«اربعین امسال در جاده نجف تا کربلا؛ از یاد رهبر شهید تا پرچمهای سرخ خونخواهی» عنوان یکی از پرمخاطبترین اخبار این روزهای خبرگزاری است؛ خبری که در نگاه نخست گزارش یک راهپیمایی مذهبی به نظر میرسد، اما در لایههای زیرین خود تصویری از وضعیت یک ملت در میانه بحران را حمل میکند. میلیونها زائر در گرمای مرداد از نجف به سمت کربلا پیاده میروند؛ پرچمهای سرخ بر فراز موکبها برافراشتهاند و چهرههایی که خاطره رهبر شهید را زنده میکنند، در میان جمعیت دیده میشوند. پرسش این تحلیل ساده نیست که «چه خبر است»؛ پرسش اصلی این است که چرا این آیین کهن، در سالی که جنگ و بحران سرفصل خبرهاست، بار دیگر به پرمخاطبترین روایت تبدیل میشود؟
پاسخ، فراتر از مناسک، در کارکرد اربعین بهمثابه یک «رسانه زنده» نهفته است؛ رسانهای که نه سردبیر دارد و نه الگوریتم مرکزی، اما میلیونها تولیدکننده محتوا و مخاطب را همزمان در خود جای میدهد. در این تحلیل میکوشیم با نگاهی متفاوت از روایتهای رایج، زمینهها، علتهای پرمخاطبی، بازیگران اصلی، پیامدها و سناریوهای پیش روی این پدیده را واکاوی کنیم؛ نگاهی که اربعین را نه صرفاً آیین، بلکه میدان رقابت روایتها و آزمون مدیریت جمعی میبیند.
زمینه؛ از آیین نجف تا رسانه کربلا
پیادهروی اربعین ریشهای چندصدساله دارد، اما شکل امروزین آن محصول دو دهه اخیر است. پس از سال ۲۰۰۳ و فروپاشی حکومت بعث، راهپیمایی اربعین که در دوران صدام سرکوب شده بود، بهتدریج احیا شد؛ با این حال نقطه عطف اصلی، سال ۲۰۱۴ و اوج بحران داعش بود که پیادهروی اربعین به یک پاسخ جمعی به تهدید وجودی تبدیل شد و شمار زائران جهشی چندبرابری یافت. از آن سال به بعد، اربعین نهتنها یک آیین مذهبی، بلکه یک پدیده اجتماعی-سیاسی فراگیر شد که هر سال میلیونها نفر از عراق، ایران و دهها کشور دیگر را در مسیر نجف تا کربلا گرد هم میآورد.
اما زمینه امسال متفاوت است. خبرها از جنگ ایران و آمریکا و ایران و اسرائیل، از تنگه هرمز و دریای سیاه، فضای رسانهای را پر کرده است؛ در همین حال، خبرها و تصاویر اربعین همچنان در صدر پربازدیدترین مطالب سایت قرار دارد. این همزمانی تصادفی نیست: در سالهای بحران، آیینهای جمعی کارکرد «پناهگاه معنایی» پیدا میکنند؛ جایی که فرد میتواند از هیاهوی اخبار جنگ فاصله بگیرد، اما همزمان با جمعی که درد مشترک دارد همدلی کند. ذکر «رهبر شهید» در روایت اربعین امسال و پرچمهای سرخ خونخواهی، نشانه پیوند این آیین با حافظه جمعی تازه است؛ حافظهای که هنوز زخمهایش التیام نیافته است.
علتهای پرمخاطبی؛ آناتومی جذابیت اربعین
چرا محتوای اربعین در میان صدها خبر روزانه، بیشترین توجه را جلب میکند؟ دستکم چهار عامل در این پرمخاطبی نقش دارد. نخست، تماشایی بودن بصری: تصاویر دریای جمعیت از نمای هوایی، موکبهای بیانتها، و چهرههایی که خستگی و شادی را همزمان نشان میدهند، از آمادهترین قابها برای رسانههای تصویری است. دوم، اقتصاد هیجان: روایتهای مهماننوازی، غذای رایگان، آشنایی غریبهها و اشکهای دیدار، محتوایی تولید میکند که «احساسبرانگیز» است و در شبکههای اجتماعی بیشترین بازنشر را دارد.
