد. در سیستمهای بزرگ نیز میزان تغییر قابلاجرا در یک زمان محدود است. دستیابی به قیمت جهانی یا قیمت بهینه ممکن است در یک گام میسر نباشد و لازم است این کار بهتدریج و همراه با اجرای سایر سیاستهای بستر مانند عرضه بخاریهای کممصرف انجام شود.»
سومین وجه، بعد روانی و اجتماعی است. این کارشناس با یادآوری تورمهای سنگین ماههای اخیر — که در بخش مواد غذایی به حدود ۱۰۰ درصد رسیده و در سایر اقلام بین ۶۰ تا ۱۰۰ درصد بوده است — تصریح کرد که افزایش قیمت انرژی در این شرایط، به نوعی «دمیدن در آتش تورم» است و زمان مناسبی برای چنین اقدامی نیست.
راهکار پیشنهادی؛ اصلاح هوشمند به جای افزایش فراگیر
پیشوایی در عین حال اصلاح قیمت را در بلندمدت ضروری دانست، اما با یک شرط مهم: هوشمندی و هدفگیری دقیق. به گفته او، بار افزایش قیمت باید متوجه مشترکانی شود که مصرفی بالاتر از الگوی استاندارد دارند، بدون آنکه به دهک خاصی اشاره شود. او همچنین پیشنهاد کرد کمک به اقشار ضعیفتر به شکل یارانه مستقیم پرداخت شود تا علاوه بر اصلاح رفتار پرمصرفها، حمایت اجتماعی و اجماع عمومی نیز حفظ شود؛ چراکه مردم میپذیرند افزایش قیمت متوجه کسانی است که مصرف مسئولانهای ندارند.
وابستگی برق به گاز؛ تهدیدی که باید مهار شود
بخش دیگری از اظهارات این کارشناس به وابستگی شدید صنعت برق به گاز اختصاص داشت؛ وابستگیای که به گفته او، کمبود یا گرانی گاز را مستقیماً به برق منتقل میکند و خود یک تهدید راهبردی محسوب میشود. با این حال، او از حرکتهای تازه در این مسیر استقبال کرد و گفت تاکنون حدود یک هزار و ۲۰۳ مگاوات نیروگاه خورشیدی به شبکه متصل شده است که بدون نیاز به سوخت، به کاهش این وابستگی کمک میکند.
پیشوایی در پایان بر لزوم نگاه یکپارچه به گاز و برق به عنوان اجزای یک «سبد انرژی متوازن» تأکید کرد و گفت: اگر بتوان سهم نیروگاههای حرارتی را از حدود ۸۵ درصد به حدود ۵۰ درصد کاهش داد، آسیبپذیری شبکه بهویژه در شرایط خاص کنونی بهطور محسوسی کم میشود و رقابتی شکل میگیرد که هم برای مصرفکننده و هم برای تولیدکننده سودآور است. به باور او، این تنوعبخشی، حلقه گمشده اکوسیستم انرژی کشور است که باید در زمان مناسب به آن پرداخته شود تا انرژی پایدار، ایمن و با قیمت مناسب در دسترس همگان قرار گیرد.
نظرات (0)