منطقه غرب آسیا در هفته‌های اخیر شاهد تحرکی دیپلماتیک تازه بود؛ امضای توافق‌نامه نظامی و امنیتی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که به «پیمان مکه» شهرت یافته است. این پیمان در شرایطی امضا شد که منطقه بر اثر جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در وضعیتی بی‌سابقه قرار دارد و معادلات امنیتی آن نسبت به گذشته به کلی تغییر کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز به واسطه میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی هزینه‌های سنگینی متحمل شده‌اند و در روزهای اخیر زیرساخت‌های پادشاهی سعودی بارها از سوی نیروهای مسلح یمن هدف قرار گرفته است.

پیمان مکه چه می‌گوید؟

در بیانیه مشترک سه کشور، هدف از این پیمان «تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه» و «ارتقای همه جنبه‌های همکاری دفاعی» اعلام شده است. وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، این توافق را از نظر فنی به بند پنجم پیمان ناتو تشبیه کرده است؛ بندی که بر اساس آن حمله به یک عضو به منزله حمله به همه اعضا تلقی می‌شود. این تشبیه، بحث درباره ماهیت واقعی پیمان مکه را به یکی از داغ‌ترین موضوعات کارشناسی منطقه تبدیل کرده است.

تفاوت‌های بنیادین با ناتو

کارشناسان معتقدند فاصله معناداری میان پیمان مکه و ائتلاف آتلانتیک شمالی وجود دارد. ناتو از یک ستاد فرماندهی مشترک و دائمی با اختیارات صریح در شرایط بحرانی برخوردار است، اما در توافق سه‌جانبه مکه هیچ نهاد بالادستی یا ستاد کلی برای هماهنگی ارتش‌های سه کشور پیش‌بینی نشده است. این خلأ ساختاری به این معناست که در صورت وقوع جنگ، تصمیم‌گیری عملیاتی به دیپلماسی کند و مذاکرات طولانی میان سران ارتش‌ها واگذار خواهد شد.

افزون بر این، متن پیمان به صراحت مشخص نکرده است که در صورت وقوع حمله، چه نوع واکنش نظامی و با چه مقیاسی از سوی متحدان صورت خواهد گرفت. به بیان دقیق‌تر، هیچ واکنش نظامی خودکاری در این توافق تضمین نشده است؛ مصداق بارز آن نیز حملات کوبنده رزمندگان انصارالله یمن به خاک سعودی و ناتوانی ارتش عربستان و اعضای این پیمان در پاسخ‌گویی به آن است.

چالش‌های پیش روی اعضا

حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان به تجربه جنگ هشت‌ساله عربستان علیه یمن اشاره کرد که با حضور ۱۴ کشور در قالب یک ائتلاف منطقه‌ای انجام شد. به باور او، این تجربه ثابت کرده است که پیمان‌های دفاع مشترکی مانند پیمان مکه نمی‌توانند امنیت پایداری برای ریاض ایجاد کنند.

این کارشناس همچنین به موانع جدی اجرایی شدن پیمان از سوی دو عضو دیگر اشاره کرد:

  • پاکستان درگیر تنش‌های پراکنده با افغانستان است و ظرفیت چندانی برای ورود به یک تعهد دفاعی جدید در غرب آسیا ندارد.
  • ترکیه به‌عنوان عضو ناتو نمی‌تواند خارج از چارچوب این پیمان، نیروهای خود را برای دفاع از کشور دیگری اعزام کند و ارتش آن نیز نگاه مثبتی به عربستان ندارد.

نگاه تل‌آویو و واشنگتن

در پاسخ به پرسشی درباره واکنش آمریکا و اسرائیل به شکل‌گیری این پیمان، هانی‌زاده گفت که با وجود روابط پنهانی میان ریاض و تل‌آویو، رژیم صهیونیستی نسبت به هرگونه پیمان دفاعی خارج از توافق‌های ابراهیم بدبین است و به‌ویژه از تشکیل ساختار امنیتی گسترده توسط کشورهای عربی نگرانی جدی دارد. به گفته او، تا زمانی که عربستان روابط رسمی با اسرائیل برقرار نکند، این رژیم تحرکات دفاعی ریاض را رصد خواهد کرد و در شکل‌گیری چنین پیمان‌هایی کارشکنی خواهد کرد.

تهدید جدی برای امنیت انرژی

هانی‌زاده درباره پیامدهای پیمان مکه بر امنیت انرژی و خطوط انتقال نفت هشدار داد و تأکید کرد این پیمان نه تنها به برقراری امنیت کمکی نمی‌کند، بلکه واکنش‌های یمن را تشدید خواهد کرد. حملات اخیر انصارالله و ارتش یمن به پایگاه‌ها و تأسیسات راهبردی عربستان نشان‌دهنده توان بالای آنان برای آسیب‌رسانی به این کشور است و پرتاب موشک‌های بالستیک یمن عمدتاً متوجه تأسیسات نفتی سعودی، به‌ویژه پالایشگاه آرامکو بوده است.

به گفته این کارشناس، در پی حملات موشکی یمن و بسته شدن تنگه باب‌المند، صادرات نفت عربستان به نصف کاهش یافته و این موضوع در بلندمدت به چالشی جدی برای اقتصاد این کشور تبدیل خواهد شد.

پیامدها برای ایران

در پایان، هانی‌زاده درباره سناریوهای احتمالی ایران در مواجهه با این پیمان گفت: ایران با نگرانی به پیمان دفاعی مشترک عربستان، پاکستان و ترکیه نگاه می‌کند؛ چراکه هدف عربستان از این پیمان، ابتدا تقابل با یمن و سپس مهار ایران در دو ناحیه مرزی با پاکستان و ترکیه است. اگرچه پاکستان و ترکیه اعلام کرده‌اند که این پیمان متوجه ایران نیست، اما به باور این کارشناس، در نیمه پنهان توافق، ریاض انتظار دارد در صورت بروز جنگ میان ایران و آمریکا، اسلام‌آباد و آنکارا وارد عمل شوند؛ موضوعی که می‌تواند برای تهران مشکل‌آفرین باشد.