میانکاله که روزگاری با آواز پرندگان مهاجر و نسیم تالاب شناخته می‌شد، این روزها بیش از هر چیز با دود و خاکستر گره خورده است. هنوز دود حریق‌های هفته‌های گذشته از آسمان این منطقه کنار نرفته که بار دیگر شعله‌های آتش بخشی از پوشش گیاهی این پناهگاه ارزشمند حیات‌وحش را به کام خود فرو برد؛ حادثه‌ای که دهمین مورد در بازه‌ای کوتاه‌تر از یک ماه به شمار می‌رود و نگرانی فعالان محیط‌زیست را به اوج رسانده است.

جزئیات حریق امروز

بر اساس گزارش خبرنگاران محلی، آتش‌سوزی امروز در حالی آغاز شد که پوشش گیاهی خشک منطقه و وزش باد، گسترش شعله‌ها را سرعت بخشیده بود. از نخستین ساعات وقوع حادثه، محیط‌بانان، یگان حفاظت محیط‌زیست و گروه‌های عملیاتی وارد میدان شدند و عملیات مهار آتش را آغاز کردند. تجهیزات اطفای حریق، ماشین‌آلات سنگین و تانکرهای آب نیز برای کنترل شرایط به منطقه اعزام شده‌اند.

با این حال، دشواری دسترسی زمینی به برخی کانون‌های حریق، مسئولان را بر آن داشته تا یک فروند بالگرد برای مشارکت در عملیات اطفا به منطقه اعزام کنند تا از گسترش بیشتر آتش جلوگیری شود. به گفته منابع محلی، بخش‌هایی از علفزارها و نیزارهای میانکاله تاکنون در آتش سوخته و ارزیابی دقیق خسارت‌ها پس از مهار کامل حریق ممکن خواهد بود.

نگینی که ارزشش فراتر از یک استان است

میانکاله یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های طبیعی ایران و از مهم‌ترین ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره جهان به شمار می‌رود. این پهنه هر سال میزبان هزاران پرنده مهاجر، گونه‌های نادر گیاهی و جانوری و بخشی از تنوع زیستی کشور است. به همین دلیل، هر بار که شعله‌های آتش بخشی از این منطقه را در بر می‌گیرد، تنها علفزارها نمی‌سوزند؛ زیستگاه پرندگان، خزندگان، پستانداران کوچک و حشرات نیز آسیب می‌بیند و چرخه طبیعی اکوسیستم مختل می‌شود.

کارشناسان تأکید می‌کنند بازسازی چنین زیستگاهی ممکن است سال‌ها زمان ببرد و برخی خسارت‌های وارد شده هرگز قابل جبران نباشند. این منطقه میراث طبیعی یک استان یا یک ناحیه نیست؛ سرمایه‌ای ملی است که حفاظت از آن، مسئولیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی مازندران می‌طلبد.

چرا بحران تکرار می‌شود؟

ثبت ۱۰ آتش‌سوزی در کمتر از یک ماه، دیگر یک اتفاق مقطعی و طبیعی نیست. کارشناسان محیط‌زیست عوامل متعددی را در این سلسله حریق‌ها مؤثر می‌دانند: خشکسالی‌های پیاپی، افزایش دما، خشک شدن پوشش گیاهی، بی‌احتیاطی برخی افراد و در مواردی احتمال دخالت عوامل انسانی. آنچه ماجرا را پیچیده‌تر می‌کند، نبود زیرساخت‌های کافی برای مقابله سریع با آتش در این منطقه است.

نبود بالگرد مستقر، دشواری تردد خودروهای آتش‌نشانی در عمق تالاب و کمبود تجهیزات تخصصی سبب می‌شود آتش در ساعات اولیه فرصت گسترش پیدا کند و عملیات مهار با دشواری بیشتری همراه شود. در بسیاری از کشورهای دارای تالاب‌های حساس، سامانه‌های پایش هوشمند، پهپادهای شناسایی، برج‌های دیده‌بانی و تیم‌های واکنش سریع به‌صورت دائمی مستقر هستند تا کوچک‌ترین دود پیش از تبدیل شدن به بحران مهار شود.

درس‌های تکرارشونده و خواسته فعالان

تکرار این حریق‌های زنجیره‌ای، ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت میانکاله را بیش از هر زمان دیگری آشکار کرده است. فعالان محیط‌زیست خواستار آن هستند که مدیریت بحران به خاموش کردن آتش محدود نشود و حلقه‌های مفقوده‌ای مانند پیشگیری، آموزش، پایش مستمر و تجهیز منطقه نیز تکمیل شوند. برخورد قاطع با عوامل احتمالی انسانی و تقویت یگان حفاظت از دیگر خواسته‌هایی است که بارها از سوی کارشناسان مطرح شده است.

اکنون همه امیدوارند آتش امروز هرچه سریع‌تر مهار شود، اما پرسش اصلی این است که آیا این آخرین حریق میانکاله خواهد بود یا باید منتظر یازدهمین و دوازدهمین آتش‌سوزی نیز باشیم؟ میانکاله سرمایه‌ای ملی و میراثی جهانی است و تداوم این بحران‌ها، پاسخ روشنی به این پرسش می‌دهد که حفاظت از آن، نیازمند عزمی فراتر از واکنش‌های مقطعی است.