سوم، رسانه مشارکتی: هر زائر با یک گوشی هوشمند، یک خبرنگار سیار است؛ لایوهای جاده، عکسهای موکبها و استوریهای روزانه، میلیونها قطعه محتوای پراکنده میسازند که مجموع آنها یک «پخش زنده» بیوقفه از مسیر نجف تا کربلا ایجاد میکند. چهارم، الگوریتم: شبکههای اجتماعی محتوای پرتعامل را تقویت میکنند و اربعین، با توجه به حجم بالای تعامل احساسی کاربران، بهطور طبیعی در صدر پیشنهادها قرار میگیرد. این ترکیب، اربعین را به یک «رسانه ارگانیک» تبدیل کرده که حتی در رقابت با پوشش خبری جنگ، مخاطب را حفظ میکند؛ نه بهرغم عاطفی بودن، بلکه دقیقاً بهخاطر آن.
در سایه جنگ؛ یاد رهبر شهید و زبان پرچمهای سرخ
بعد تازه اربعین امسال، پیوند آن با تجربه جنگ است. در فضای پس از جنگ، سوگ جمعی به دنبال معنایی میگردد و آیینهایی مانند اربعین، قالبی آماده برای این معنا میسازند. پرچم سرخ در فرهنگ شیعی، پیشینه خونخواهی و اعتراض دارد؛ از اینرو برافراشتن آن در موکبها، پیامی فراتر از عزاداری را منتقل میکند: «یاد شهیدان، مطالبه پاسخگویی و پایداری در برابر دشمن». یاد رهبر شهید نیز در همین میدان معنایی قرار میگیرد؛ نامی که برای میلیونها نفر به نماد مقاومت تبدیل شده و حضور تصاویر و یادبودهای او در مسیر پیادهروی، پیوند میان نسلها را برقرار میکند.
با این حال، همین لایه معنایی، اربعین را به میدان رقابت روایتها تبدیل کرده است. هر بازیگر سیاسی-مذهبی میکوشد پیام خود را بر این آیین سوار کند؛ از روایت «وحدت امت اسلامی» تا روایت «مقاومت در برابر نظام سلطه». این رقابت در ذات خود نه خوب است و نه بد؛ اما خطر آن، «ابزارانگاری» آیین است؛ یعنی تبدیل شدن یک مناسک معنوی به کالایی برای مصرف رسانهای و سیاسی. درک این خطر، برای رسانهای که میخواهد پوششی منصفانه ارائه دهد، ضروری است: اربعین را میتوان روایت کرد بدون آنکه به یکی از جناحهای این رقابت تبدیل شد.
بازیگران و ذینفعان؛ از موکبدار تا الگوریتم
اربعین یک میدان چندبازیگری است. در سطح نخست، زائران قرار دارند؛ میلیونها نفری که هم مخاطباند و هم تولیدکننده محتوا. در سطح دوم، موکبداران و خادماناند؛ ستون فقرات لجستیکی این رویداد که با هزینه شخصی و داوطلبانه، غذا، اسکان و خدمات بهداشتی فراهم میکنند و در عمل «دولت موازی» رفاه را در مسیر پیادهروی میسازند. در سطح سوم، نهادهای دولتی دو کشور عراق و ایران قرار دارند؛ از ستاد اربعین و دستگاههای امنیتی تا شهرداریها و وزارت بهداشت که مدیریت جمعیت میلیونی را بر عهده دارند. در سطح چهارم، رسانهها و پلتفرمها هستند؛ از خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونی تا شبکههای اجتماعی که به این رویداد شکل رسانهای میدهند.
در سطح پنجم، اقتصاد و بازار قرار دارد: حملونقل، ارز، مسکن، غذا و خدمات، هر ساله گردش مالی بزرگی را در استانهای کربلا و نجف و مسیرهای مرزی ایران رقم میزند. در سطح ششم نیز جریانهای سیاسی-مذهبی و نهادهای فراملی شیعه قرار دارند که اربعین را بستری برای نمایش اقتدار و انسجام خود میبینند. هر یک از این بازیگران، منافع و راهبرد خاص خود را دارد و درک رفتار اربعین بدون در نظر گرفتن این شبکه بازیگران، ناقص است.
