نظام انرژی جهان این روزها دیگر شبیه چند دهه گذشته نیست؛ مسیر تولید و مصرف انرژی دستخوش تغییراتی بنیادین شده و نشانههای آن در گسترش پنلهای خورشیدی روی بامها و دشتها، چرخش توربینهای بادی در خشکی و دریا، باتریهای عظیم ذخیرهسازی برق و فروش فزاینده خودروهای برقی دیده میشود. این دگرگونی اما به معنای کنار گذاشته شدن نفت و گاز نیست؛ بلکه وزن بازیگران عرصه انرژی در حال جابهجایی است.
ارقام کلیدی سال ۲۰۲۵ از نگاه IEA
بر پایه دادههای آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای جهانی انرژی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳ درصد و معادل نزدیک به هشت اگزاجول افزایش یافته است؛ رشدی که نسبت به دو درصد سال ۲۰۲۴ کندتر بوده و اندکی از میانگین ۱.۴ درصدی دهه گذشته نیز پایینتر است. به گفته این آژانس، ترکیبی از رشد اقتصادی آهستهتر، کاهش رشد صنایع انرژیبر در برخی مناطق، شرایط اقلیمی متفاوت و بهبود بهرهوری انرژی، عامل این کاهش سرعت بوده است.
نکته برجسته سال ۲۰۲۵ این است که برای نخستین بار یک فناوری تجدیدپذیر مدرن، یعنی انرژی خورشیدی، بزرگترین سهم را در پاسخ به رشد تقاضای انرژی جهان به خود اختصاص داد؛ خورشید بیش از یکچهارم افزایش تقاضا را پوشش داد و پس از آن گاز طبیعی با حدود ۱۷ درصد و نفت با حدود ۱۵ درصد قرار گرفتند. اگر خورشید، باد، برقآبی، هستهای و سایر منابع کمانتشار را یکجا در نظر بگیریم، این مجموعه نزدیک به ۶۰ درصد رشد تقاضای انرژی جهان در سال ۲۰۲۵ را تأمین کرده است.
باتریها و رکورد تازه تجدیدپذیرها
جهان تنها به دنبال تولید برق بیشتر نیست؛ به دنبال برقی است که در هر ساعت شبانهروز در دسترس باشد. برای همین سال ۲۰۲۵ افزون بر ۱۰۸ گیگاوات ظرفیت جدید ذخیرهسازی باتری در جهان نصب شد که نسبت به سال قبل ۴۰ درصد بیشتر است؛ ظرفیت نصبشده باتری در جهان اکنون یازده برابر سال ۲۰۲۱ شده و حدود ۹۰ درصد استقرارهای جدید از باتریهای لیتیوم-آهن-فسفات (LFP) هستند.
همزمان، ظرفیت تازه نصبشده انرژیهای تجدیدپذیر جهان در سال ۲۰۲۵ به ۸۰۰ گیگاوات رسید؛ رشدی ۱۶ درصدی و بیستوسومین رکورد متوالی سالانه در این حوزه. بیش از سهچهارم این ظرفیت به خورشیدی و حدود ۲۰ درصد به باد اختصاص داشته است. پشت این ارقام، سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری، خطوط انتقال تازه، کارخانهها، باتریها و تصمیمهای سیاستی قرار دارد.
خودروهای برقی و محو شدن مرز حملونقل و برق
تحول انرژی به نیروگاهها محدود نمیماند. فروش خودروهای برقی جهان در سال ۲۰۲۵ از مرز ۲۰ میلیون دستگاه گذشت و به حدود ۲۱ میلیون رسید؛ یعنی بیش از ۲۰ درصد رشد نسبت به سال قبل و تقریباً یک خودرو از هر چهار خودروی فروشرفته. این روند مرز سنتی میان «بخش حملونقل» و «بخش برق» را در حال محو شدن قرار داده است؛ خودروی آینده نهتنها بنزین کمتری مصرف میکند، بلکه میتواند به عضوی فعال در اکوسیستم مدیریت مصرف برق تبدیل شود.
نفت و گاز هنوز زندهاند
با وجود همه این تحولات، نباید به روایت اغراقآمیز «پایان عصر سوختهای فسیلی» دل بست. تقاضای نفت در سال ۲۰۲۵ حدود ۰.۶۵ میلیون بشکه در روز و تقاضای گاز طبیعی حدود ۴۰ میلیارد مترمکعب افزایش یافته است، هرچند رشد سالانه گاز از ۲.۸ درصد در ۲۰۲۴ به حدود یک درصد کاهش یافته است. زغالسنگ نیز همچنان جایگاه خود را در سبد انرژی جهان حفظ کرده است؛ بنابراین داستان واقعی نه مرگ نفت، که تغییر وزن بازیگران است.
چالش ایران در برابر قطار تحول انرژی
آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند رشد تقاضای برق جهان تا پایان این دهه به طور میانگین بالاتر از ۳.۵ درصد در سال بماند و سهم تجدیدپذیرها و انرژی هستهای در تولید برق جهان تا آن زمان به حدود ۵۰ درصد برسد. در همین نقطه، پرسش برای ایران جدی میشود؛ کشوری که چهارمین ذخایر بزرگ نفت و یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد اما هر سال تابستان و زمستان با بحران تکراری ناترازی انرژی روبهروست.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، حدود ۹۳ درصد برق ایران در سال ۲۰۲۲ از سوختهای فسیلی تولید شده و گاز طبیعی به تنهایی سهمی نزدیک به ۸۵ درصد داشته است؛ وابستگیای که در روزهای اوج مصرف، زنجیره تأمین را تحت فشار قرار میدهد و نیروگاهها را به سمت سوختهای مایع سوق میدهد.
پژوهشی که در نشریه «انرژی پالیسی» (Energy Policy) منتشر شده نیز با مدلسازی بخش انرژی ایران نشان میدهد در صورت ادامه روندهای موجود، کسری برق کشور میتواند از ۷.۶۸ گیگاوات به ۲۳.۵۳ گیگاوات در سال ۲۰۴۱ برسد. یافته مهم این پژوهش آن است که ترکیب اصلاح یارانه انرژی، ارتقای بهرهوری و توسعه تجدیدپذیرها بهمراتب مؤثرتر از تکیه صرف بر افزایش عرضه است.
پیام برای سیاستگذاری انرژی ایران
بهباور کارشناسان، ریشه ناترازی ایران نه کمبود ذخایر، که شیوه حکمرانی بر انرژی است؛ قیمتگذاری ناکارآمد، شدت بالای مصرف، سرمایهگذاری ناکافی، راندمان پایین نیروگاهها، فرسودگی شبکه و تأخیر در توسعه تجدیدپذیرها سالهاست روی هم انباشته شدهاند. وقتی انرژی با قیمتی بهمراتب پایینتر از هزینه واقعی آن عرضه میشود، انگیزه صرفهجویی و سرمایهگذاری در بهرهوری تضعیف میشود و هزینه پنهان ناکارآمدی به بودجه، محیط زیست، واردات و صادرات منتقل میگردد.
پیام گزارشهای تازه جهانی برای ایران روشن است: این کشور الزاماً به انرژی بیشتری نیاز ندارد، بلکه به مصرفِ هوشمندانهتر و تولیدِ کارآمدتر احتیاج دارد. قطار تحول انرژی جهان در حال حرکت است و آنچه تعیین میکند ایران در کجای این مسیر قرار بگیرد، تصمیمهایی است که در سیاستگذاری امروز گرفته میشود.
نظرات (0)