کتاب «تا آخر ایستادهایم» با تمرکز بر ادبیات پایداری و روایت نقش یگانهای ویژه فراجا در جنگ ۱۲ روزه، به قلم حسین زحمتکش زنجانی منتشر شد. این اثر در قالب مستندنگاری و خاطرهنویسی تلاش کرده است تصویری روشن از اقدامات نیروهای یگانهای ویژه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در روزهای جنگ ارائه دهد.
این کتاب به همت مرکز تحقیقات کاربردی یگانهای ویژه فراجا و توسط انتشارات پژوهشیار برتر به چاپ رسیده است. نویسنده در این اثر کوشیده است بخشی از وقایع و تجربههای نیروهای یگانهای ویژه را در جریان جنگ ۱۲ روزه ثبت کند؛ روایتی که افزون بر اقدامات امنیتی، بخشی از زندگی و خاطرات شهدای این یگان را نیز دربرمیگیرد.
ضرورت حفظ حافظه تاریخی در مقدمه کتاب
در مقدمه این کتاب با اشاره به نقش نیروهای مسلح و امنیتی کشور در دفاع از ایران آمده است که پاسداشت تلاشها و جانفشانیهای نیروهای نظامی و انتظامی و ثبت روایت شهدای این عرصه، برای حفظ حافظه تاریخی کشور ضروری است. در ادامه، جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی بهعنوان یکی از مقاطع مهم تاریخ معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته و بر ضرورت ثبت و روایت زمینهها، وقایع و پیامدهای آن تأکید شده است.
نویسنده این رویداد را دارای ظرفیتهایی برای آشنایی نسل جوان با واقعیتهای جنگ و ضرورت اتکا به توان داخلی و تقویت قدرت ملی دانسته است.
تمرکز بر پایتخت و روایت فرماندهان
«تا آخر ایستادهایم» بهطور مشخص بر عملکرد یگانهای ویژه فراجا در جریان جنگ، با تمرکز بر حوزه پایتخت، متمرکز است و تلاش دارد بخشی از اقدامات امنیتساز این نیروها را در روزهای جنگ روایت کند. ساختار کتاب با روایت فرمانده یگانهای ویژه، سردار مسعود مصدق، و دیگر فرماندهان ردهبالای این یگان از روزهای جنگ آغاز میشود و سپس به روایت زندگی و خاطرات شهدای این نیرو میپردازد.
شهدای یگانهای ویژه؛ روایتهایی به شیوه «منراوی»
یکی از بخشهای کتاب به شهدای یگانهای ویژه فراجا اختصاص دارد؛ شهدایی که در جریان حمله رژیم صهیونیستی به ستاد فرماندهی یگانهای ویژه در بلوار بسیج به شهادت رسیدند. در این بخش روایتهایی کوتاه از زندگی شهدای کادر و سرباز وظیفه ارائه شده است.
بر اساس توضیحات کتاب، روایت این شهدا با تمرکز بر زندگی خانوادگی و نظامی آنان و به شیوه «منراوی» تنظیم شده است؛ در این شیوه، شهدا روایت زندگی خود را از زبان اولشخص بیان میکنند. روایت شهدای مجرد خطاب به مادرانشان و روایت شهدای متأهل خطاب به همسرانشان شکل گرفته است.
روایت روز سوم جنگ؛ نمونهای از متن کتاب
بخشی از روایتهای کتاب به روزهای نخست جنگ بازمیگردد؛ روز سوم جنگ، بیستوپنجم خرداد، راوی صبح را با جلسه هماهنگی با سردار فیضجعفری میگذراند و به برخی نقاطی که اسرائیل هدف قرار داده میرود تا امنیت منطقه تأمین شود؛ اگر این اقدام انجام نشود، کنترل از دست متولیان امر خارج شده و مأموران امداد و نجات نمیتوانند به کارشان برسند.
ساعت سه بعدازظهر همان روز خبر میرسد به میدان قدس حمله شده است. اسرائیل تخمین زده بود یکی از نفرات مهم نظام در ساختمانی در حوالی میدان قدس حضور دارد و به همین دلیل آن نقطه را هدف قرار داده بود؛ شاید گمان میکرد سردار ابوباقر، جانشین سپاه قدس آنجاست، اما اطلاعاتش غلط بوده و کسی داخل ساختمان نبوده است. با این حال این حمله بینتیجه نماند؛ موشک هم ساختمان را زد و هم شاهلوله آب شمیران را که از جلوی آن عبور میکرد، ترکاند و باعث شد ظرف چند دقیقه دو میلیون لیتر آب بیرون بریزد و سطح خیابان را پر کند.
راوی مینویسد این موجود خبیث هیچجا را بیخودی نمیزند و هدفش ایجاد نارضایتی میان مردم بوده است. با ترکیدن شاهلوله، رودخانه کلانی راه افتاد و پیکر دو سه شهید تا نزدیکی متروی قیطریه با خود آب کشیده شد. راوی و همراهانش حدود دو سه ساعت در آنجا میمانند، پیکرها را جدا میکنند، وضعیت را عادی و راه را مسدود میکنند و بقیه کارها را به گروههای امداد و نجات میسپارند.
تلفیق مستندنگاری و خاطرهنویسی
«تا آخر ایستادهایم» در مجموع تلاشی برای ثبت بخشی از تجربه نیروهای یگانهای ویژه فراجا در جریان جنگ ۱۲ روزه و پاسداشت شهدای این مجموعه است؛ روایتی که مستندنگاری وقایع جنگ را با خاطرهنگاری و روایت زندگی شهدا درهم میآمیزد و تصویری از ابعاد انسانی و خانوادگی شهدای این یگان ارائه میدهد.
نظرات (0)