همهچیز از یک ستون دود آغاز شد؛ دودی که از میان پوشش گیاهی بلند تالاب میانکاله بالا میرفت و برای محیطبانان و اهالی منطقه، معنایی جز یک حادثه تازه نداشت. بالگردها بار دیگر به پرواز درآمدند و نیروهای محیطزیست، منابع طبیعی، آتشنشانی و مدیریت بحران دستبهدست هم دادند تا شعلهها پیش از نفوذ به عمق زیستگاه مهار شوند. اما پرسشی که هر تابستان تکرار میشود، همچنان بیپاسخ مانده است: چرا این بحران هر سال از نو ساخته میشود؟
میانکاله؛ بهشتی که هر تابستان میسوزد
آتشسوزی در میانکاله تازهترین اتفاق این فصل نیست؛ تقریباً هر سال با بالا رفتن دما و خشک شدن پوشش گیاهی، بخشی از این ذخیرهگاه ارزشمند طعمه حریق میشود. زیان این حادثه تنها به سوختن بوتهها و علفها محدود نمیشود؛ زیستگاه پرندگان مهاجر، خزندگان، پستانداران کوچک و صدها گونه جانوری دیگر نیز در معرض خطر قرار میگیرد.
جنگلهای کهن هیرکانی در خط مقدم خطر
وضعیت در جنگلهای هیرکانی نیز بهتر از این نیست. این عرصههای میلیونساله که از ارزشمندترین جنگلهای پهنبرگ جهان به شمار میروند، این روزها با گرمای بیسابقه، کاهش رطوبت و وزش بادهای گرم دستوپنجه نرم میکنند. کافی است یک تهسیگار خاموشنشده، یک بطری شیشهای رها شده یا آتشی که گردشگری درست خاموش نکرده باشد در دل طبیعت باقی بماند تا در چند دقیقه دهها هکتار خاکستر شود.
۹۵ درصد حریقها؛ حاصل رفتار انسان
بررسیهای انجامشده نشان میدهد بیش از ۹۵ درصد آتشسوزیهای جنگلها و مراتع کشور منشأ انسانی دارد. کارشناسان تأکید میکنند گرما و خشکسالی تنها بستر گسترش آتش را فراهم میکنند، اما آغازکننده بیشتر حریقها بیاحتیاطی و سهلانگاری انسانی است.
آمادهباش مسئولان و طرح مشارکت روستاییان
مهرداد خزاییپول، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران ـ نوشهر، با هشدار نسبت به افزایش خطر حریق در هیرکانی اعلام کرده که یگان حفاظت، جنگلبانان و قرقبانان در آمادهباش کامل هستند و گشتهای حفاظتی در مناطق حساس تشدید شده است. به گفته او، طرح «هر دهیاری، یک جنگلبان» نیز در روستاهای مستعد حریق اجرا میشود تا از ظرفیت جوامع محلی برای شناسایی سریع آتش و جلوگیری از گسترش آن استفاده شود.
مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران نیز با اشاره به افزایش خطر حریق در میانکاله، از گردشگران، صیادان و ساکنان محلی خواسته است از روشن کردن آتش و رها کردن مواد قابل اشتعال خودداری کنند. کنعانی مدیریت حریق را یک زنجیره منسجم میداند که در آن پیشگیری، پایش مستمر، تشخیص سریع، فرماندهی واحد و هماهنگی همه دستگاهها باید در کنار یکدیگر دنبال شوند. او همچنین بر ساماندهی گردشگری در میانکاله تأکید دارد و معتقد است حضور گردشگران باید متناسب با ظرفیت اکولوژیک منطقه و بر اساس ضوابط حفاظتی مدیریت شود.
نگاه کارشناسان؛ پیشگیری، حلقه گمشده بحران
بهزاد انگورج، کارشناس ارشد جنگل و منابع طبیعی، اما نگاه دیگری به ماجرا دارد؛ او میگوید مدیریت حریق در ایران سالهاست از مسیر علمی خود فاصله گرفته و «فرابینی در پیشگیری» به فراموشی سپرده شده است. به باور او، آتشبُرها، تجهیز نیروهای عملیاتی و استقرار امکانات اطفا تنها بخشی از مدیریت بحران هستند و نمیتوانند جایگزین جنگلداری علمی و مدیریت اکولوژیک جنگل شوند؛ جنگل باید پیش از رسیدن نخستین جرقه ایمن شود، نه زمانی که شعلهها از کنترل خارج شدهاند.
انگورج با یادآوری مثلث حریق شامل مواد قابل اشتعال، حرارت و اکسیژن توضیح میدهد که اگرچه نمیتوان حرارت و اکسیژن را در طبیعت کنترل کرد، اما با مدیریت علمی میتوان حجم مواد قابل اشتعال را کاهش داد و احتمال گسترش آتش را به حداقل رساند.
جنگلهای تنک؛ انبار باروت طبیعی
بزرگترین تهدید به باور این کارشناس، جنگلهای تنک است؛ جایی که نور خورشید بهراحتی به کف زمین میرسد و رشد انبوه گیاهان علفی را ممکن میسازد. بارشهای مناسب بهاری نیز این روند را تشدید میکند؛ پوشش سبز و متراکمی که با پایان فصل رویش به تودهای خشک و بسیار قابل اشتعال تبدیل میشود. به همین دلیل است که در بسیاری از مناطق، جنگل به مرتعی مشجر بدل شده و فاصله زیاد درختان، رشد علفها و فشار چرای دام، خطر حریق را چند برابر کرده است.
راه نجات؛ احیای طبیعی به جای واکنشهای مکانیکی
راهکار پیشنهادی کارشناسان، احیای طبیعی جنگلهاست؛ رویکردی که با قرق علمی، کاهش فشار دام، محدود کردن مداخلات انسانی و فراهم کردن فرصت استقرار نهالهای طبیعی، تراکم درختان را افزایش میدهد. با سایهاندازی بیشتر تاج درختان، نور کمتری به کف جنگل میرسد، رشد علفها کاهش مییابد و حجم مواد قابل اشتعال بهمرور کمتر میشود. تجربه کشورهایی مانند چین نشان میدهد این روش میتواند جنگلهایی با تابآوری بیشتر در برابر آفات، خشکسالی و آتش بسازد.
به باور کارشناسان، تا زمانی که مدیریت جنگلها از مرحله واکنش به مرحله پیشگیری منتقل نشود، آتش همچنان هر تابستان در کمین هیرکانی، میانکاله و دیگر عرصههای طبیعی کشور خواهد نشست و تابستان برای جنگلهای شمال، بیش از آنکه فصل رویش باشد، فصل اضطراب و آمادهباش باقی خواهد ماند.
نظرات (0)