پیامدها؛ اقتصاد، سیاست خارجی و امنیت
پیامدهای اربعین را در سه قلمرو میتوان بررسی کرد. در قلمرو اقتصاد، این رویداد برای عراق بهویژه استانهای زیارتی، یک فصل پررونق است؛ اما وابستگی شدید به این درآمد و نوسان شمار زائران، آسیبپذیری اقتصاد محلی را نیز افزایش میدهد. برای ایران نیز اربعین، هم هزینههای ارزی و لجستیکی دارد و هم فرصتی برای نمایش ظرفیتهای مدیریتی و همبستگی اجتماعی. در قلمرو سیاست خارجی، اربعین به ابزار «قدرت نرم» تبدیل شده است؛ نمایش میلیونی همبستگی فراملی، پیامی به افکار عمومی منطقه و جهان میفرستد که رسانههای رسمی بهتنهایی قادر به تولید آن نیستند. اما همین کارکرد، واکنشهای متقابلی نیز برمیانگیزد؛ برخی تحلیلگران و رسانهها تلاش میکنند اربعین را به «نمایش سیاسی» تقلیل دهند یا آن را تهدیدی برای امنیت منطقه معرفی کنند.
در قلمرو امنیت، چالش اصلی «مدیریت جمعیت» است: ازدحام، حوادث ترافیکی، بیماری و خطر حملات تروریستی، سالانه آزمون سختی برای دستگاههای امنیتی و امدادی دو کشور است. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر ضعف در این مدیریت، میتواند به فاجعهای انسانی و در همان حال به بحرانی رسانهای بدل شود. بنابراین اربعین نهتنها یک رویداد مذهبی و رسانهای، بلکه یک «آزمون حکمرانی» برای دولتهای میزبان است.
سناریوهای پیشرو؛ سه مسیر برای آینده اربعین
با توجه به روندهای موجود، سه سناریو برای آینده اربعین قابل تصور است. سناریوی نخست، «تداوم رشد و رسانهایشدن بیشتر» است؛ در این مسیر، شمار زائران همچنان افزایش مییابد، پلتفرمهای دیجیتال ابزارهای تازه مانند واقعیت افزوده و پخش زنده چندزبانه به کار میگیرند و اربعین به یک «رویداد رسانهای جهانی» با تقویم ثابت تبدیل میشود. سناریوی دوم، «امنیتیشدن و محدودیت در بحران» است؛ در صورت ادامه جنگ یا تشدید تهدیدات امنیتی، دولتها ممکن است شمار زائران را مدیریت و محدود کنند، مرزها را سختگیرانهتر کنند و اربعین به آیینی کوچکتر اما کنترلشدهتر بدل شود. سناریوی سوم، «تکثر روایتها و رقابت رسانهای» است؛ در این حالت، خود راهپیمایی همچنان گسترده است، اما روایتهای رقیب درباره معنای آن تشدید میشود و رسانهها بیش از گذشته به میدان نبرد روایتها تبدیل میشوند؛ نبردی که برنده آن، بازیگری خواهد بود که بتواند «اصالت» پیام را با «اعتبار» رسانهای ترکیب کند.
جمعبندی؛ اربعین آینهای برای جامعه و رسانه
اربعین در جاده نجف تا کربلا، بیش از آنکه یک خبر باشد، یک «رسانه زنده» و یک «آینه اجتماعی» است؛ آینهای که در آن میتوان تصویر امیدها، دغدغهها و زخمهای جمعی یک جامعه را دید. پرمخاطب شدن روایت «از یاد رهبر شهید تا پرچمهای سرخ خونخواهی» در سالی که جنگ سرفصل خبرهاست، تصادفی نیست؛ جامعه در این آیین، هم پناهگاهی برای سوگ جمعی مییابد و هم بستری برای ابراز هویت و مطالبات خود. برای رسانهها، مهمترین درس این است که اربعین را نه صرفاً یک رویداد مذهبی که باید گزارش کرد، بلکه یک پدیده مرکب از دین، سیاست، اقتصاد و رسانه ببینند و روایت آن را با همین پیچیدگی بسازند. برای مخاطبان نیز، درک این نکته ارزشمند است که هر قاب از اربعین که میبینند، بخشی از یک روایت بزرگتر است؛ روایتی که همزمان با پای پیاده، با گوشی، با پرچم و با اشک نوشته میشود. اربعین فردا هم خواهد بود؛ اما معنای آن را هر سال، جامعه و رسانهها با هم مینویسند.
نظرات (0)