اسناد تازه‌ای که از آرشیو ساواک به دست آمده، پرده از ابعاد ناشناخته‌ای از نفوذ رژیم صهیونیستی در تهران دوران پهلوی برمی‌دارد. بر اساس این اسناد، تهران دهه پنجاه نه فقط پایتخت یک کشور به‌ظاهر مستقل، بلکه صحنه فعالیت گسترده دفتر نمایندگی اسرائیل بود؛ از برگزاری ضیافت‌های پرشکوه با حضور مقامات بلندپایه تا فروش اجباری بلیت فیلم و باج‌گیری مالی برای خزانه جنگ تل‌آویو.

دفتر نمایندگی اسرائیل؛ «دولتی در دولت» در خیابان کاخ

بر اساس این اسناد، دفتر نمایندگی رژیم صهیونیستی در پلاک ۱۴۵ خیابان کاخ تهران، که امروز خیابان فلسطین نامیده می‌شود، فعالیت می‌کرد؛ اما کارکرد آن بسیار فراتر از یک نمایندگی دیپلماتیک معمول بود. در اردیبهشت ۱۳۵۱ و به مناسبت بیست‌وپنجمین سالگرد تأسیس رژیم اسرائیل، ضیافتی در همین مرکز برپا شد و بن‌آمی، نماینده سیاسی وقت اسرائیل، پایان مأموریت خود را در همان مجلس اعلام کرد.

نکته قابل توجه آنکه هادی هدایتی، وزیر مشاور وقت، در نامه‌ای سری پس از گفت‌وگو با عباس خلعتبری، وزیر امور خارجه، اعلام کرده بود شاه دستور داده مقامات رسمی و وزیران در این مراسم شرکت نکنند تا خبر آن در جامعه نپیچد؛ با این حال رجال پهلوی برای حضور در این ضیافت صف کشیدند. مأموران پلیس شاه حتی با نصب بلندگو در خیابان کاخ، اسامی مدعوین را برای عابران اعلام می‌کردند؛ رفتاری که ساواک صراحتاً ثبت کرده است واکنش بسیار منفی مردم را برانگیخت.

ضیافت‌ها، بلیت‌های سینما و خزانه جنگ

فعالیت این پایگاه به جشن و پایکوبی محدود نمی‌شد؛ بلکه محلی برای غارت مالی و نفوذ اطلاعاتی به شمار می‌آمد. در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۲، بیش از هزار نفر از مقامات و رجال پهلوی در خیابان کاخ گرد هم آمدند؛ از منوچهر اقبال، نخست‌وزیر سابق و مدیرعامل شرکت ملی نفت، تا رؤسای مجلس سنا و شورای ملی، رشید نادرخانی، رئیس انجمن شهر تهران، و رئیس شهربانی کل کشور.

یک سال بعد، در اردیبهشت ۱۳۵۳، اوری لوبرانی و همسرش میزبان ۵۰ نفر از مقامات بودند؛ مجلسی که به صحنه مشاجره تند نادرخانی و عباس شاهنده، مدیر روزنامه فرمان، تبدیل شد. ارتشبد ازهاری، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، نیز در سال‌های بعد از مهمان‌های ثابت ضیافت‌های لوبرانی بود.

اما شاید جالب‌ترین بخش این اسناد به شیوه‌های تأمین مالی رژیم صهیونیستی مربوط شود. در ۱۵ آذر ۱۳۵۰، مئیر عزری ۱۵۷ نفر از کارمندان کلیمی بانک‌ها و شرکت ملی نفت ایران را در سالن انجمن کلیمیان گرد آورد تا با عنوان «مگبیت» برای خزانه جنگ اسرائیل کمک جمع‌آوری کند. در جلسه دیگری نیز با نمایش فیلمی که سازمان سینمایی اسرائیل ساخته بود، حدود ۶۰۰ نفر مجبور به خرید بلیت‌هایی از هزار تا ده هزار تومانی شدند تا عواید آن به نهضت جهانی یهود ارسال شود.

