گزارشهای تازه از وضعیت شبکههای نسل پنجم در کشورهای عضو بریکس پلاس نشان میدهد که این فناوری دیگر تنها یک سرویس ارتباطی برای کاربران عادی نیست و بهتدریج به ستون فقرات دیجیتالی صنایع تبدیل شده است. به نقل از تیوی بریکس، منطق اقتصادی عامل اصلی این تغییر رویکرد است؛ در بسیاری از بازارهای نوظهور، دوره بازگشت سرمایه در بخش مصرفکننده طولانی است و به همین دلیل توجه سرمایهگذاران به کاربردهای صنعتی نسل پنجم جلب شده است.
از بازار مصرف تا کاربرد صنعتی
در کشورهای بریکس پلاس، بخشهایی مانند تولید، لجستیک و کشاورزی بیش از سایر حوزهها از ظرفیت شبکههای نسل پنجم بهره میبرند. کاهش زمان توقف خطوط تولید، بهینهسازی زنجیره تأمین و کاهش هزینههای انرژی از جمله آثاری است که این فناوری میتواند بهصورت قابلاندازهگیری به همراه داشته باشد. به همین دلیل، توسعه نسل پنجم بیش از گذشته برای وظایف مشخص تولیدی انجام میشود تا صرفاً برای مصرف گسترده عمومی.
سمیون تنایف، کارشناس فناوری اطلاعات، معتقد است نسل پنجم زیربنای فناوریهای فراگیری مانند اینترنت اشیای صنعتی، هوش مصنوعی و پردازش کلانداده است. به گفته وی، ترکیب این فناوریها ابزارهای دیجیتالیسازی صنعت و همکاریهای علمی و فناورانه را شکل میدهد و زمینه ایجاد کارخانههای هوشمند، لجستیک خودکار و سامانههای تحلیل پیشبینانه را فراهم میکند.
چهار سطح ارزشآفرینی در بازار نسل پنجم
ساختار سرمایهگذاری در بازار نسل پنجم به احداث شبکه محدود نمیشود و ارزش اقتصادی در چند سطح بههمپیوسته ایجاد میشود:
- زیرساخت فیزیکی: ایستگاههای پایه، خطوط فیبر نوری، مراکز داده و طیف فرکانسی که بخش عمده هزینههای سرمایهای در این سطح متمرکز است. اپراتورهای مخابراتی در کشورهای در حال توسعه بهطور میانگین ۲۰ تا ۲۵ درصد درآمد سالانه خود را به سرمایهگذاری اختصاص میدهند.
- خدمات شبکه: فراتر از خدمات سنتی تلفن همراه، شبکههای خصوصی نسل پنجم در صنایع، لجستیک، بنادر و بخش انرژی اهمیت فزایندهای یافتهاند و شبکه در این پروژهها به بخشی از فرایند تولید تبدیل میشود.
- راهکارهای سکویی: اینترنت اشیای صنعتی، سامانههای تحلیل پیشبینانه و پردازش لبهای، جایی که داده به منبعی برای تصمیمگیری مدیریتی تبدیل میشود.
- راهکارهای کاربردی: کشاورزی دقیق، شهرهای هوشمند و دوقلوهای دیجیتال تأسیسات صنعتی که دیجیتالیشدن در این سطح آثار اقتصادی قابلاندازهگیری ایجاد میکند.
بیانیه کازان و چارچوب اقتصاد دیجیتال
حرکت سامانه جهانی مخابرات از الگوی مبتنی بر مصرفکننده به سمت الگوی صنعتی با تحولات نهادی نیز همراه بوده است. در بیانیه کازان که در شانزدهمین اجلاس بریکس صادر شد، رهبران کشورهای عضو «نقش حیاتی همکاری صنعتی در تسریع رشد اقتصادی» را به رسمیت شناختند و بر تعمیق همکاری در بخشهای فناوری پیشرفته تأکید کردند. این رویکرد بر چارچوب مشارکت بریکس در اقتصاد دیجیتال در سال ۲۰۲۲ نیز استوار است که تقویت همکاری در زیرساختهای مخابراتی برای تضمین ارتباطات «ایمن، تابآور و مقرونبهصرفه» را دنبال میکند.
شکاف دیجیتال؛ مانع اصلی سرمایهگذاری
به گزارش اتحادیه بینالمللی مخابرات، ترافیک جهانی اینترنت همراه از سال ۲۰۲۱ بهطور میانگین سالانه ۱۹ درصد افزایش یافته که عمدتاً به تبادل داده میان ماشینها، اینترنت اشیای صنعتی و سامانههای پردازش توزیعشده مربوط میشود. با این حال، شکاف دیجیتال همچنان پابرجاست؛ پوشش نسل پنجم در کشورهای پردرآمد به ۸۴ درصد میرسد، در حالی که این رقم در کشورهای کمدرآمد تنها ۴ درصد است. مصرف داده به ازای هر اتصال نیز در این دو گروه ۱۷.۹ گیگابایت در برابر ۲.۲ گیگابایت در ماه است.
در کشورهای پردرآمد، نسل پنجم ۸۹ درصد جمعیت شهری و ۵۹ درصد جمعیت روستایی را پوشش میدهد، اما در کشورهای کمدرآمد این فناوری تنها برای ۹ درصد جمعیت شهری در دسترس است و در مناطق روستایی تقریباً وجود ندارد. سهم درآمدی که ساکنان کشورهای کمدرآمد برای یک بسته اینترنت پهنباند همراه پرداخت میکنند نیز بهطور میانگین ۲۲ برابر کشورهای پردرآمد است. این شرایط نشان میدهد که کشش قیمتی تقاضا در فقیرترین کشورها بسیار پایین است و کسب درآمد از ترافیک مصرفکننده بدون یارانه عملاً امکانپذیر نیست.
مدل چین در برابر مدلهای دیگر
در میان کشورهای بریکس پلاس، چین با استقرار ۴.۰۴ میلیون ایستگاه پایه نسل پنجم، بزرگترین زیرساخت این فناوری را در اختیار دارد. مدل چین بر استقرار متمرکز زیرساخت و مقیاس بزرگ بازار داخلی استوار است و بخش عمده هزینههای سرمایهای را دولت متحمل میشود که هزینه واحد فناوری را کاهش و سرعت پذیرش را افزایش داده است. شرکتهای فناوری چین نیز جایگاه مسلطی در بازار تجهیزات مخابراتی دارند و نقش مهمی در صادرات تجهیزات و راهکارهای کلیددردست به کشورهای جنوب جهانی ایفا میکنند.
این وضعیت هرچند استقرار سریع شبکهها را تضمین میکند، اما وابستگی فناورانه بالایی به تعداد محدودی تأمینکننده ایجاد کرده و فضای رقابت و تنوعبخشی را محدود میسازد. الکساندر داشیچف، کارشناس حاکمیت فناورانه و دیجیتال، معتقد است تفاوت میان مدلهای توسعه نسل پنجم تنها فناورانه نیست و جنبه ژئوپلیتیکی نیز دارد. در کشورهای جنوب صحرای آفریقا که تراکم زیرساخت فیبر نوری پایین است، دوره بازگشت سرمایه میتواند از ۱۰ سال فراتر رود، در حالی که متوسط بازگشت سرمایه پروژههای زیرساخت اقتصاد دیجیتال ۵ تا ۱۰ سال است؛ رقمی که با داراییهای زیرساختی سنتی قابلمقایسه است و جذابیت این پروژهها را برای سرمایهگذاران نهادی تأیید میکند.
نظرات (0)