اعتراضات اخیر بحرین و تلاش مقامات منامه برای نسبت دادن معترضان به ایران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که این روایت از کجا آب می‌خورد. بررسی‌ها نشان می‌دهد این اتهام‌زنی نه یک ابتکار تازه، بلکه ادامه همان سیاستی است که از دوران سلطه بریتانیا بر خلیج فارس دنبال می‌شد؛ سیاستی که در آن «هراس از ایران» به ابزاری برای توجیه نفوذ خارجی و سرکوب مطالبات مردمی تبدیل شده بود.

اتهام به ایران؛ الگویی که از استعمار به ارث رسیده است

در روزهای اخیر، مقامات بحرین بار دیگر معترضان را به ارتباط با ایران متهم کرده‌اند و سعی دارند خواسته‌های مردمی را به یک تهدید خارجی پیوند بزنند. تحلیلگران معتقدند این روش، بازتولید همان الگویی است که در دوره استعمار بریتانیا در منطقه رواج داشت؛ در آن دوره نیز هر بار که موجی از اعتراضات یا نارضایتی‌ها در سواحل جنوبی خلیج فارس شکل می‌گرفت، حاکمان محلی برای منحرف کردن افکار عمومی و توجیه سرکوب، اتهام «وابستگی به ایران» را مطرح می‌کردند.

این روایت‌سازی دو هدف اصلی داشت: نخست، انحراف توجه از مطالبات داخلی و نارضایتی‌های اقتصادی و سیاسی؛ دوم، فراهم کردن زمینه‌ای برای توجیه حضور و نفوذ نیروهای خارجی در منطقه. به این ترتیب، هر اعتراضی به «تهدید ایران» تعبیر می‌شد و بهانه‌ای برای مداخله بیشتر می‌ساخت.

کنسولگری بوشهر؛ مرکز راهبرد استعماری در خلیج فارس

کنسولگری انگلیس در بوشهر یکی از مراکز اصلی اجرای این راهبرد به شمار می‌رفت. این نهاد همزمان دو مأموریت را دنبال می‌کرد: از یک سو فشار بر ایران و محدود کردن نفوذ آن در آب‌های خلیج فارس، و از سوی دیگر ایجاد هراس در دل حاکمان سواحل جنوبی خلیج فارس نسبت به «تهدید ایران».

در واقع، مقامات بریتانیا با بزرگ‌نمایی توانمندی‌های ایران و ترسیم تصویری تهدیدآمیز از آن، حاکمان محلی را به سمت حمایت از استعمار سوق می‌دادند. این سیاست باعث می‌شد حاکمان منطقه، حفظ قدرت خود را نه در پاسخ به مطالبات مردم، بلکه در پناه گرفتن در سایه قدرت خارجی ببینند؛ نتیجه‌ای که به تثبیت حضور بریتانیا در خلیج فارس برای دهه‌ها انجامید.

از راهبرد کهنه تا روایت‌های امنیتی امروز

کارشناسان می‌گویند این پروژه تاریخی همچنان در ساختار روایت‌های سیاسی و امنیتی منطقه تأثیرگذار است. اتهام‌زنی به معترضان بحرینی، بزرگ‌نمایی تهدید ایران در رسانه‌های منطقه‌ای و تلاش برای بازتعریف مسائل داخلی به عنوان تهدید خارجی، همگی نشانه‌هایی از تداوم همان الگویی است که در دوران استعمار شکل گرفت.

آنچه امروز در مناقشات منطقه‌ای دیده می‌شود، در حقیقت بقایای راهبردی است که روزگاری از دل کنسولگری بوشهر هدایت می‌شد؛ راهبردی که به جای پرداختن به ریشه‌های واقعی نارضایتی‌ها، «ایران‌هراسی» را به محور روایت‌های امنیتی منطقه تبدیل کرده است.

بدین ترتیب، هر بار که اعتراضی در کشورهای حاشیه خلیج فارس به ایران نسبت داده می‌شود، در واقع فصل تازه‌ای از همان کتاب کهنه استعمار ورق می‌خورد؛ کتابی که فصل‌هایش تغییر کرده، اما خط اصلی روایت آن همچنان پابرجاست.