این روند حتی به هتل‌های لوکس تهران هم کشیده شد؛ در ضیافت شام هتل هیلتون به مناسبت عید شابوعوت با حضور ۵۰۰ نفر و میزبانی سپهبد صدری، عواید حاصل از برنامه‌ها مستقیماً به حساب «مگبیت» واریز می‌شد. به نوشته اسناد، این باج‌گیری‌ها تا سال ۱۳۵۷ با فروش بلیت‌های ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ تومانی فیلم‌های تبلیغاتی توسط واسطه‌ای به نام ربیعی در خیابان شاه ادامه داشت.

افسران اطلاعاتی و جلسات محرمانه

اسناد ساواک از حضور شخصیت‌های کلیدی نظامی و اطلاعاتی اسرائیل در تهران نیز پرده برمی‌دارد. در ۲۵ خرداد ۱۳۵۱، کوکتل معارفه اسحق‌کنان، معاون دفاع نظامی اسرائیل در امور «مگبیت»، و شالیت، بازرس این نهاد، برگزار شد. در ۱۱ تیر ۱۳۵۳ نیز لطف‌الله حی، نماینده اقلیت یهود در مجلس شورای ملی، در منزل خود ضیافتی به افتخار ابراهام کیدرون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، ترتیب داد.

اوج این همکاری‌ها در ۱۵ مهر ۱۳۵۲ و همزمان با جنگ چهارم اعراب و اسرائیل رخ داد؛ در حالی که کشورهای اسلامی تحریم نفتی را علیه تل‌آویو اعمال می‌کردند، وابسته نظامی اسرائیل در تهران در جمع حامیان مالی خود نقشه جنگ را روی دیوار نصب کرد و خطوط جبهه مصر و سوریه را تشریح نمود تا روحیه آنان را تقویت کند.

نفوذ در فرهنگ و رسانه

شبکه نفوذ صهیونیسم تنها به مقامات دولتی محدود نمی‌شد؛ لایه‌های فرهنگی و مطبوعاتی ایران نیز هدف گرفته شده بود. در صورت‌جلسات ضیافت‌های اریه لوین، وزیر مختار نمایندگی اسرائیل، نام‌هایی از چهره‌های مطبوعاتی و روشنفکران دیده می‌شود؛ از مهین پزشک‌پور (روزنامه اطلاعات بانوان)، جهانگیر بهروز (اکواف ایران) و هما سرشار (روزنامه کیهان) تا داریوش آشوری (سازمان برنامه) و سیمین دانشور (کانون پرورش فکری).

تأمین امنیت این مراسم‌ها تا آخرین روزهای حضور صهیونیست‌ها بر عهده ساواک و نیروهای انتظامی بود. حتی وقتی در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۵ آتش‌سوزی سینما ونک در نزدیکی منزل لوبرانی رخ داد، ساواک آن را خرابکاری مخالفان ارزیابی کرد و مراسم ۲۸ سالگی تأسیس رژیم صهیونیستی را با حضور ۳۰۰ نفر به باغی در کیلومتر ۱۳ جاده چالوس منتقل کرد. در ۳۰ آبان ۱۳۵۳ نیز برای سالمرگ بن‌گوریون، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، با حضور ۱۲۰ نفر در خیابان کاخ یک دقیقه سکوت اعلام و دستور جمع‌آوری پول صادر شد.

درس‌های یک پرونده تاریخی

بازخوانی این اسناد، حقیقت پیوند دیرینه رژیم پهلوی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را آشکار می‌سازد؛ دستگاهی که روزگاری ثروت ملی و اعتبار سیاسی ایران را در راه تثبیت اسرائیل هزینه می‌کرد. به گفته تحلیلگران، این اسناد در روزگاری که برخی رسانه‌های غربی دوران پهلوی را عصر استقلال ایران معرفی می‌کنند، روایت مستندی از وابستگی کامل آن رژیم به محافل صهیونیستی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چنین مسیری همچنان در اتاق‌های فکر واشنگتن و تل‌آویو دنبال می‌شود.