این روزها کافی است چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی بچرخیم تا با موج تازه‌ای از واکنش‌ها به یک چهره شناخته‌شده روبه‌رو شویم؛ یک ویدئو، بریده‌ای از یک گفت‌وگو یا حتی چند جمله کوتاه منتشر می‌شود و خیلی زود هزاران نفر در یک «دادگاه مجازی» صف می‌کشند تا درباره او قضاوت کنند. نمونه اخیر این ماجرا، واکنش‌هایی بود که به ویدئوی مجتبی شکوری از سفر کربلا شکل گرفت و بسیاری را به بازخوانی حرف‌ها و مواضع گذشته او کشاند. کمی بعد نیز انتشار بریده‌هایی از مصاحبه مجید واشقانی موج تازه‌ای از بحث‌ها را به راه انداخت و بحث را از اصل گفت‌وگو فراتر برد.

این دو نمونه تنها گوشه‌ای از اتفاقی است که تقریباً هر روز در فضای مجازی تکرار می‌شود: آدم‌هایی که به واسطه یک جمله، یک عکس، یک سفر یا یک انتخاب شخصی، ناگهان از جایگاه «محبوب» به «منفور» می‌افتند یا برعکس. گویی برای شناخت یک انسان دیگر نیازی به دانستن تمام ماجرا نیست و همان چند ثانیه ویدئو برای صدور حکم کافی به نظر می‌رسد.

ریشه‌شناسی قضاوت‌های شتابزده

بهمن نامور مطلق، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان دلیل این شتاب را ناآشنایی جامعه با اصول نقد و داوری می‌داند. به گفته او، در آموزش‌وپرورش، نهادهای رسانه‌ای و ارتباطات جمعی، نقد و قضاوت‌کردن به‌عنوان مهارتی تربیتی جدی گرفته نمی‌شود؛ حال آنکه کودک باید در خانواده، مدرسه و رسانه چنان پرورش یابد که جنبه نقادانه‌اش تقویت شود. وقتی این تربیت اتفاق نیفتد، داوری‌ها سطحی می‌شوند و همه‌چیز به دوگانه‌های بد و خوب، سیاه و سفید، تقسیم می‌شود؛ چراکه دیدن آدم‌ها در قاب سیاه‌وسفید بسیار آسان‌تر از تحلیل عمیق آن‌هاست.

«خودی» و «دیگری»؛ مرز ساده‌ای که قضاوت را آسان می‌کند

این جامعه‌شناس به یکی دیگر از ریشه‌های این پدیده هم اشاره می‌کند: تقسیم‌بندی «خود و دیگری» در جامعه. به گفته او، به محض اینکه کسی را «خودی» بدانیم، هرچه بگوید خوب تلقی می‌شود و اگر او را «دیگری» یا «نامحرم» فرض کنیم، هرچه بگوید بد ارزیابی می‌شود. این وضعیت، برچسب‌زدن و انگ‌گذاشتن را بسیار راحت کرده است؛ حال آنکه ما نه تنها در بسیاری از موارد وظیفه‌ای برای داوری نداریم، بلکه باید یاد بگیریم گاهی فقط گوش بدهیم و با نظری مخالف آشنا شویم.

نامور مطلق همچنین با اشاره به اینکه جامعه امروز «ملتهب» است، می‌گوید چنین جامعه‌ای به سمت افراط می‌رود و به داوری‌های تند و افراطی بیشتر توجه می‌کند. از نگاه او، مشکل دیگر فقدان الگوهای خوب برای نقد است؛ الگوهایی که اگر هم وجود داشته باشند، در رسانه‌ها بازتاب نمی‌یابند و در برابر آن، چهره‌های افراطی با اظهارنظرهای عجیب، بیش از دیگران دیده شده و به مرجع جوانان تبدیل می‌شوند.

رسانه‌ها و فضای مجازی؛ فرصت یا تهدید

در این میان، رسانه‌ها نیز سهمی در این وضعیت دارند؛ چنان‌که به گفته این جامعه‌شناس، برجسته‌سازی افراد افراطی در رسانه ملی و سایر رسانه‌ها، جوانان را با الگوهای نامناسبی روبه‌رو می‌کند. او همچنین به انتقال بخشی از فرهنگ فحاشی در داوری از برخی جوامع خارجی اشاره می‌کند که در فیلم‌ها و محتوای مجازی بازتاب یافته و به تدریج در جامعه ما نیز رواج پیدا کرده است؛ در حالی که فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی بر این تأکید داشت که درباره هر چیزی نباید نظر داد، نظر باید از سر تخصص باشد و در داوری نیز اخلاق رعایت شود.

فضای مجازی به‌ویژه در ایران، به دلیل نارضایتی بسیاری از مخاطبان از رسانه‌های رسمی، به مهم‌ترین میدان گفت‌وگو تبدیل شده است. این فضا هم می‌تواند جامعه را ارتقا دهد و هم می‌تواند آن را به سمت تنزل ببرد؛ زیرا نبود مواجهه چهره‌به‌چهره و سرعت بالای انتقال پیام، باعث می‌شود افراد مطالب را صریح‌تر و حتی تندتر از آنچه در ارتباط حضوری ممکن است، بیان کنند.

راه‌حل از نگاه جامعه‌شناس

نامور مطلق تأکید می‌کند که باید «تربیت و اخلاق قضاوت» در جامعه ارتقا یابد؛ به این معنا که هر کس تنها در حوزه تخصص خود داوری کند و برای قضاوت، رویکرد و جایگاه نظری داشته باشد. او همچنین بر ضرورت حفظ اقشاری چون استادان دانشگاه و روحانیون به‌عنوان الگوهای اخلاقی جامعه تأکید می‌کند و هشدار می‌دهد که وقتی از همین اقشار رفتارهای خارج از مرز اخلاقی دیده شود، جوانان نمی‌دانند برای یافتن الگو به چه کسی رجوع کنند؛ وضعیتی که برای انسجام ملی و تربیت اخلاقی آینده کشور خطرناک است.

به باور او، راه برون‌رفت از این بحران، بازگرداندن نقد و داوری به جایگاه علمی و اخلاقی آن است: تربیت نقادانه در خانواده و مدرسه، معرفی الگوهای متین و متخصص از سوی رسانه‌ها و بازگرداندن فضای مجازی به مسیر گفت‌وگوی انسانی و محترمانه؛ در غیر این صورت، هر روز شاهد نمونه‌های تازه‌ای از همین «کارخانه تبدیل آدم‌های محبوب به آدم‌های منفور» خواهیم بود.