غرب آسیا در روزهای اخیر بار دیگر به کانون بحرانهای امنیتی تبدیل شده است. با وجود اعلام رسمی آتشبسها و تلاشهای دیپلماتیک برای مهار تنش، تحولات میدانی روایت دیگری را روایت میکند؛ روایتی که در آن عملیات نظامی ارتش اسرائیل نهتنها متوقف نشده، بلکه دامنه آن به چندین جبهه بهطور همزمان گسترش یافته است.
نقض مکرر آتشبس در جنوب لبنان
تازهترین گزارشها از جنوب لبنان نشان میدهد ارتش اسرائیل بار دیگر توافق آتشبس را نقض کرده و مناطق مختلف این کشور را هدف حملات توپخانهای و پهپادی قرار داده است. بر اساس این گزارشها، شهرک المنصوری زیر آتش توپخانه رفته و میسالجبل چندین بار گلولهباران شده است. ایستگاه آب شقرا نیز به آتش کشیده شده و یک حمله پهپادی منطقه «مشاع میفدون» را هدف گرفته است.
ارتش لبنان نیز اعلام کرده که در جریان حمله به یک بولدوزر متعلق به این ارتش، یک نظامی لبنانی زخمی شده است. این رویداد نشان میدهد دامنه حملات از درگیری با گروههای مقاومت فراتر رفته و حاکمیت ملی لبنان نیز بهطور مستقیم در معرض تعرض قرار گرفته است. هدف قرار گرفتن زیرساختهای خدماتی همچون ایستگاه آب، زندگی غیرنظامیان را نیز بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد و صرفاً یک اقدام نظامی معمولی تلقی نمیشود.
آمار شرمآور یونیسف از تلفات کودکان غزه
در سوی دیگر بحران، نوار غزه همچنان با پیامدهای انسانی جنگ دستوپنجه نرم میکند. صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) در گزارشی تازه اعلام کرده که طی ۳۰۰ روز گذشته از زمان اعلام آتشبس، دستکم ۳۰۰ کودک فلسطینی جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین هر روز یک کودک قربانی خشونت شده است.
یونیسف این آمار را «شرمآور» و مغایر با تعهدات بینالمللی توصیف کرده و هشدار داده که صدها کودک دیگر نیز با جراحات شدید جسمی و روانی مواجه هستند. این گزارش بار دیگر نشان میدهد آتشبسی که نتواند امنیت ابتداییترین قشر جامعه را تضمین کند، بیش از آنکه نشانه پایان بحران باشد، نمادی از شکنندگی وضعیت امنیتی منطقه است.
یورش به اردوگاه قلندیا در کرانه باختری
کرانه باختری نیز همچنان یکی از کانونهای اصلی تنش باقی مانده است. در تازهترین عملیات ارتش اسرائیل در اردوگاه آوارگان قلندیا در شمال قدس، به گفته مقامهای فلسطینی، ۵۱ نفر زخمی و بیش از ۷۰ فلسطینی بازداشت شدهاند. در جریان این یورش، چندین خانه و تاسیسات شهری تخریب شده و دهها واحد مسکونی دیگر آسیب دیدهاند.
این تحولات نشان میدهد عملیات نظامی ارتش اسرائیل تنها به غزه محدود نیست و فشار بر ساکنان کرانه باختری با شدت ادامه دارد.
تجاوزهای مکرر به خاک سوریه
شاید مهمترین بخش تحولات اخیر به سوریه مربوط شود. برخی تصور میکردند پس از تغییرات سیاسی در دمشق و روی کار آمدن حاکمان جدید، سطح تقابل با تلآویو کاهش یابد؛ اما واقعیت میدانی خلاف این فرضیه را نشان میدهد. بر اساس گزارش منابع محلی و دیدهبان حقوق بشر سوریه، تنها طی ۴۸ ساعت گذشته، ۱۷ مورد تجاوز نظامی به مناطق مختلف جنوب سوریه ثبت شده است؛ از پیشروی خودروهای زرهی تا ورود گشتهای نظامی به مناطق مرزی.
بهنظر میرسد سیاست امنیتی اسرائیل تنها بر اساس مواضع سیاسی دولتهای همسایه شکل نمیگیرد. حتی کشوری که حاکمان جدید آن تلاش کردهاند از ورود به تقابل مستقیم پرهیز کنند نیز از تعرض نظامی در امان نمانده است. این واقعیت این برداشت را تقویت میکند که سیاست توسعهطلبانه تلآویو، هر خلأ امنیتی یا ضعف حاکمیتی را فرصتی برای گسترش نفوذ نظامی تلقی میکند.
چشمانداز تیره صلح در غرب آسیا
برخی کارشناسان مسائل راهبردی معتقدند اسرائیل طی سالهای اخیر سیاست «امنیت از طریق برتری نظامی» را با شدت بیشتری دنبال کرده است؛ راهبردی که بر اساس آن، هر نقطهای که تهدید بالقوه تلقی شود میتواند هدف عملیات پیشدستانه قرار گیرد. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده که چنین رویکردی بیش از آنکه امنیت پایدار ایجاد کند، چرخه خشونت و بیثباتی منطقهای را بازتولید کرده است.
ادامه حملات در چند جبهه، افزایش فشار بر غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و نقض مکرر حاکمیت کشورها، نهتنها افق صلح را دورتر کرده، بلکه خطر ورود بازیگران جدید به بحران را نیز افزایش داده است. تا زمانی که حقوق غیرنظامیان، حاکمیت ملی کشورها و قواعد حقوق بینالملل در عمل مورد احترام قرار نگیرد، چشمانداز دستیابی به ثبات پایدار در غرب آسیا همچنان دور از دسترس خواهد بود؛ منطقهای که بیش از هر چیز به ارادهای واقعی برای پایان دادن به چرخه خشونت نیاز دارد.
نظرات (0)