با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی میان قدرت‌های بزرگ جهان و در سایه جنگ طولانی‌مدت اوکراین، یک پرسش محوری در محافل اقتصادی و سیاسی جهان شکل گرفته است: آیا تحریم‌های اقتصادی مانند آنچه علیه روسیه اعمال شد، می‌تواند روزی متوجه چین نیز باشد؟ پاسخ کوتاه به این پرسش آن است که اجرای چنین سناریویی به‌مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

وابستگی متقابل عمیق‌تر از تصور

زنجیره‌های تأمین جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که چین نقشی مرکزی در آن‌ها ایفا می‌کند. از کارخانه‌های بزرگ تولید لوازم الکترونیکی گرفته تا مونتاژ خودروهای الکتریکی و تولید تجهیزات پزشکی، بخش اعظم ظرفیت تولید صنعتی جهان در چین متمرکز شده است. این واقعیت به‌تنهایی نشان می‌دهد که قطع یک‌باره روابط اقتصادی با پکن، نه‌تنها چین بلکه کل اقتصاد جهان را با بحرانی بی‌سابقه مواجه خواهد کرد.

شرکت‌های بزرگ آمریکایی و اروپایی نیز بخش قابل‌توجهی از درآمد و مقیاس تولید خود را مدیون بازار عظیم چین هستند. بسیاری از غول‌های فناوری، خودروسازی و مصرفی جهان درآمدهای میلیاردی خود را از فروش در چین کسب می‌کنند و از دست دادن این بازار می‌تواند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به اقتصاد آن‌ها وارد کند.

نیمه‌رساناهای چین: وابسته به فناوری غرب

در سوی مقابل، چین نیز وابستگی‌های مهمی به فناوری‌های غربی دارد. با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان و تلاش‌های گسترده برای بومی‌سازی فناوری‌های حیاتی، پکن همچنان به واردات تراشه‌های پیشرفته، تجهیزات لیتوگرافی پیشرفته و بسیاری از قطعات حیاتی صنعت نیمه‌رسانا وابسته است. صنعت نیمه‌رسانای پیشرفته یکی از حوزه‌هایی است که هیچ‌کدام از دو طرف نمی‌توانند به‌سادگی از آن دست بکشند.

آمریکا با اعمال محدودیت‌های صادراتی بر تراشه‌های پیشرفته و تجهیزات ساخت آن‌ها به چین، سعی کرده رقیب اصلی اقتصادی خود را در حوزه فناوری عقب نگه دارد. اما این اقدامات تا حدی نتیجه معکوس داشته و چین را به تسریع برنامه‌های بومی‌سازی خود واداشته است. با این حال، فاصله چین با فناوری‌های نسل جدید همچنان قابل‌توجه است.

عناصر خاکی کمیاب: اهرم راهبردی پکن

یکی از مهم‌ترین اهرم‌های چین در این بازی اقتصادی، کنترل تقریباً مطلق بر استخراج و پردازش عناصر خاکی کمیاب است. این عناصر که نقشی حیاتی در صنایع پیشرفته از تلفن‌های هوشمند گرفته تا جنگنده‌های نسل پنجم و توربین‌های بادی دارند، عمدتاً در چین تولید می‌شوند. هرگونه قطع صادرات این مواد از سوی پکن می‌تواند صنایع حیاتی غرب را فلج کند.

رقابت فزاینده در کنار وابستگی متقابل

آنچه از تحلیل ساختار تجارت جهانی و روابط اقتصادی چین و غرب برمی‌آید، آن است که رقابت اقتصادی میان این دو طرف بیش از آنکه به سمت قطع کامل روابط پیش برود، وارد مرحله‌ای از وابستگی متقابل همراه با رقابت فزاینده شده است. هیچ‌یک از طرفین توانایی و تمایل کافی برای تحمل هزینه‌های سنگین قطع یک‌باره مناسبات اقتصادی را ندارند.

الگوی حاکم بر روابط اقتصادی امروز جهان، بیش از آنکه الگوی جنگ اقتصادی تمام‌عیار باشد، الگوی رقابت راهبردی درون یک شبکه به‌هم‌پیوسته است. تحریم‌های هدفمند و محدود احتمالاً ابزار اصلی سیاست‌گذاران خواهد بود، نه تحریم‌های فراگیر و یکپارچه‌ای که اقتصاد جهان را به‌طور کامل دگرگون کنند.